‏نمایش پست‌ها با برچسب احمد شاملو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب احمد شاملو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه

راز جاودانگی احمد شاملو

    « تمثیل »

                                              


احمد شاملو مرد جاودانه ی شعر امروز در شعر تمثیل از مجموعه ی مرثیه های خاک ژرف اندیشی فلسفی خویش را در مورد حقیقت مرگ و زیستن پس از آن در عصیان فواره ای که با جهش خویش فریاد می زند، آنگونه بیان کرده که زندگان این سوی جهان را به دریغی سرد از زیستن محقرانه ی خویش وا می دارد .
او زیستن عصیانی فواره ای را که پای در خاک دارد اما بلند می پرد تا رهایی را تجربه کرده باشد تمثیل فریاد رهایی قرار می دهد و آن را هم نسل بارانی می بیند که زمین را بارور می کند نه چونان جویبارکی خُرد که پایان مرداب گونه اش ، میراثی باتلاق وار برای بازماندگان است. و از این دست است که خود او – شاملو – بلند می پرد تا اندیشه بالا بلند و شگرفش برای ما میراث رهایی و شَرَف باشد :

در یکی فریاد
                زیستن –
 ]پرواز عصیانی فوّاره ای
که خلاصی اش از خاک
                        نیست
و رهایی را
             تجربه ای می کند [

و شکوه مردن
در فوّاره ی فریادی –

  ] زمینت
        دیوانه آسا
                  با خویش می کشد
تا باروری را
            دستمایه ای کند
که شهیدان و عاصیان
                           یارانند

که باروری را
              بارانند
                    بارآورانند [

زمین را
باران برکت ها شدن –
 ]مرگ فواره
          از این دست است. [

ورنه خاک
از تو
     باتلاقی خواهد شد
چون به گونه ی جوباران حقیر
                             مرده باشی

فریادی شو
          تا باران
وگرنه
         مرداران 



 برگرفته از پیک خبری ایرانیان/ جای پای عشق. پیرایه یغمایی

۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

آغاز به مردن

  (ترجمه از احمد شاملو)
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
به آرامي آغاز به مردن ميكنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،
دوری كنی . .. .،
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر هنگامی كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحتانديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!نگذار كه به آرامی بميری!شادی را فراموش نكن
مدیر وبلاگ حسن محمودی