جان جمله علم ها این است این
که بدانی من کیم در یوم دین
آن اصول دین بدانستی و لیک
بنگر اندر اصل خود کوهست نیک
"مولوی"هر فرد خود را ارزیابی می کند واین برآورد مشخص خواهد ساخت مه چه خواهد شد.شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید"هستید".نخواهید توانست بیش از آنچه باور دارید"می توانید" انجام دهید. "نورمن وینسنت پیل"
"تغییر هویت"
روزی عقربی می خواست عرض رودخانه را بپیماید،ناگهان چشمش به قورباغه ای افتاد گفت:آقای قورباغه!من عقرب هستم وباید از رودخانه رد شوم تا در آن سوی آب به خانواده ام برسم.اجازه می دهی پشتت سوار بشوم؟
قورباغه نگاهی کرد و گفت:گمان نمی کنم.اوگفت:چطور؟قورباغه گفت:تو عقرب هستی وعقرب قورباغه را نیش می زند.اگر وسط راه مرا نیش بزنی وهلاکم کنی چه؟عقرب نگاهی به او انداخت وگفت:آقای قورباغه کمی از مغزت استفاده کن،اگر تو را نیش بزنم و بکشم،خودم هم غرق می شوم و من قصد مردن ندارم.قورباغه کمی گیج شد و قبول کرد!پس اجازه داد عقرب به پشتش بپرد و شروع به طی کردن عرض رودخانه نمود.اما در وسط راه ناگهان عقرب او را نیش زد.قورباغه برایش باور نکردنی نبود و درحالی که در آب فرو می رفت فریاد زد:چرا این کار را کردی؟من دارم می میرم و توهم خواهی مرد،چرا چنین کردی؟عقرب جواب داد:چون من عقرب هستم و این طبیعت عقرب است که قورباغه را نیش بزند.
نکته:گیاهان و درختان هویت و طبیعتی برای خود قائلند.حیوانات نیز بر اساس نیروی غریزه وطبیعت خود زندگی می کنند.اما سوال مهم این است:هویت ما انسان ها چیست؟
هویت،تعریف و شناختی است که هر فرد از خویشتن خویش دارد.اعتقاد به این که چه کسی هستیم،هویت ما را شکل می دهد،وپاسخ به این سوال سرنوشت ما را رقم خواهد زد.همه چیز بستگی به این دارد که خود را چگونه می بینیم وارزیابی می کنیم.همه چیز بستگی به این دارد که خود را با ارزش یا بی ارزش،پاک یا پلید،توانمند یا ناتوان،خردمندیا احمق،خوب یا بد بدانیم.زیرا انسان آنطور که فکر می کند رفتار می کند.فکر،مادر عملکرد ما است.هویتی که برای خود قائلیم تعیین کننده نوع تجربه های زندگی ماست.اینکه:
نیش باشیم یا نوش
مهربان باشیم یا خودخواه
بدرخشیم یا به زوال بگراییم
حرکت کنیم یا ساکن باشیم
پرواز کنیم یا مثل یک خزنده زندگی کنیم
فاتح باشیم وصعود کنیم یا سقوط کنیم
تاثیر گزار باشیم یا اثرپذیر
رهبر باشیم یا پیرو
قهرمان باشیم یا سیاه لشکر
خالق باشیم یا مخلوق
علت باشیم یا معلول
همه و همه بستگی به این دارد که چه تصویری از خود داریم و خود را چگونه تعریف می کنیم.بزرگترین حق،آزادی است وبزرگترین آزادی ما در این است که خودمان تعیین کنیم چه کسی می خواهیم باشیم.اجازه ندهیم هیچ کس و هیچ چیز این کار را برایمان انجام دهد.
به گذشته خود اجازه چنین کاری ندهیم،به شکست ها واشتباهاتمان فرصت ندهیم که ما را تعریف کنند.به آنچه دیگران در مورد هویت ما گفته اند توجهی نکنیم.ما گذشته خود نیستیم،ما آنچه دیگران می گویند نیستیم.ما چیزی هستیم که دوست داریم بشویم،ما کسی هستیم که خودمان انتخاب می کنیم.
امروز این حق انتخاب را داریم که فریاد بزنیم:من امروز با هویتی تازه به دنیا آمده ام.اگر به این انتخاب اصرار ورزید ومتعهد باقی بمانید،جهان هویت جدیدتان را خواهد پذیرفت و به آن احترام خواهد گذاشت وبر اساس هویت جدیدتان با شما رفتار خواهد کرد.تغییر هویت از آنچه هستیم و به آنچه می توانیم باشیم وشایسته آنیم،کلید دروازه بهشت است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر