۱۳۹۰ اردیبهشت ۵, دوشنبه

دنیا تشنه ی سکوت است

چند سخن از دوست عزیزم ولی آبباریکی

آه ای سکوت ای طبیب بزرگ چرا انسانها بوسیله تو خودشان را درمان نمی کنند.(ولی آبباریکی)


سکوت،زیباترین و با ارزشترین گردنبندیست که میشود به گردن زبان آویخت(ولی آبباریکی)

 اگر توانستید قلبی را که شکسته اید ترمیم کنید بزرگترین هنرمند تاریخ شمایید.(ولی آبباریکی)

اگر شکل شما شبیه یک هیولا باشد افکار و اعمال خوب شما را به یک فرشته تبدیل میکند(ولی آبباریکی)


هر روز کودکان پاک هفت ساله ای را می بینم که با زبان بی زبانی به من برای از دست دادن کودکی پاکم تسلیت میگویند.(ولی آبباریکی) 
عشق و اشک برادران دو قلویی هستند که با هم بدنیا می آیند و با هم از دنیا می روند.(ولی آبباریکی)


  ومن ناگه بی تاب یار شدم و قطه ای آتش از قلب من جهید و بسوزاند فراموشی یارم را و روشن کرد در چشمان من ارزش او را در خاکستر فراموشی(ولی آبباریکی)


  ومن ناگهان سفر کردم به سرزمین باورها...!آنجا همه چیزش از جنس توانستن بودو تنها جنسی که پیدا نشد جنس نا توانی بود و اینچنین بود که دیگر تصمیم گرفتم برای همیشه تابعیت کشور وجودم را تغییر دهم کشوری به نام باور کن(ولی آبباریکی)

هیچ نظری موجود نیست: