جاده هرازجاده هراز







سكوت من يه فرياده
اما همین چند هزار تومان از هر نفر از بازدید کنندگان روزانه این وبلاگ می تونه کمک موثری باشه برای رشد اوضاع حتی چند نفر در ماه و این یعنی راه خدا.
در این روش شما می تونید اینطور کمک کنید به رشد اوضاع جامعه ای که در اون زندگی می کنید.
اول اینکه هر کدوم از مطالب این وبلاگ رو خوندید و فکر کردید به دردتون خورده و تاثیری در رشد مادی یا معنویتون داشته به حساب آسايشگاه خیریه كهريزك واریز کنید.
چون درک و لمس کردم که تنها راه رشد و نجات یک اجتماع کمک به همنوع و اینکه سرنوشت همه ما به هم گره خورده.
یه مثال خیلی کوچیک می زنم. اگه تو شهری فقیر باشه خوب اون مجبوره تن به کارهای خلاف بده و شاید یه روزی شرش به خود ما برسه !
لطفا یه نگاه به رشد جرم و جنایت در همین شهر تهران بندازید. منظورم رو کاملا درک می کنید که تفاوت طبقاتی یعنی چه !
نکات مهم::
* فقط تنها خواهش مهمی که دارم اگر مایل بودید که بابت نوشته های من مبلغی به عنوان همیاری به آسايشگاه خيريه سالمندان كهريزك واریز کنید فقط به حساب آسايشگاه خيريه كهريزك واریز کرده و از واریز به هر نوع صندوق های دیگر که به فکر چیزهای دیگر به جز مردم هستند اکیدا خودداری کنید. ممنونم
* پول ضمانت آبادانی جهان ماده هست و فقط باید برای زنده ها خرج شه. پس لطفا از انداختن برای مرده ها ( هر کسی که هست) حداقل در مورد آثار من اکیدا خودداری کنید.
آسایشگاه خیریه کهریزک
شماره حسابهای بانکی آسایشگاه
1- شماره حساب 700 بانک صادرات باقرشهر شهرری، کد شعبه 1248 به نام آسایشگاه خیریه کهریزک
2- شماره حساب ارزی 40040 بانک ملی ایران شعبه کاشف بنام آسایشگاه خیریه کهریزک
3- حساب جاری شماره 4404 نزد بانک ملی ایران ، شعبه اسکان ، کد شعبه 271
4- حساب جاری شماره 33034333 نزد بانک تجارت ، شعبه ملائک ، کد شعبه 50
5- شماره حساب ارزی 09370-07476، Bank of America بنام بنیاد کهریزک در آمریکا که معافیت مالیاتی دارد
6- شماره حساب ارزی 0102729 - National Bank کد شعبه 1401 بنام بنیاد کهریزک در تورنتو کانادا
کلیه کمکهایی که از طریق حسابهای بانکی بنیاد کهریزک در آمریکا به این مرکز اهدا میشود، جزو هزینه های قابل قبول وزارت دارایی و اداره مالیات آمریکا (IRS) است.

آيا ريشه کنی فقر امکان پذير است؟ آيا بسط مراقبتهای بهداشتی به اقصی نقاط جهان ممکن است؟ آيا می توان اطمينان يافت که همهی کودکان درهمهی کشورها از آموزش مناسب برخوردار باشند؟ اين روياها امروز ممکن است دست نايافتنی به نظر آيند اما داستانهای اين کتاب نشان می دهند که می توان دنيا را به نحوی باور ناکردنی تغيير داد. بخش پنهان تاريخ امروز در حال آشکار شدن است. اين گشوده شدن همراه است با ظهور گروهی از نوآوران که راه حلهايشان پتانسيل تغيير بنيادی حيات را در همهی جهان در بر دارد.
اخبار اين تغييرات کمتر به گوش می رسد. بيشتر اخباری که ما دريافت می کنيم مشکلات جهان را منعکس می کنند. روشن است که ما با سيلی از چالشها و مخاطرات در اين سو و آن سوی مرزها مواجه هستيم و بايد دربارهی آنها کسب اطلاع کنيم. در حالی که ما در داستانهای مربوط به خشونت، فساد و بی لياقتی غوطه وريم کمتر از مبارزات و موفقيتهای مردمی که تحولات مثبت را به پيش می برند می شنويم. نسبت اطلاعات مسئله - محور به اطلاعات راه حل - محور در رسانهها کاملا نامتوازن است. اين عدم توازن واقعيت را به گونه ای ديگر نشان می دهد، روحيه زدا است، و مردم را از اطلاعاتی که برای ارزيابی مناسب مخاطرات و تشخيص فرصتها نياز دارند محروم می سازد. اگر از شما بخواهند ١٠ مشکل جهان امروز را فهرست کنيد برآوردن اين خواسته چه قدر طول خواهيد کشيد؟ دو دقيقه؟ فهرست کردن راه حلها چقدر طول خواهد کشيد؟
اين نکته حائز اهميت است که در دو دوره، جوايز صلح نوبل به کارآفرينان اجتماعی اعطا شده است: وانگاری ماثای بنيانگذار جنبش کمربند سبز در سال ٢٠٠٤، محمد يونس و بانک گِرامين در سال ٢٠٠٦. اعطای اين جوايز نمايانگر نوعی گذار از تاکيد بر حوزهی سياسی به حوزهی اجتماعی است. بيل کلينتون در يک سخنرانی در تريبون جهانی انسان دوستی در سال ٢٠٠٧ اظهار داشت که او انتظار روزی را می کشد که بيل دريتون، بنيانگذار آشوکا، جايزه صلح نوبل را دريافت کند. داستان آشوکا در اين کتاب به تفصيل بيان شدهاست.
دانشگاهها در سراسر دنيا به نحو فزآيندهای به مطالعهی کارآفرينی اجتماعی روی آوردهاند: از مدرسهی مديريت سعيد در دانشگاه آکسفورد، مدرسهی مديريت آی ای اس ای دانشگاه ناوارا در اسپانيا، موسسهی علوم اجتماعی تاتا در هندوستان، فانداچائو گِتوليا وارگاس در برزيل، تا موسسهی علم مديريت گوردون در دانشگاه پرتوريا در آفريقای جنوبی. فقط در ايالات متحده آمريکا و کانادا بيش از دويست دانشگاه به تاسيس مراکز، طراحی دروس دانشگاهی،ايجاد رقابت، اعطای بورسيه يا راه اندازی سخنرانیهای علمی در اين حوزه اقدام کردهاند. برنامهی آموزشی رينولدز در حيطهی کارآفرينی اجتماعی در مدرسهی عالی خدمات عمومی رابرت اف وَگنر در دانشگاه نيويورک يکی از جالب توجه ترين برنامهها در اين قلمرو است. اين برنامهی آموزشی همکارانش را ازهمهی رشتههای دانشگاهی شامل بر تعليم و تربيت، دندانپزشکی ،حقوق و پزشکی انتخاب می کند. مدعای اين برنامه آنست که مسير ايجاد تغيير در برابر هر دانشجو فارغ از رشتهی درسی و تخصصیاش باز است.
در هر سوی عالم، سدهای مفهومی که روزی دنيا را به قلمروهای اجتماعی و اقتصادی متفاوت تقسيم می کردند در حال فرو ريختناند و مردم با همهی وجود در امور اين عالم درگير هستند. لَری پيج و سِرگی برين گوگل دات اُرگ را به منزلهی يک شرکت انتفاعی و بازوی انسان دوستی گوگل تاسيس کردند تا بتوانند کمکهای مالی يا سرمايه گذاری انجام داده و بر حکومت اعمال نفوذ کنند. ( در آينده احتمالا يک دسته ترتيبات قانونی جديد برای اين گونه شرکتهای انتفاعی - اجتماعی دوگانه به وجود خواهد آمد.)
شبکه اميديار که بنيانگذار ای بِی، پيیِر اميديار، و همسرش پَم آن را تاسيس کردند ٩٠ ميليون دلار در امور و سازمانهای غير انتفاعی سرمايه گذاری کرده است. اين سرمايه گذاری معطوف به ايجاد محيط مناسبی جهت شکوفا کردن استعدادهای درونی افراد است. "آکيومِن فاند"، يک صندوق جهانی و غير انتفاعی با ريسک بالا، بيش از ٤٠ ميليون دلار در شرکتهايی با هدف ايجاد دسترسی به آب پاکيزه، توليد محصولات بهداشتی، و ايجاد مسکن ارزان قيمت برای افراد محروم سرمايه گذاری کرده است. به همين ترتيب، آشوکا ، که ١٤٠ ميليون دلار برای تشخيص و پشتيبانی از کارآفرينان اجتماعی سرمايه گذاری کرده است، اکنون در حال پيشبرد طرحی است که همکارانش را قادر می سازد با شرکتهای بزرگ همکاری کنند. هدف از اين همکاری فراهم کردن محصولات حياتی و خدمات برای گروههای بزرگی از مردم است که نيازهاشان برآورده نشده است.
از سوی ديگر، جِف اِسکال، اولين رييس ای بِی، يک بنياد و يک شرکت انتفاعی توليد فيلم برای تقويت اين تلاشها تاسيس کرده است. بنياد اِسکال ٥٥ ميليون دلار برای پشتيبانی از کارآفرينان اجتماعی اختصاص داده است اما شرکت "پارتيسيپنت پروداکشنز" اقدام به توليد يک مجموعه فيلمهای عامه پسند کرده است که به افزايش آگاهی عمومی می پردازند. اين آگاهی معطوف به همان مشکلاتی است که کارآفرينان اجتماعی بر آنها تاکيد دارند، از جمله حفاظت محيط زيست (فيلم "حقيقتی عذاب آور")، نابرابری اقتصادی و بهداشت ("ملت معتاد به غذای آماده"[۱] ) و درک متقابل فرهنگی ("دنيا به روايت سِسامی استريت").
کارآفرينی اجتماعی مثل کارآفرينی در حوزهی کار و تجارت دارای سطوح بيشماری است. افراد بيشماری هستند که به سوی ايجاد تغيير در سطوح ملی و جهانی کشانده شدهاند و در تلاشهای خويش حقيقتا قهرمانانه و استوار عمل میکنند. همهی ما به ذره بينهايی برای تشخيص تلاشهای قهرمانانه در پيش چشمهايمان نياز داريم. کارآفرينی اجتماعی تنها دربارهی تعداد اندکی از افراد با توانايیهای خارقالعاده نيست که ناجی ديگران باشند. کارآفرينی اجتماعی در عميق ترين سطوح آن به آشکار سازی امکانات ديده ناشده و آزاد سازی ظرفيت انسانی برای تغيير بخشی از دنيا مربوط میشود. کارآفرينی اجتماعی به يک کوله پشتی نياز دارد نه تحصيلات نخبهگرايانه. کليت دانش کارآفرينی اجتماعی در درگيری بی واسطه با دنيا شکل میگيرد. اين درگيری شامل است بر پرسيدن بسياری از سوالات و گوش دادن و مشاهده با علاقهی مفرط برای درک دنيای پيرامون.
کتاب "چگونه دنيا را تغيير دهيم: کارآفرينان اجتماعی و قدرت ايدههای نو" داستانهای آن دسته از کار آفرينان اجتماعی را بيان می کند که به طرح راه حلهای نظام يافته برای حل مشکلات اصلی جامعه می پردازند . از سال ٢٠٠٤ که اولين ويرايش اين کتاب منتشر شد حوزهی کارآفرينی اجتماعی رشد کرده و سطوح جديدی از علائق را به خود جلب کرده است. استفاده از تعبير " کارآفرين اجتماعی" در رسانهها سه چندان شده است.
آشوکا، شبکه بين المللی کارآفرينان اجتماعی که آثارشان در اين صفحات به ثبت رسيده است حيطهی کار خود را به بيست کشور جديد در اروپای شرقی و خاورميانه و از جمله ترکيه، مراکش، افغانستان و فيليپين گسترش داده است. اين سازمان اخيرا يک زن را به عنوان اولين همکار در عربستان سعودی برگزيده است و در نظر دارد به جستجوی کارآفرينان اجتماعی در اسراييل و استخدام نمايندگانی در چين و ژاپن اقدام کند. تا پايان سال٢٠٠٧، آشوکا ٢٠٠٠ نفر از کارآفرينان اجتماعی را که با ٧٠ کشور از نزديک کار کردهاند پشتيبانی خواهد کرد.
اين کتاب توسط مجيد محمدی و آرتميس دانه کار ترجمه شده و بر روی پايگاه اينترنتی خانهآزادی در بخش کتاب نشريهی گذار (سخنرانیهای مهم و تجربههای جهانيان) قرار داده شده است.
http://www.gozaar.org/freeform.php?id=38&type=Important%20Speeches&language=persian#

روز جهانی کورش، روز روشنائی و دادگری:
روز کورش، زادروزِ "منشور حقوق بشر"، به هممیهنان و آزادیخواهان خجسته باد.

هفتم آبان روز کورش بزرگ بر همگان پیروز و خجسته باد...
********************************************
۷آبان روز منشور حقوق بشر کورش بزرگ است باید افتخار کرد و جشن گرفت.
آربان می گوید: حقی که کوروش بزرگ بر گردن ایرانیان دارد به قدری زیاد است که هرگز ایرانی ها نخواهند توانست آن را ادا کنند و هر قدر او را تجلیل کنند سزاوار است ولی ما هیچ كار نمی كنیم.
کتزیاس می گوید: کوروش بزرگ ایرانیان را مبدل به یک ملت صنعتی کرد و طوری صنایع ایران در دوره هخامنشی پیشرفت کرد که از کشورهای دیگر برای فراگرفتن صنعت به ایران می اومدن و پس از مدتی کارآموزی به کشور خود بر می گشتند
کورش بزرگ: برابری زن و مرد، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی کار، آزادی مسافرت، آزادی در انتخاب همسر و برانداختن برده داری و نشان دادن راه ها و زندگی انسانی و کورش بزرگ پادشاهی دلیر، خردمند و مهربان و حتی زمانی که پادشاه ۳۹ کشور بود، تبعیض نژادی نمی کرد و جهان را در صلح قرار داده بود تا جایی که همه ملت ها خواستار پادشاهی کورش بزرگ بودن و حتی دشمنانش هم دوست داشتن او پیروز باشد تا از زیر ستم قوم های وحشی دیگر بیرون آیند و روزهای خوش و سرشار از کردار نیک و پندار نیک و گفتار نیک توسط کورش بزرگ داشته باشند.
من دین و آیین و رسوم ملت هایی كه من پادشاه آنها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند. من از امروز كه تاج پادشاهی را به سر نهاده ام، تا روزی كه زنده هستم، هرگز پادشاهی خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم كرد و هر ملتی آزاد است، كه مرا به پادشاهی خود بپذیرد یا نپذیرد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای پادشاهی بر آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد. من نخواهم گذاشت، كسی به دیگری ستم كند و من حق ستمدیده را از ستمگر خواهم گرفت و این حق رابه او بازپس خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد. من اجازه نمی دهم مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال، تصرف نماید.
من تا روزی كه زنده هستم، نخواهم گذاشت كه شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد، وی را بكار وادارد. من امروز اعلام می كنم، كه هر كس آزاد است، كه هر دینی را كه میل دارد، بپرستد و در هر نقطه كه میل دارد سكونت كند، مشروط بر اینكه در آنجا حق كسی را غضب ننماید، و هر شغلی را كه میل دارد، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو كه مایل است، به مصرف برساند، مشروط به اینكه لطمه به حقوق دیگران نزند. من اعلام می كنم، كه هر كس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ كس را نباید به مناسبت تقصیری كه یكی از خویشاوندانش كرده، مجازات كرد، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلی ممنوع است. و اگر یك فرد از خانواده یا طایفه ای مرتكب تقصیر می شود، فقط مقصر باید مجازات گردد، نه دیگران.
من اجازه نخواهم داد كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنیز بفروشند. و حكام و زیر دستان من، مكلف هستند، كه در حوزه حكومت و ماموریت خود، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و كنیز بشوند، و رسم بردگی باید به كلی از جهان برافتد.

" وجود ما بمنزله باغي است که اراده ما باغبان آن است" شکسپير
يکي از راه هاي ايجاد روحيه، براي رسيدن به هدف، اين است که طوري وانمود کنيم که " گويي " به هدف رسيده ايم. اينگونه تظاهر وقتي مؤثرتر است که حالت جسماني ما نيز مؤيد کسب موفقيت باشد.
فعاليت جسمي از ابزارهاي نيرومندي است که بلافاصله روحيه ما را عوض مي کند و نتيجه فوري آن ايجاد تحرک است. اگر جسم شما زنده، پرتحرک و شاد باشد، روحيات شما نيز از آن تبعيت مي کند. بزرگترين تکيه گاه ما در هر موقعيت، نيروي جسمي است، زيرا تأثير آن سريع و بدون خطا است. حالت جسمي و تصورات دروني، کلاً به هم مربوطند. تغيير يکي، بلافاصله در ديگري ايجاد دگرگوني مي کند.

اگر مي خواهيد تغييري فوري در حالت روحي خود ايجاد کنيد، راهش آن است که در حالت جسمي خود يعني نحوه تنفس، حالت بدن، حالت چهره، کيفيت حرکات و نظاير آن تغييرات لازم را بوجود آوريد.
بيماري و سلامت، و يا شادابي و افسردگي، اغلب اوقات بدست خود ما است. اينها تغييراتي است که بنا به تصميم ما، در جسم ما ايجاد مي شوند، گرچه اين تصميم آگاهانه نباشد. به راحتي مي توان رفتار فرد افسرده را درنظر مجسم ساخت. افراد افسرده هنگام راه رفتن به زمين نگاه مي کنند.
اگر راحت بايستيد، شانه هاي خود را عقب بکشيد، با تمام سينه نفس هاي عميق بکشيد و اگر به طرف بالا نگاه کنيد و از نظر جسماني خود را درحالت نيرومند قرار دهيد، نمي توانيد افسرده باشيد. در مورد بچه ها نيز مي توان از اين شيوه استفاده کرد. موقعي که آسيب ديده اند به آنها بگوييد بالا را نگاه کنند. درد و گريه آنها متوقف مي شود و يا دست کم بسرعت کاهش مي يابد.
کاري را در نظر بگيريد که تصور مي کنيد قادر به انجام آن نيستيد، اما مايليد که قدرت انجام آن را پيدا کنيد. ببينيد اگر توان انجام آن کار را داشتيد چگونه مي ايستاديد؟ چگونه صحبت مي کرديد؟ چگونه نفس مي کشيديد؟ آنگاه حتي المقدور خود را در آن وضعيت جسمي قراردهيد.بدن خود را در حالتي قراردهيد که بازگوکننده توان شما باشد. آنگاه به تغيير روحيه خود دقت کنيد. اگر حالت بدن خود را در وضع مناسب نگهداريد حس مي کنيدکه " انگار " توان انجام آن کار را داريد.
اگر احساس قدرت کنيم، کارهايي از ما ساخته است که در حالت ترس و ضعف و خستگي از ما برنمي آيد.
به چهره خود، حالت شادي ،ترس ، خشم ، تهوع يا تعجب بدهيد و بعد ملاحظه کنيد که همان حالات در شما ايجاد مي شود.
شما هر حالتي که به چهره بدهيد، کم و بيش دچار همان حالت مي شويد. اگر هنگام درد و ناراحتي بخنديد، ناراحتي شما رفع مي شود و اگر به چهر خود حالت غمگين بدهيد در وجود خود احساس اندوه مي کنيد.
هماهنگي رفتار، يکي از جنبه هاي مهم ارتباطات فيزيولوژيک است. اگر من بخواهم افکار و عقايد خود را بصورت پيام هاي مثبت و سازنده به شما ارائه کنم، اما در عين حال صداي من ضعيف و لحن من مردد و حرکات من نامناسب و يا نامشخص باشد، رفتارمن ناهماهنگ است. اين ناهماهنگي موجب مي شود که نتوانم جوهر وجودي خود را بروز دهم و حداکثر نيروي خود را بکار گيرم و يا روحيه خود را بقدر کافي قوي سازم. پيام هاي ضدونقيضي که به خود مي دهيم، بيش از هرچيز قدم هاي ما را سست مي کند. مثلاً ممکن است از کسي سوالي کنيد و او درجواب بگويد"بله" ولي درهمان حال بطور ضعيف سر را به علامت منفي تکان دهد، يا ممکن است بگويد" ازعهده اين کار بر مي آيم" ولي در همان حال شانه ها را خم کرده و به زمين نگاه کند و بطور سطحي نفس بکشد. اين حالات راشعور ناخودآگاه شما بصورت ديگري ترجمه مي کند. مثل اينکه آن شخص گفته باشد " ازعهده اين کار بر نمي آيم ". يعني بخشي از وجود او مايل به انجام کار و بخشي ديگر مخالف آن است. گويي در يک زمان در دو جهت مخالف حرکت مي کند.
ايجاد هماهنگي يکي از مهمترين عوامل ايجادکننده قدرت فردي است. تلقين به نفس بايد به نحو مؤکد باشد. اين تأکيد شامل کلمات، صدا، تنفس و کليه حالات جسماني است. اگر بين کلمات و حالات جسماني هماهنگي برقرار باشد، پيام هاي روشني به مغز داده مي شود که " نتيجه مطلوب و موردنظر اين است". در نتيجه ذهن طبق همان پيام، واکنش نشان مي دهد. اگر پيام ها و علائمي که جسم شما به مغز مي فرستد ضعيف يا متضاد باشند، مغز به روشني نمي داند چه کند. اگر کلماتي که ادا مي کنيد با حالت جسمي شما هماهنگي نداشته باشد نمي توانيد قدم مؤثري برداريد.
يکي از راه هاي ايجاد هماهنگي آن است که حالات هماهنگ افراد ديگر را مدل سازي کنيد. عصاره مدل سازي آن است که بفهميد يک فرد کارآمد و موفق از کداميک از بخش هاي مغز خود استفاده مي کند. اگر حرکات فردي را دقيقاً و آينه وار تکرار کنيد، همان بخش هاي مغز خود را تحريک مي نماييد.
اگر مي خواهيد مراکز نيروي دروني معجزه گر شما بيدار شود، آگاهانه حالات جسماني افرادي که مورد احترام و ستايش شما هستند مدل سازي کنيد تا حالات روحي آنان در شما ايجاد گردد.


گريه کن گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه گريه کن گريه غروره مرهم اين راه دوره گريه سهم دل تنگه آقاي شهردار! آقاي شهردار اين تصاوير را قبلا ديده ايد؟ تصاوير کودکاني که به خاطر آتش سوزي در مدرسه و به خاطر نبود بخاري گازي و امکانات گرمايشي مناسب به اين چهره افتادهاند ... آيا ما کم حافظه شدهايم؟ آيا جناب شهردار يادي از اين عزيزان کرده اند؟ آيا کمک به مردم روستايي و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش براي کشورهاي ديگه واجب تر نيست؟ نرگس براي عکاس نميخندد برق نگاه معصومشان با قابهاي چوبي در دست که در آن چهرههايي متفاوت از تصوير فعلياشان را نشان ميداد، آتش به دلمان زد. عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نبايد يک بخاري استاندارد در کلاسشان ميبود، و انگشتهاي ذوب شده نرگس در کنار کتاب فارسي کلاس سوم ما را ناخودآگاه به ياد حسنک کجايي، تصميم کبري، روباه و خروس و دهها درس خاطرهانگيز ديگر اين دوره انداخت. نميدانيم وقتي به درس پترس فداکار ميرسند، چه تصويري از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتي نميدانيم آيا به خاطر گرمي مشعل دهقان فداکار، او را دوست ميدارند. دخترکان و پسرکاني D8ا قابهاي بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج ميزند، بچههايي که رنگ نداشته ديوار خانهاشان حکايت از جيب خالي والدينشان براي هزينههاي سرسامآور درمان دارد و نميدانيم چرا تا به امروز گرههاي چروک چهرههايشان که قرار بود =2 0 ترميم شوند، هنوز باز نشده است و اين پرسش که آيا در ميان سيل پزشکان اين مرز و بوم کسي حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمي براي صورتکان اين بچهها باشد، ما را به خود مشغول کرده است. نرگس در روستايشان ميماند، به دنبال مرغ خانهاشان ميدود تا شايد با سر و صداي مرغ و خروسهاي خانه بتواند اندکي خود را تخليه کند. نرگس در کنار ديگر بچههاي قرباني غفلت ما در کنار بچههاي روستا براي گرفتن يک عکس حاضر ميشود اما او براي عکاس نميخندد. نرگس دفتر مشقش را باز ميکند، به زحمت و با کمک دست ديگر مداد سياه را در دست ميگيرد و در سطر اول مينويسد: اي کاش کلاسمان آتش نميگرفت اين ايميل را براي دوستان و آشنايانتان بفرستيد شايد به دست پزشكي ميهنپرست و انساندوست برسد و درد اين كودكانِ سرزمين خشكيدهمان را مرهمي بخشد. برگرفته از وبلاگ http://floppy98.blogspot.com | 20 |



درودی دوباره
داشتن هدف براي آدمي بسيار مهم است و براي من هم همينطور
اما هدف من
شناخت خودم و ساختن خودم همين و بس
این روش یکی از روشهائی هست که به ذهن من رسید برای ایجاد توجه مردم کشورم به همنوع دوستی و کمک به دیگران و اینکه سرنوشت ما به یکدیگه گره خورده و کمک به دیگران (خودمون اول، بعد آشنا و بعد دیگران) فقط وظیفه هست نه یک لطف.
از انجام این کار که نوشته های من هست هیچ هدفی مادی و کاری دنبال نمی کنم.
اولا کسی نیستم و عددی نیستم جز یک موجود مثل تمام ظواهر هستی و خدا کنه همیشه بدونم و بفههم که تنها وقتی کسی هستم که کسی نباشم جز ذره ای از این اقیانو س بیکران هستی خداوندی . دقیقا مثل همه موجودات.
اصلا هدف شهرت ندارم، فقط نوشته هام رو می نویسم چون حس کردم تنها موردی هست که شاید بتونه عامل محرک برای جلب توجه مردم باشه برای توجه به همنوع و همیاری به امید خداوند.
شک نکنید هرگز و هرگز هدفم این نیست که شهرت داشته باشم برای پست و مقامی که از این روش رو بسیار کار کثیفی دونستم و می دونم.
اولا به لطف خدای بزرگ که تنها پشتیبان منه نیازی به پست و مقامی که اینطوری به دستم بیاد ندارم و هرگز هر درآمد یا پستی (پست دولتی) که از این راه ایجاد شه رو در پیش نیستم و تنها گذر زمان این حرف من رو ثابت خواهد کرد.
همه نوشته های من تنها زمانی ارزش دارند که باعث شه حتی یک نفر اندیشه کنه و رشد درونی ایجاد شه براش و همین یک مورد برای هفت پشت من بسه در هر دو دنیا به لطف خدای بزرگ، وگرنه اگه بحثم شهرت رسیدن باشه کوچکترین ارزشی ندارند که بخوام این هدف روجستجو کنم در اونها.
انسان فقیر یا بیمار یا نقص عضو گناهش نیست که بر خلاف ما شاد نباشه یا حق درآمد درست رو نداشته باشه.
آرزو دارم روزی برسه که اول هیچ ایرانی و بعد سایر مردم دنیا هرگز رنگ و بوی فقر و گرفتاری و بیماری و تنهائی رو نبینه
اينست راه من
حسن محمودي