"تفاوت آنها که به نتایج مثبت می رسند و آنها که نمی رسند شبیه نوعی طاس ریختن نیست" .تونی رابینز
آیا هرگز فکر کرده اید که آیا اعمال و رفتارهایی وجود دارند که بین اشخاصی که دنیای ما را دگرگون کرده اند؛ مشترک باشند؟ یا اینکه از آندسته افرادی هستید که موفقیت را نوعی طاس ریختن تلقی می کنید و احتمالاً عقیده دارید که به تعداد آدمها راه برای رسیدن به موفقیت وجود دارد! هرگز فکر کرده اید که اگر شخصی می تواند با انجام مجموعه ای از کارها به موفقیت برسد اگر شما هم همان کارها را به همان ترتیب و به همان شیوه ای که او انجام می دهد؛ انجام دهید به همان نتایج دست می یابید؟
اما این شیوه ها چیستند؟ کدام اعمال هستند که بین تمام افراد موفق مشترکند؟ ابزار ثروتمندان چیست؟ البته عوامل بسیاری در این بین وجود دارند اما بنظر من(تونی رابینز) هفت خصلت اساسی هست که این افراد در خود ایجاد کرده اند. هفت مشخصه که به آنها نیرو می دهد تا هر عملی را برای رسیدن به موفقیت انجام دهند. این هفت خصلت که میتواند موفقیت شما را نیز تضمین کند از این قرار است:
خصلت شماره یک:عشق! همه این افراد برای حرکت خود دلیلی یافته اند، هدفی تقریباً آزاردهنده که آنها را از درون می خورد و در عین حال انرژی می دهد و بسوی عمل می راند. همچون سوخت، قطار موفقیت آنها را به حرکت در می آورد و سبب می شود از تمام امکانات و منابع خود استفاده کنند. این عشق است که کارهای استیون اسپیلبرگ را از دیگران متمایز می کند. این عشق است که ادیسون را وامیدارد بعد از 9999 بار شکست در ساختن لامپ ناامید نشود و برای 10 هزارمین بار امتحان کند و سرانجام موفق شود و مسیر زندگی بشر را تغییر دهد. این عشق است که باعث می شود سرهنگ ساندرز در سن 65 سالگی بعد از 2 سال در جاده ها بسر بردن برای فروش دستور مرخ کنتاکی نا امید نشود و سرانجام بسوی مولتی میلیونر شدن پیش رود. عشق به زندگی نیرو و معنی می بخشد. هیچ عظمتی بدون عشقی بزرگ بدست نمی آید، خواه در زمینه های ورزشی باشد، خواه هنری، خواه علمی، تربیت فرزندان یا فعالیت های بازرگانی.جالب است نظر دین مسیحیت را درباره عشق که از کتاب "از دولت عشق" آورده ام را بخوانیم. در باب سیزدهم رساله اول پولس رسول به قرنتیان می خوانیم:"اگر به زبانهای مردم و فرشتگان سخن گویم و محبت نداشته باشم مثل نحاس صدا دهنده و سنج فغان کننده شده ام. و اگر نبوت داشته باشم و جمیع اسرار و همه علم را بدانم و ایمان کامل داشته باشم به حدی که کوهها را جابجا کنم و محبت نداشته باشم هیچ هستم. و اگر جمیع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبت نداشته باشم هیچ سود نمی برم. محبت حلیم و مهربان است. محبت حسد نمی برد. محبت کبر و غرور ندارد. اطوار ناپسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمی شود. خشم نمی گیرد و بدگمان نیست. از ناراستی خوشحال نمی شود ولی با راستی ودرستی شادی می کند. در همه چیز صبر می کند و همه را باور می نماید. در همه حال امیدوار می باشد و هر چیز را متحمل می باشد. محبت هرگز ساقط نمی شود و ..."
در پایان ذکر این نکته را لازم میدانم که آموختن عشق، مثل آموختن هر مهارت دیگری نیاز به تمرین دارد این کافی نیست که بگویید خب باشه من عاشق هدفم شدم! بلکه در این راه تمرین روزانه لازمست دانش لازمست و بالاخره پشتکار و کن آی(پیشرفت پایان ناپذیر و مداوم). کتابهایی وجود دارند که دقیقا به این موضوع اختصاص یافته اند، هدف این نوشتار این نیست که این کتابها را معرفی کند اما شما را دعوت می کنم تا به این قسمت از زندگی توجه بیشتری کنید و به این طریق نگاهی تازه به موفقیت پیدا کنید و آنرا از پنجره ای جدید تماشا کنید.
خصلت شماره دو:ایمان! در همه کتابهای مذهبی جهان درباره نیرو و اثر ایمان و اعتقاد سخن بسیار گفته شده است. میان کسانی که موفق می شوند و آنها که شکست می خورند تفاوت عظیمی از لحاظ اعتقادات هست. عقیده ما درباره آنچه هستیم و آنچه که می توانیم باشیم دقیقاً مشخص کننده آینده ماست. اگر به معجزه معتقد باشیم، در زندگیمان اتفاق می افتد؛ اگر عقیده داشته باشیم که در زندگی ما محدودیت های شدیدی وجود دارد ناگهان همه آن محدودیت ها صورت واقعی پیدا می کنند. آنچه به اعتقاد ما حقیقت دارد و امکان پذیر است، صورت حقیقت پیدا می کند و امکان پذیر میشود. افراد موفق می دانند چگونه ایمان را در خود ایجاد کنند. ایمان هم مانند دیگر صفات مشترک ثروتمندان ذاتی نیست، چیزی شبیه طاس ریختن نیست بلکه مهارتی است که آنرا می توانید کسب کنید.
ما معمولاً ایمان را بعنوان اعتقاد مذهبی یا گرایش به کیش معین، در نظر می گیریم که در بسیاری از موارد هم درست است. اما اساساً ایمان عبارت است از هر نوع اصل راهنما، باور،یقین یا گرایش است که به زندگی معنی بخشد و آنرا جهت دهد.جان استوارت میل روزگاری نوشت:" یک انسان با ایمان معادل نود و نه فرد علاقمند است"و درست به این علت است که ایمان دری بسوی بهروزی می گشاید. ایمان همچون نقشه و قطب نمایی است که ما را بسوی هدف راهنمایی می کند و به کمک آن یقین پیدا می کنیم که به مقصد مورد نظر خواهیم رسید. مردمی که ایمان نداشته و یا نتوانند آنرا در خود ایجاد کنند در مجموع ناتوانند، به قایقی بی موتور و بی سکان می مانند.اگر ایمان قوی داشته باشید با قدرت دست به عمل می زنید و دنیای دلخواه خود را می سازید. ایمان به شما کمک می کند که بدانید چه می خواهید و به شما نیرو می دهد که به خواسته خود برسید.
خصلت شماره سه:برنامه ریزی! برنامه ریزی راهی برای سازمان دادن منابع و نیروها است. هنگامی که استیون اسپیلبرگ مصمم شد که فیلمساز شود برنامه کار خود را طوری ریخت که دریچه های جهان مورد انتظار را برویش بگشاید. او حساب کرد که چه چیزهایی باید بداند، چه کسانی را باید بشناسد و چه کارهایی را باید انجام دهد.او دارای عشق و ایمان بود، اما علاوه بر آن برنامه ای ریخت تا از نیروی عشق و ایمان حداکثر بهره وری را بکند. هر سینماگر بزرگ، هر سیاستمدار، هر پدر و مادر و هر کارفرمای موفقی می داند که در اختیار داشتن منابع، برای رسیدن به موفقیت کافی نیست. باید از آن منابع به موثرترین وجه استفاده کرد. برنامه ریزی یعنی تشخیص این مطلب که بزرگنرین استعدادها و آرزوها باید مسیر صحیح خود را پیدا کنند. برای باز کردن در می توان آنرا شکست و می توان کلیدی یافت که آنرا بشکل سالم باز کند. برای یک برنامه ریزی هدفدار می توانید زندگی افراد موفق را مطالعه کنید تا بفهمید که چه راهی را رفته اند و سپس نحوه زندگی آنها را سرمشق قرار دهید.
خصلت شماره چهار:مشخص بودن ارزش ها! هنگامی که علل و جهات عظمت یک ملت را از نظر می گذرانیم بفکر چیزهایی از قبیل وطن پرستی، غرور، تحمل و عشق به آزادی می افتیم، این چیزها ارزش نامیده می شوند.بسیاری از مردم قضاوت روشنی در مورد اینکه چه چیزی در زندگی آنها مهم است ندارند. وقتی موفقیت های بزرگ را از سر می گذرانیم تقریباً همیشه به کسانی برمی خوریم که بروشنی می دانند چه چیزی مهم است. اگر برنامه ای برای موفقیت خود ریخته اید مستلزم انجام کارهایی باشد که با نظام ارزشی شما یعنی اعتقادات شما در مورد اینکه چه کاری درست و چه کاری نادرست است مطابقت نداشته باشد، بهترین برنامه ها نیز کارساز نخواهد بود. این حالت غالباً در اشخاصی دیده می شود که شروع به موفقیت می کنند ولی پس از چندی خودشان کار خودشان را خراب می کنند. مشکل از آنجاست که بین ارزش ها و برنامه ریزی های آنها تضاد وجود دارد.
خصلت شماره پنج:انرژی! انرژی گاهی بصورت خروش و هیاهوی شادمانه است، گاهی بصورت میل به سازندگی و گاه شادی و سرزندگی عمومی. اما حرکت بسوی زندگی بهتر با حالت سستی و افسردگی تقریباً غیر ممکن است. افراد پیشرو همیشه در پی فرصت هستند، گویی فرصت هایی که همه روزه پیش می آید به آنها نیش می زند و معتقدند که انسان هیچوقت به اندازه کافی وقت ندارد. کسان بسیاری در دنیا هستند که عشق و ایمان دارند. برنامه صحیح برای رسیدن به هدف را هم می دانند و ارزش هایشان نیز با آن دمساز است اما شور کافی ندارند تا به دانسته های خود عمل کنند. موفقیت های بزرگ را نمی توان از شور و انرژی جسمی و معنوی و روحی که سبب می شود تا ما از همه توان خود استفاده کنیم جدا کرد.
خصلت شماره شش:جلب دوستی!تقریباً تمام افراد موفق قدرت فوق العاده ای در جلب دوستی دیگران دارند و میتوانند با افرادی دارای خصوصیات و اعتقادات گوناگون رابطه برقرار کرده ایجاد صمیمت نمایند. البته گاهی نوابغ دیوانه ای پیدا می شوند که با اختراع چیزی در جهان دگرگونی ایجاد می کنند. اما اگر این نابغه تمام عمر خود را در انزوای خانه خود صرف کند به فرض که در یک زمینه موفق شود در زمینه های دیگر ناموفق خواهد بود. کسانی که به بزرگترین موفقیت ها دست یافته اند، کندی ها، لوترکینگ ها، و گاندی ها همه دارای این قدرت بودند که دیگران را با خود همراه کرده نیروی خود را با نیروی میلیون ها افراد دیگر پیوند بزنند.
خصلت شماره هفت:تسلط به فن ارتباط! نحوه ارتباط با دیگران و با خودمان نهایتاً مشخص کننده کیفیت زندگی ماست. افرادی که در زندگی موفقند کسانی هستند که می دانند چگونه با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنند و آنگاه آن تجربیات را به گونه ای به خود انتقال دهند که سبب شود تغییرات لازم را با موفقیت بوجود آورند. افراد ناموفق کسانی اند که بدبختی های زندگی را بعنوان واقعیت و سرنوشت محتوم می پذیرند. کسانی که زندگی و فرهنگ ما را شکل می دهند به فن ارتباط با دیگران مسلط هستند. آنچه در همه آنها مشترک است این است که می توانند بینش ها، خواست ها، شادی ها و پیام های خود را به دیگران منتقل سازند.تسلط به فن ارتباط شاید مهمترین مهارتی است که برای یک زندگی راحت به آن نیاز دارید.( روشهایی وجود دارند که می توانند باعث شوند راحت تر با دیگران ارتباط برقرار کرده و با آنها صمیمی شوید در این خصوص نظر شما را به کتاب بسوی کامیابی "1" اثر تونی رابینز جلب می کنم.)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر