‏نمایش پست‌ها با برچسب داریوش بزرگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب داریوش بزرگ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ دی ۲۸, سه‌شنبه

نامه‌ ی «داریوش‌‌هخامنشی‌» به‌ «هراکلیت حکیم» و پاسخ آن

نامه‌ ی «داریوش‌‌هخامنشی‌» به‌ «هراکلیت حکیم» و پاسخ آن

«ارائه شده در هفته‌نامه‌ی امرداد»

فرید شولیزاده:
اینکه بخشی از فلاسفه ی یونان باستان،بطور مشخص افرادی چون هراکلیت،سقراط،فیثاغورث،افلاطون،ارسطو و... با آموزه های مغان زرتشتی و فرزانش فرهمندی[حکمت اشراق] آشنا بوده اند،سخن پوشیده ای نیست.سیری در آثار بجای مانده و منسوب به این فرزانگان یونانی خود مؤید این سخن است.
مقصود ما در این نوشتار متوجه هراکلیت[HERAKLEITOS] است.فیلسوفی که بسیاری از پژوهشگران از نزدیکی اندیشه های او به تعلیمات اشراقی مغان زرتشتی سخن گفته اند.چنانکه پروفسور میلز[L.H.MILL] اوستا شناس نامی در نوشتاری تحت عنوان «زرتشت و یونانیان» با ارائه برهان های گوناگون بر آن است که نشان دهد هراکلیت با بنیاد های فکری اشو زرتشت و فرزانش فرهمندی آشنایی داشته و این آموزه ها را از گفتمان با مغان زرتشتی فرا گرفته است.
هراکلیت در تشریح ذات هستی به نور جوهرین می نویسد:«جهان ساخته خدایان و یا آدمیان نیست،بلکه آتش اثیری است که به سامان و داد و اندازه فروزش می یابد و خاموش می شود این آتش بنیک همان سخن یا خرد است که به دنبال گسلش آن، و جنگ میان پاره هایش،همه چیز باشنده می گردد و بدنبال آرامش همه چیز افسرده می شود و به آتش بنیک بر می گردد.»
داریوش بزرگ،‌شاه‌ ایران‌ در نامه‌ای‌ از هراکلیت‌ را به نزد خود دعوت می کند‌‌.داریوش‌ شاه در این نامه می‌نویسد که‌ بخشهایی‌ از اثر هراکلیت‌ درباره‌ طبیعت‌، گنگ و دشوار است‌ و از او می خواهد که به ایران و به نزد داریوش شاه آمده،علم خویش روشن سازد.در ادامه متن‌ نامه‌ داریوش‌ شاه‌ و پاسخ‌ قناعت‌ مدارانه‌ و حکیمانه‌ هراکلیت‌ را به‌ روایتِ دیوژنس‌ می‌خوانیم.داریوش‌ بزرگ به‌ هراکلیتوس‌ نامه‌ای‌ با این‌ مضمون‌ نوشته‌ است‌:
«داریوش‌ شاه‌ پسر هوستاسِپس‌[ویشتاسپ‌] خطاب‌ به‌ هراکلیتوس‌ دانا مرد افسوس‌، درود! تو کتابی‌ درباره‌ی‌ طبیعت‌ نوشته‌ای‌ که‌ فهم‌ آن‌ دشوار و تفسیر آن‌ نیز دشوار است‌. در برخی‌ قسمتها اگر کلمه‌ به‌ کلمه‌ تفسیر شود،به‌ نظر می‌آید که‌ شامل‌ نیروی‌ مشاهده‌ و نظر در همه‌ی‌ جهان‌ است‌ و آنچه‌ در آن‌ روی‌ می‌دهد، که‌ بر پایه‌ی‌ خدایی‌ترین‌ حرکت‌ قرار دارد.اما درباره‌ی‌ بیشتر قسمتهای‌ آن‌،باید از داوری‌ خودداری‌ کرد،چنانکه‌ حتی‌ بهره‌مندترین‌ کسان‌ از ادبیات‌،سرگردانند که‌ تفسیر درست‌ کتاب‌ تو چیست‌.
بنابراین‌ داریوش‌ شاه‌ پسر هوستاسپس‌ خواهان‌ است‌ که‌ از پندهای‌ تو بهره‌مند شود.پس‌ زودتر بیا تا مرا در کاخ‌ من‌ دیدار کنی‌.زیرا یونانیان‌ بیشتر اوقات‌ مردان‌ دانای‌ خود را ارج‌ نمی‌نهند و از وصایای‌ آنان‌ که‌ شنیدن‌ و آموختن‌ آنها سودمند است‌، غفلت‌ می‌کنند.اما در دربار من‌ همه‌گونه‌ مزیتها به‌ تو داده‌ خواهد شد، و گفتگوهای‌ روزانه‌ درباره‌ی‌ مسائل‌ عالی‌ و نیز زندگی‌ خوشنامی‌ هماهنگ‌ با اندرزهای‌ تو خواهیم‌ داشت‌.»هراکلیتوس‌ حکیم در پاسخ‌ آن‌ نامه‌ی‌ داریوش شاه بزرگ‌ چنین‌ نوشت‌:
«هراکلیتوس‌ از افسوس‌ به‌ داریوش‌ شاه‌ پسر هوستاسپس‌،درود! همه‌ی‌ مردمان‌ روی‌ زمین‌ از حقیقت‌ و کردار عادلانه‌ دوری‌ می‌کنند و به‌ علت‌ بی‌خردی‌ زشت‌،خود را به‌ آز سیری‌ ناپذیر و شهرت‌ جویی‌ می‌سپارند.اما من‌،از آنجا که‌ همه‌ی‌ پستیها را به‌ فراموشی‌ سپرده‌ام‌ و از فزون ‌جویی‌ که‌ خویشاوند نزدیک‌ حسد است‌ گریزانم‌ و چون‌ از شکوه‌ فراوان‌ اجتناب‌ دارم‌،نمی‌توانم‌ به‌ سرزمین‌ ایران‌ بیایم‌.من‌ به‌ اندک‌ مایه‌ راضیم‌ که‌ هماهنگ‌ با فکر و منظور من‌ باشد.»
_ به نقل از «دیوژنس‌» کتاب‌ نهم ، بندهای‌13و14

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

وصیت نامه داریوش کبیر

به كوروش چه خواهيم گفت؟اگر سر برارد ز خاك...

وصیت نامه داریوش کبیر واينک من از دنيا ميروم بيست وپنج کشور جزء امپراتوري ايران است. و در تمام اين کشور ها پول ايران رواج دارد وايرانيان در آن کشور ها داراي احترام هستند . و مردم کشور ها در ايران نيز داراي احترام هستند.  جانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين کشور ها بکوشد . وراه نگهداري اين کشور ها آن است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از اين دنيا مي روم تو دوازده کرور در يک زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت تو ميباشد . زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي . من نمي گويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن ، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبار ها را که از سنگ ساخته مي شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبار ها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و توبايد بعد از من به ساختن انبار هاي غله ادامه بدهي تا اينکه همواره آذوقه دو و يا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اينکه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبار ها براي تامين کسري خواروبار از آن استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوغه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود .
هرگز دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است . چون اگر دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي .
کانالي که من ميخواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار کند ، ولي فرصت نکردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني . با يک ارتش قدرتمند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند .
توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن ، و براي اينکه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون ماليات وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت .
افسران وسربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بدرفتاري نکن . اگر با آنها بد رفتاري کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بيشتر شود ، تو با اطمينان بيشتري ميتواني سلطنت کني . همواره حامي کيش يزدان پرستي باش . اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد و از هر کيش که ميل دارد پيروي نمايد .
بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم . بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که من خود فراهم کرده ام بر من به پيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزماني که ميتواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، که من پدر تو پادشاهي مقتدربودم و بر بيست وپنج کشور سلطنت ميکردم ،مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد  . زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد

سالروز شاه شدن داریوش بزرگ پدر ناسیونالیسم ایرانی

داریوش هخامنشی پسر ویشتاسپ از بزرگان پارس در نخستین روز از جشنهای مهرگان( پس از تطبیق با تقویم میلادی؛ دوم اکتبر) در سال 522 پیش از میلاد، شاه ایران شد.
در دوران حکومت 36 ساله داریوش بزرگ، قلمرو ایران از دره سند ( Indus) تا سواحل لیبی در افریقا، و از شمال دریای مرمره ( Thrace در اروپا ) تا کوههای پامیر در آسیا شامل همه خاورمیانه امروز، آسیای میانه، قسمتی از آسیای جنوبی، قفقاز ، مصر و قسمتی از سودان بود که به استانهای متعدد (ساتراپی) تقسیم شده و مستقیما زیر نظر حکومت مرکزی و بر پایه قوانین واحد اداره می شدند و به آن قسمت که سه طایفه ایرانی در آن سکونت داشته، دارای نیاکان و فرهنگ مشترک بوده و آیین های نوروز را گرامی داشته و یکسان برگزار کرده اند "ایران زمین" گفته اند(مادها از « ری » به سمت غرب و شمالغربی از جمله کردها و آذری ها، پارسها از منطقه ری به جنوب تاجزایر خلیج فارس و از شرق تا آن سوی هندوکش و انتهای بدخشان، و پارتها در شمال شرقی).
مصر ساتراپی ششم ایران بود.
کوروش بنیادگذار کشور ایران بوده است، ولی ناسیونالیسم ایرانی با داریوش بزرگ به دنیا آمده است. کوروش، جهانی فکر می کرد و یک جامعه مشترک المنافع متساوی الحقوق به مرکزیت " ایران زمین " به وجود آورده بود و مداخله در امور داخلی اعضای اتحادیه را روا نمی داشت.
داریوش بزرگ در کتیبه هایی که از او باقی مانده اند با ستایش اهورا مزدا (خدا) که زمین و آسمان و بشر و شادی ها را آفریده است ، شاهی خود بر این سرزمین پهناور را که مردان خوب و اسبان خوب (مقصود ارتش خوب) دارد از عنایات او دانسته است و در یکی از کتیبه هایش از اهورا مزدا خواسته است که " ایران زمین " را از آفت دروغ و بلای خشکسالی در امان دارد.
از کارهای مهم داریوش ایجاد آبراهی میان دریای سرخ و رود نیل بود که خلیج فارس را به دریای مدیترانه متصل سازد. کار مهم دیگر او دستور ساختن تخت جمشید بود که شاه نشین ایران زمین باشد ( پایتخت اداری ایران شهر شوش بود) . ایجاد یک سپاه همیشه آماده در مرکز که تا رسیدن سایر واحدهای ارتش از شهرستانها و نقاط دور دست کشور ، بتواند در برابر هر گونه تهاجم ناگهانی ایستادگی کند اقدام مهم دیگر او بود. ضرب سکه زر و سیم، مخصوصا سکه های طلای تقریبا خالص موسوم به دریک ـ داریک ـ در سال 515 پبش از میلاد ابتکار مهم داریوش اول بود. تاسیس پستخانه، دادگاه، کودکستان و دبستان ( منحصر به پسران) و وضع قوانین و تعرفه مالیاتی و ایجاد یک نیروی دریایی در خلیج فارس چند نمونه دیگر از کارهای داریوش بزرگ به شمار می آید. آمریکاییان 23 قرن بعد هنگام تاسیس پستخانه دولتی (فدرال) این کشور همان شعار داریوش را بر سر در آن حک کردند که باد و باران مانع کار چاپارها نخواهد شد. داریوش میان شوش و ساحل مدیترانه نوعی جاده آسفالته کشیده بود که اخیرا قسمتی از آن به دست آمده است. اقدام نظامی بی سابقه داریوش انتقال 24 هزار سوار و پیاده با کشتی از شرق مدیترانه به ساحل آتن در یونان (800 کیلومتر مسافت) بود.
داریوش که با آتوسا دختر کوروش بزرگ ازدواج کرده بود در سال 486 پیش از میلاد درگذشت و پسرش خشایارشا نوه کوروش بر جای او نشست که سیاست پدر را عینا دنبال کرد. داریوش در نقش رستم مدفون شده است.
برخی مورخان شاه شدن داریوش را 16 مهر (هشتم اکتبر)، آخرین روز آیین های مهرگان (روز اصلی مهرگان) نوشته اند. در آن زمان مراسم مهرگان شش روز ادامه داشت. آیین های مهر (جشن های مهرگان) پس از نوروز مهمترین اعیاد ملی ایرانیان بوده است.
از زمان داریوش بود که مدارس، پس از آیین های مهرگان آغاز بکار کرده اند که این رسم از طریق یونان به سراسر جهان منتقل شده است. گرچه در بعضی کشور به ملاحظات اقلیمی ،مدارس چند روز جلوتر آغاز بکار می کنند. هدف اصلی از مدارس در ایران عهد هخامنشی عمدتا تدریس اخلاقیات، تندرستی، سواری و تیراندازی و سرانجام انتخاب مستعدترین کودکان برای خدمت در ارتش بود. به نوشته مورخان رومی (به نقل از یونانیان) ، آموزگاران ایرانی در دبستانها به کودکان می آموختند که اقتدار و عظمت وطن و حفظ تمدن آنان بستگی به آن دارد که دوست و متحد باشند و ارتشی شکست ناپذیر داشته باشند.

*****
روزهای ماه در ایران باستان دارای نام خاص بودند که روز شانزدهم هر ماه روز مهر بود. بنابراین روز مهر در ماه مهر (شانزدهم) مهمترین روز آیین های مهرگان بوده است. آیین های مهر (جشن مهرگان) پس از نوروز مهمترین اعیاد ملی ایرانیان بوده است که نوروز با بهار و شکوفه و نوید برکت آغاز می شد و مهرگان به خاطر پایان جمع آوری محصول و آغاز شش ماهه شبهای طولانی تر و سرما.
مهرگان آیین های سپاسگزاری به درگاه خداوند بوده است که آن همه نعمت ارزانی داشته و نیز تحکیم دوستی و محبت میان ایرانیان. در ایام مهرگان مهمانی های بزرگ برپا می شده و پذیرایی با انواع میوه رسم بوده ولی به درستی معلوم نیست که از چه زمان پذیرایی با آش رشته مرسوم گردیده است. همچنین به درستی روشن نیست که از چه زمان " روز مهرگان " را به چهاردهم مهر ماه منتقل کرده اند و چرا؟ .

۱۳۸۹ دی ۱۹, یکشنبه

آخرین سخنان داریوش بزرگ

به نام اهورا مزدا
آخرین سخنان داریوش بزرگ
تاریخ ایران حکایت از آن دارد که مردانی بس بزرگ در ایران زیسته اند و از خود یادگارهای بزرگی فکری و فرهنگی و...بجای گذاشته اند بر ماست که اینان را بشناسم و بدانیم میراث دار سرزمینی بزرگ هستیم که سابقه طولانی در فرهنگ و تمدن و هنر دارد؛ وظیفه ما بالیدن صرف به داشته های گذشته مان نیست (روایت اینها صرفا بخاطر بالا رفتن عزت نفس هر ایرانی؛ لازم است تا بداند اگر بخواهد از هیچ تمدنی چیزی کم نداشته است و نخواهد داشت )ما می‌خواهیم با معرفی نکات برجسته تمدنهای گذشته به هویت ایرانی خود بیشتر آگاه شویم و بدانیم رسالت پاسبانی از این میراث کار بزرگی است.
در اینجا با این طرز نگاه وصیت نامه داریوش شاه بزرگ هخامنشی که بعد از کوروش سهم عظیمی‌در تمدن ایران باستان دارد را آورده ایم
اینک که من از دنیا می‌روم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان و در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم  کشورها نیز در ایران دارای احترام می‌باشند . جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .
اکنون که من از این دنیا می‌روم تو دوازده کرور زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می‌باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته بخاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیافزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی‌گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می‌شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می‌شود حشرات در آن بوجود نمی‌آید و غله در این انبارها چند سال می‌ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید بعد از اینکه زیاد شد  به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو و یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی .
کانالی که من می‌خواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و اتمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار شود ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشا ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها افت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها به این طور خواهد بود که دست روی دست گذارده و تسلیم می‌شوند تا اینکه وسیله شکست خوردنت را فراهم نمایند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتر می‌توانی سلطنت نمایی . همواره حامی‌کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی‌را مجبور نکن که از کیش تو پیروی کنند و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قیر بگذار اما مقبره مرا که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می‌توانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی‌من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می‌کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی‌این است که بمیرد خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد یا یک خوار کن
. هیچ کس در این جهان باقی نمی‌ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می‌آوری وارد قبر من شوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد اما وقتی مرگ را نزدیک خود دیدی بگو که قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبرتو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد  و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم بشود ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار ؛ زیرا اگر دست ازآباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد رفت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی‌شود بطرف ویرانی می‌رود . در آباد کردن ؛ حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول اهمیت قرار بده . عفو و سخاوت را فراموش نکن  و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط باید موقعی بکار رود که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطاکار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی‌گویم واین اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می‌کنم مرگم نزدیک شده است .