‏نمایش پست‌ها با برچسب مدیریت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مدیریت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

مدیریت زمان

شما تا چـه اندازه براي وقت خود ارزش قائليد؟ آيا از بـرنامه زمـاني مـشخصي براي به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود پيروي ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه ريـزي صحيح و پيروي از يك برنامه زماني مشخص براي نيل بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون براي آنكه قادر باشيد از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهاي زير را در زندگي خود بكار بنديد:
1- همواره فعاليتها و تكاليف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزي كنيد و كارهايي كه بايد به انجام رسانيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.
2- سپس فهرست تكاليف و كارهاي خود را اولويتبندي كرده و براي هر كدام از آنها ضرب العجل اجرايي منظور كنيد.
3- هميشه كارهايي دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقيه و يا درهنگامي كه در بهترين شرايط جسمي و روحي ميباشيد انجام دهيد. كارهاي سبكتر را در هنگام خستگي نيز ميتوان به انجام رساند.
4- امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد. هيچگاه كارها با به تعويق انداختن خوشايند تر نميگردند.
5- هرگاه شروع به انجام كاري كرديد سعي كنيد بدون وقفه آن را به پايان رسانيد.
6- مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.
7- مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزي كنيد: سخناني كه ميخواهيد بيان كنيد و يا اطلاعاتي كه ميخواهيد كسب كنيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.
8- همواره خود انگيخته باشيد و با پشتكار كارهاي خود را به پايان رسانده و مقهور موانع نگرديد.
9- در هر زمان كه تصور كرديد كاري كه در حال انجام آن ميباشيد عبث، بي فايده و غير سازنده ميباشد به محض دريافت دست از آن بكشيد.
10- به خود و اولويتبندي كه صورت داده ايد اعتماد و ايمان داشته باشيد و در هر شرايطي به آنها پايبند باشيد.
11- اينكه وقت خود را صرف چه اموري ميكنيد را دقيقا مورد بررسي و نظارت قرار داده و در صورت لزوم يكسري تغييرات آگاهانه در رفتار خود پديد آوريد.
12- همواره در زندگي فرد منظم و سازمان يافته اي باشيد تا وقت خود را بيهوده صرف يافتن وسايل گم گشته خود نكنيد.
13- براي وقت خود ارزش قائل باشيد زمان هيچگاه به عقب باز نميگردد.
14- به خاطر داشته باشيد استرس و خستگي معلول كارهايي كه به انجام رسانيده ايد نبوده بلكه بيشتر از افسوس كارهايي كه ميتوانستيم انجام دهيد اما انجامشان نداده ايد نشات ميگيرند.
15- به هيچ فردي اجازه ندهيد وقت شما را تلف كرده وبراي خود مصروف دارد. براي خود مرز بندي مشخصي تعيين كرده و بياموزيد كه در صورت لزوم با صراحت "نه" بگوييد.
16- از تمام لحظات زندگي خود به نحو احسن استفاده كرده و سعي كنيد از آنها لذت ببريد.
17- سعي كنيد فرد خوشبيني باشيد و همواره در انتظار رويدادهاي خوشايند در زندگي خود باشيد.
18- براي زندگي خود اهداف مشخصي تعيين كرده و براي دستيبابي به آنها تلاش كنيد.

19- هنگام نياز از فرد آگاهي راهنمايي بخواهيد.

20- "وقت كشها" و يا هدر دهنده هاي وقت را به حداقل برسانيد. آنها شامل موارد زير ميباشند:
* تلفنهاي طولاني، بي هدف و غير ضروري.
* بازديدكننده ها و ميهمانان ناخوانده.
* پشت گوش اندازيها.
* گفتگوهاي بي ثمر و يا نا مشخص.
* دانش فني ناكافي و يا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
* فقدان اهداف و اولويت بنديها و يا مبهم وگنگ بودن آنها.
* فقدان برنامه ريزي.
* خستگي و استرس.
* ناتواني در "
نه " گفتن.
* بي نظمي و نابسامانيهاي فردي.
* تماشاي تلويزيون. تماشاي بيش از 2 ساعت در روز برنامه هاي تلويزيوني معقول نمي باشد.


۱۳۹۰ فروردین ۲۴, چهارشنبه

چطور از رییس خود تقاضای افزایش حقوق کنیم؟



آیا فکر می کنید هر روز در محل کارتان به سختی تلاش کرده اید و حالا زمان افزایش حقوق است؟ می تواند بسیار سخت باشد که از جابرخیزید و به سمت رییس رفته و از او چنین درخواستی کنید
آیا فکر می کنید هر روز در محل کارتان به سختی تلاش کرده اید و حالا زمان افزایش حقوق است؟ در ابتدا کار ساده ای به نظر می رسد اما بهرحال می تواند بسیار سخت باشد که از جابرخیزید و به سمت رییس رفته و از او چنین درخواستی کنید. اما زمانی که تصمیمتان قطعی شد، راهکارهای زیر در مطرح کردن درخواستتان مفید خواهد بود.

-قبل از هرچیزی سیاستهای شرکت خود در ارتباط با افزایش حقوق کارکنان را مطالعه کنید. شاید جزییاتی در آیینامه باشد که حق شاغل و موارد افزایش حقوق را شرح داده باشد. این کار شما را از سردرگمی نجات می دهد.

-بهای کارتان را تحلیل کنید. این کار را می توانید با تحقیق درباره رنج متوسط حقوق در رده و شغلتان انجام دهید. همه چیز از جمله، مهارتها، سابقه، ارشدیت، تحصیلات و محل کار را درنظر بگیرید. شما باید در هنگام مراجعه به مدیرتان مستدل باشید.

-لیستی از تمام کارها و خدماتی که در طول این چند سال با و برای شرکت انجام دهید تهیه کنید. این نشان خواهد داد که شما برای شرکت سرمایه ای هستید و لیاقت پرداخت بیشتر برای آنچه به شرکت آورده اید، را دارا هستید. آن را برای ارائه در هنگام درخواستتان تهیه کنید.

- قبل از رفتن آنچه قرار است بگویید را با خودتان در برابر آینه تمرین کنید، حتی از کسی بخواهید که برای مثال بجای رییس بنشیند و شما رودر روی او آنچه باید بگویید را تکرار کنید.

-حتماً یک قرار ملاقات با رییس ترتیب دهید. شما نمی خواهید تا وقتی رییس در محوطه است یا سرش شلوغ است مچ او را بگیرید. همچنین این کار نشان دهنده حرفه ای بودن و ادب شماست. پس از منشی اش بخواهید تا قرار ملاقات را ترتیب دهد!

-با اعتماد به نفس و فکر مثبت به قرار خود بروید. مطمئن باشید این اعتماد به نفس توجه رییس را جلب می کند. ممکن است که شما بدون جواب مثبت از سوی او برگردید، اما حداقل می دانید تلاش خود را به بهترین نحو کرده اید و نیز رییس این رفتار شما را برای ارزشیابی های بعدی در ذهن خواهد داشت.

-نشان دهید که لیاقتش را دارید، به پروژه های مشکلی که در آن سودمند بودید و باعث حل شدنش شدید، اشاره کنید. زمانهایی که بیش از وظیفه خود تلاش کرده اید و باعث صرفه جویی هزینه برای شرکت شدید. بگویید که به بیشتر آموختن و رشد شرکت علاقمندید.

-تمایل خود را به گفتگوی مسالمت امیز دراین باره نشان دهید. این ممکن است شامل افزایش وظایف و مسئولیتها و تغییر عنوان شغلی شما باشد.

-اگر درخواستتان پذیرفته نشد، ناامید نشوید و در برابر او ناله و شکایت نکنید. شاید زمانش درست نبوده است دراین صورت وقت بعدی را برای چندماه بعد از او بخواهید. مطمئن شوید که دلایل عدم تحقق درخواستتان واقعی و شفاف است و نیز امکان افزایش حقوق در اینده وجود دارد. نتیجه هر چه که شد از رییس تان بخاطر وقتی که اختصاص داده تشکر کنید.

رئیس باید بیشتر کار کند!!


بضی تصور میکنند که رئیس بودن فقط به پشت میز نشستن، و به این و آن دستور دادن است. ممکن است وقتی می‌بینند کسانی هستند که از حرف‌هایشان اطاعت می‌کنند و به آنها احترام می‌گذارند، احساس رضایت کنند...
بضی تصور میکنند که رئیس بودن فقط به پشت میز نشستن، و به این و آن دستور دادن است. ممکن است وقتی می‌بینند کسانی هستند که از حرف‌هایشان اطاعت می‌کنند و به آنها احترام می‌گذارند، احساس رضایت کنند.
متاسفانه، آنچه شما می‌بینید فقط یک درصد از زندگی آنها میباشد—در واقع ساعات فراغت آنهاست. مطمئناً رئیس بودن الزامات و خصوصیات خاصی می‌طلبد. یک رئیس هیچوقت تعطیلی ندارد و 24 ساعت روز باید گوش به زنگ باشد. هیچ کس تا به حال با نشستن در رستورانها و دید زدن دخترها رئیس نشده است. برای رئیس شدن باید سخت تلاش کرد و همیشه هوشیار بود. نکاتی که در این مقاله پیش روی شما قرار داده ایم، به شما برای رسیدن به این هدف کمک می‌کند.

1. اگر احترام می‌خواهید، احترام بگذارید
یکی از اصلی ترین قانون‌های موجود در ریاست این است که افراد تنبل همیشه پس رفت می‌کنند. فقط افراد کمی هستند که خود را از این قانون جدا می‌کنند، اما اکثر مردم نمی توانند. به قدرت رسیدن از طریق کانال‌های مناسب آسان تر و قابل تحمل تر از کندن تونل به سمت بالا با دستان خودتان است، فقط به این دلیل که رئیس‌های قبلی به شما احترام گذاشته و از شما حمایت می‌کنند.
خاطرتان باشد که احترام گذاشتن به معنای بادمجان دور قاب چینی و چاپلوسی نیست. به این معنی است که باید در مقابل نیازهای سازمان و شرکت، مراقب و متوجه باشید. البته باید دقت داشته باشید که زیر دستان شما این مهربانی را با ضعف شما اشتباه نگیرند.

2. تصمیم غلط بهتر از بی‌تصمیمی است
تلاش برای به چنگ آوردن همه‌ی قدرت در یک زمان، نتایج متضادی در پی خواهد داشت. در بعضی موارد تصمیمات بزرگ در زندگی توام با شناخت و گه گاه افتخار خواهد بود. سزار نام خود را با عبور از رابیکون و ورود به روم نهاد. از طرف دیگر، برتوس نام خود را با خیانت به سزار نهاد. تفاوت بین این دو مرد به طور آشکاری در یک چیز است: پیروزی. اگر بروتوس دشمنان خود را پس از خیانت برکنار می‌کرد، می‌توانست تاریخ را به خواست خود رقم بزند، اما تصمیم او باعث رسوایی و بدنامی همیشگیش شد.
اگر درگیر یک تصمیم گیری هستید، ممکن است افراد کم طاقت دیگری این تصمیم را به جای شما بگیرند. شما به عنوان یک رئیس باید بتوانید زیردستانتان را آنقدر تحت جذبه خود نگاه دارید که به خود اجازه ی خیانت به شما را ندهند. اگر کسی به شما خیانت کرد، باید کاری کنید تا آن فرد را الگویی برای سایر کارمندان شرکت کنید. او را اخراج و یا از مقام خود عزل کنید.

3. با هوشیاری شر بدخواهان را از سر خود کم کنید
یک رئیس تاثیر گذار باید بتواند رقیبان و بدخواهان را از جلوی راه بردارد. در مسیر شما به عنوان یک رئیس ممکن است افراد به ظاهر مهربان، اما در باطن بدخواه زیادی باشد که بخواهند وارد مسیر شما شوند. هیچ چیز مثل کینه و طرز برخورد کار را خراب نمیکند. به عنوان یک رئیس باید بتوانید به هر طریق ممکن خود را آماده و برتر و بالاتر از همه نگاه دارید. یکی از راه‌هایی که میتوانید از طریق آن اجازه ندهید هیچ چیز و هیچ کس سد راه شما نشود این است که با همه به طور یکسان رفتار کنید، از مدیر عامل گرفته تا آبدارچی شرکت.
البته این به آن معنا نیست که باید مثل بعضی ---------- مداران یک نقاب پلاستیکی به صورت بزنید. اما اگر دیدید کسی قصد مزاحمت و بدخواهی دارد، بار اول نصیحتش کنید. اگر زیر بار نرفت، بار دوم فشار بیشتری بر او بیاورید، اما اگر باز سر عقل نیامد، بیرونش کنید. شما به عنوان یک رئیس باید بدانید که با مردم چطور رفتار کنید، چطور آنها را ترسانده و یا چطور خیلی مودبانه خردشان کنید.

4. از فرصت‌ها نهایت استفاده را ببرید
وقتی به قدرت رسیدید، تازه زمانی است که فشار را بر روی خود احساس می‌کنید. لحظاتی وجود دارد که یک نفر با یک ایده جالب و عالی، از فرصت استفاده کرده و پاورقی بر تاریخ زندگی کس دیگری می‌شود. در واقع، زندگی ترکیبی از تقاطع‌های بین آن افرادی است که انتخاب صحیح کردند و آنها که انتخابی غلط کردند. برای اینکه نامتان ماندگار شود، باید جزء آن افرادی باشید که گوش به زنگند و از فرصت‌ها بهترین استفاده را می‌برند. برای رئیس بودن باید از فرصت‌ها استفاده کنید و گرنه پشیمان خواهید شد.

5. از همه بیشتر کار کنید
بدون تلاش و کوشش فراوان هیچوقت رئیس نخواهید شد. برای اینکه سوپراستاری معروف هم بشوید باید حداقل 20 سال تلاش کنید. اگر همیشه برای انجام کار بیشتر اشتیاق داشته و هدفمند باشید، ساعاتی که روی آن سرمایه گذاری کرده اید، فرصتی پیش روی شما قرار می‌دهند. و زمانیکه رئیس شدید، همه دوست دارند که جای شما باشند. همه به شما نگاه می‌کنند، پس بهتر است سرتان را بالا نگه دارید و باز به سعی و تلاشتان ادامه دهید، چون احترام خیلی زود ناپدید می‌شود.
خاطرتان باشد حتی زمانیکه به عنوان یک رئیس شناخته شدید، باز باید کوشش کنید چون در غیر اینصورت خیلی زود آن را از چنگتان در خواهند آورد.

روی شخصیتتان کار کنید
می توانید از یک تلاشگر 20 ساله به موفقیت یک شبه نائل شوید، فقط اگر برای آن تلاش کنید. اما برای این منظور نیازمند شخصیت هم هستید. برای خاطره‌انگیز کردن زندگی، تقلا و کشمکش نیز لازم است. یادتان باشد رئیس در وادی خطر زندگی میکند. چیزی که به شما کمک میکند بتوانید مقام و موقعیتتان را حفظ کنید این است که کارهایی را انجام دهید که دیگران از انجام آن واهمه دارند. این جرات و جسارت از شخصیتی جسور و باشهامت ناشی می‌شود.

هوشیار باشید و تلاشگر، و خیلی زود خواهید دید که نام شما نیز به تاریخ اضافه خواهد شد.

رئیس باید بیشتر کار کند!!


بضی تصور میکنند که رئیس بودن فقط به پشت میز نشستن، و به این و آن دستور دادن است. ممکن است وقتی می‌بینند کسانی هستند که از حرف‌هایشان اطاعت می‌کنند و به آنها احترام می‌گذارند، احساس رضایت کنند...
بضی تصور میکنند که رئیس بودن فقط به پشت میز نشستن، و به این و آن دستور دادن است. ممکن است وقتی می‌بینند کسانی هستند که از حرف‌هایشان اطاعت می‌کنند و به آنها احترام می‌گذارند، احساس رضایت کنند.
متاسفانه، آنچه شما می‌بینید فقط یک درصد از زندگی آنها میباشد—در واقع ساعات فراغت آنهاست. مطمئناً رئیس بودن الزامات و خصوصیات خاصی می‌طلبد. یک رئیس هیچوقت تعطیلی ندارد و 24 ساعت روز باید گوش به زنگ باشد. هیچ کس تا به حال با نشستن در رستورانها و دید زدن دخترها رئیس نشده است. برای رئیس شدن باید سخت تلاش کرد و همیشه هوشیار بود. نکاتی که در این مقاله پیش روی شما قرار داده ایم، به شما برای رسیدن به این هدف کمک می‌کند.

1. اگر احترام می‌خواهید، احترام بگذارید
یکی از اصلی ترین قانون‌های موجود در ریاست این است که افراد تنبل همیشه پس رفت می‌کنند. فقط افراد کمی هستند که خود را از این قانون جدا می‌کنند، اما اکثر مردم نمی توانند. به قدرت رسیدن از طریق کانال‌های مناسب آسان تر و قابل تحمل تر از کندن تونل به سمت بالا با دستان خودتان است، فقط به این دلیل که رئیس‌های قبلی به شما احترام گذاشته و از شما حمایت می‌کنند.
خاطرتان باشد که احترام گذاشتن به معنای بادمجان دور قاب چینی و چاپلوسی نیست. به این معنی است که باید در مقابل نیازهای سازمان و شرکت، مراقب و متوجه باشید. البته باید دقت داشته باشید که زیر دستان شما این مهربانی را با ضعف شما اشتباه نگیرند.

2. تصمیم غلط بهتر از بی‌تصمیمی است
تلاش برای به چنگ آوردن همه‌ی قدرت در یک زمان، نتایج متضادی در پی خواهد داشت. در بعضی موارد تصمیمات بزرگ در زندگی توام با شناخت و گه گاه افتخار خواهد بود. سزار نام خود را با عبور از رابیکون و ورود به روم نهاد. از طرف دیگر، برتوس نام خود را با خیانت به سزار نهاد. تفاوت بین این دو مرد به طور آشکاری در یک چیز است: پیروزی. اگر بروتوس دشمنان خود را پس از خیانت برکنار می‌کرد، می‌توانست تاریخ را به خواست خود رقم بزند، اما تصمیم او باعث رسوایی و بدنامی همیشگیش شد.
اگر درگیر یک تصمیم گیری هستید، ممکن است افراد کم طاقت دیگری این تصمیم را به جای شما بگیرند. شما به عنوان یک رئیس باید بتوانید زیردستانتان را آنقدر تحت جذبه خود نگاه دارید که به خود اجازه ی خیانت به شما را ندهند. اگر کسی به شما خیانت کرد، باید کاری کنید تا آن فرد را الگویی برای سایر کارمندان شرکت کنید. او را اخراج و یا از مقام خود عزل کنید.

3. با هوشیاری شر بدخواهان را از سر خود کم کنید
یک رئیس تاثیر گذار باید بتواند رقیبان و بدخواهان را از جلوی راه بردارد. در مسیر شما به عنوان یک رئیس ممکن است افراد به ظاهر مهربان، اما در باطن بدخواه زیادی باشد که بخواهند وارد مسیر شما شوند. هیچ چیز مثل کینه و طرز برخورد کار را خراب نمیکند. به عنوان یک رئیس باید بتوانید به هر طریق ممکن خود را آماده و برتر و بالاتر از همه نگاه دارید. یکی از راه‌هایی که میتوانید از طریق آن اجازه ندهید هیچ چیز و هیچ کس سد راه شما نشود این است که با همه به طور یکسان رفتار کنید، از مدیر عامل گرفته تا آبدارچی شرکت.
البته این به آن معنا نیست که باید مثل بعضی ---------- مداران یک نقاب پلاستیکی به صورت بزنید. اما اگر دیدید کسی قصد مزاحمت و بدخواهی دارد، بار اول نصیحتش کنید. اگر زیر بار نرفت، بار دوم فشار بیشتری بر او بیاورید، اما اگر باز سر عقل نیامد، بیرونش کنید. شما به عنوان یک رئیس باید بدانید که با مردم چطور رفتار کنید، چطور آنها را ترسانده و یا چطور خیلی مودبانه خردشان کنید.

4. از فرصت‌ها نهایت استفاده را ببرید
وقتی به قدرت رسیدید، تازه زمانی است که فشار را بر روی خود احساس می‌کنید. لحظاتی وجود دارد که یک نفر با یک ایده جالب و عالی، از فرصت استفاده کرده و پاورقی بر تاریخ زندگی کس دیگری می‌شود. در واقع، زندگی ترکیبی از تقاطع‌های بین آن افرادی است که انتخاب صحیح کردند و آنها که انتخابی غلط کردند. برای اینکه نامتان ماندگار شود، باید جزء آن افرادی باشید که گوش به زنگند و از فرصت‌ها بهترین استفاده را می‌برند. برای رئیس بودن باید از فرصت‌ها استفاده کنید و گرنه پشیمان خواهید شد.

5. از همه بیشتر کار کنید
بدون تلاش و کوشش فراوان هیچوقت رئیس نخواهید شد. برای اینکه سوپراستاری معروف هم بشوید باید حداقل 20 سال تلاش کنید. اگر همیشه برای انجام کار بیشتر اشتیاق داشته و هدفمند باشید، ساعاتی که روی آن سرمایه گذاری کرده اید، فرصتی پیش روی شما قرار می‌دهند. و زمانیکه رئیس شدید، همه دوست دارند که جای شما باشند. همه به شما نگاه می‌کنند، پس بهتر است سرتان را بالا نگه دارید و باز به سعی و تلاشتان ادامه دهید، چون احترام خیلی زود ناپدید می‌شود.
خاطرتان باشد حتی زمانیکه به عنوان یک رئیس شناخته شدید، باز باید کوشش کنید چون در غیر اینصورت خیلی زود آن را از چنگتان در خواهند آورد.

روی شخصیتتان کار کنید
می توانید از یک تلاشگر 20 ساله به موفقیت یک شبه نائل شوید، فقط اگر برای آن تلاش کنید. اما برای این منظور نیازمند شخصیت هم هستید. برای خاطره‌انگیز کردن زندگی، تقلا و کشمکش نیز لازم است. یادتان باشد رئیس در وادی خطر زندگی میکند. چیزی که به شما کمک میکند بتوانید مقام و موقعیتتان را حفظ کنید این است که کارهایی را انجام دهید که دیگران از انجام آن واهمه دارند. این جرات و جسارت از شخصیتی جسور و باشهامت ناشی می‌شود.

هوشیار باشید و تلاشگر، و خیلی زود خواهید دید که نام شما نیز به تاریخ اضافه خواهد شد.

پنج اشتباه مالي مادران - چگونه جلوی آن را بگيريم



حواس ‌پرتی، مسئولیت و فشارهای مادر بودن ممكن است ما را به عادتهای بد مالی وادارد. در اینجا پنج اشتباه مالی رایج و قابل پیشگیری را كه ممكن است مرتكب شوید برای شما بازگو میکنیم


حواس ‌پرتی، مسئولیت و فشارهای مادر بودن ممكن است ما را به عادتهای بد مالی وادارد. در اینجا پنج اشتباه مالی رایج و قابل پیشگیری را كه ممكن است مرتكب شوید، همراه با توصیه‌هایی درباره راههای پیشگیری از آنها می‌آوریم.

خرج كردن
اولین مشكل خرج زیاد است. مری‌هانت، نویسنده روزنامه و صاحب 16 كتاب درباره امور مالی فردی می‌گوید «مطالعات نشان داده است كه وقتی مردم به جای پول نقد از كارت استفاده می‌كنند، سی درصد بیشتر خرج می‌كنند». این در مورد كارتهای بدهی هم مثل كارتهای اعتباری صدق می‌كند – حتی اگر كارتهای بدهی به حساب جاری شما متصل باشد و امكان خرج بیش از دارایی شما را ندهد، اما باز كارت هستند. و وقتی از این پلاستیكها به جای پول نقد استفاده می‌كنید، به درستی متوجه نیستید كه چقدر از پول خود را خرج می‌كنید.

به همین دلیل، كارتها نه تنها بودجه شما را به یغما می‌برند، بلكه الگوی نادرستی هم برای فرزندان ما شكل می‌دهند. همان طور كه‌هانت می‌گوید، « ما داریم نسلی پلاستیكی تربیت می‌كنیم. به مغازه می‌روی، كارت را بار می‌گذاری، كارت را به صندوق دار می‌دهی، و بعد آن را پس می‌گیری. هرچیزی را كه خریدی به دست می‌آوری، و هنوز كارت خودت را هم داری!» در چشم كودكان شما، انگار چیزی را در ازای خریدهای خود مبادله نكرده‌اید. كودكان باید بفهمند كه وقتی چیزی را می‌خرید، پولی را كه خرج كرده‌اید به معنای واقعی از دست داده‌اید.

چه كنیم:‌
هانت توصیه می‌كند هرچقدر هم كه دشوار باشد، سعی كنید برای خریدهای روزانه از پول نقد استفاده كنید. در واقع، این دشواری مزیتی است كه مانع خرج كردن شما می‌شود.‌هانت پیشنهاد می‌كند كه كارت اعتباری خود را در خانه بگذارید و یا حداقل در پاكتی نگه دارید كه روی آن با حروف بزرگ نوشته شده «استفاده نكنید». به زودی درمی‌یابید كه كمتر خرج می‌كنید، و كودكان شما هم می‌فهمند كه چقدر پول خرج می‌كنید.

دردسر تولد
هدایا، كارت تبریك‌ها، و كاغذهای كادوپیچ خریدهای بی ضرری به نظر می‌رسند. اما اگر تعداد مهمانی‌هایی را كه معمولا در آنها شركت می‌كنید در نظر بگیرید، همین مقوله‌های شادی‌بخش می‌توانند مبلغ هنگفتی را شامل شوند.
به علاوه، راحت تر آن است كه به دل كالاها بروید و صرف نظر از توان مالی خود، هركدام را كه خیال‌بافانه تر است انتخاب كنید.
هانت معتقد است، «پدر و مادرها اغلب خود هدیه را پیغامی می‌دانند؛ كه انگار مبلغی كه صرف هدیه می‌كنند نشان دهنده‌ی چیزهایی مثل بهایی است كه به نقش والدینی خود می‌دهند یا احساس‌شان نسبت به خانواده». در آخر می‌گوید «والدین پول زیادی خرجِ هدیه‌های تولد دوستان كودكانشان می‌كنند».

البته پولی كه صرف هدیه تولد بچه‌های دیگر می‌كنیم اصلا قابل مقایسه با پولی كه بعضی از ما صرف تولد بچه‌های خودمان می‌كنیم نیست. در نظرسنجی مركز كودكان، 16 درصد والدین چیزی بیش از 500 دلار را صرف اولین جشن تولد كودكشان می‌كنند، و این مبلغ هر سال بیشتر هم می‌شود.
چه كنیم:‌هانت توصیه می‌كند «خود را از بازی اسراف كنار بكشید. سعی كنید به این كه دیگران چه فكری می‌كنند بها ندهید».
به هدیه‌های خانگی فكر كنید.‌هانت می‌گوید «یك چیز خیلی خاص بسازید، چیزی كه حتی نتوانید قیمتی رویش بگذارید». بی‌نهایت هدیه وجود دارد كه شما و فرزندتان می‌توانید در خانه بسازید – وب سایتهای كارهای دستی را ببینید كه به شما ایده‌هایی درباره ساختن لوازم تحریر، شال یا كلاه دستباف، جواهرات، قاب عكس و صابون می‌دهند.
همچنین می‌توانید با استفاده از كارتهای تبریك‌جلوی خرج اضافی را بگیرید. به جای هزینه كردن بیش از چند هزار تومان برای خرید یك كارت تبریك از مغازه، به فرزندتان كمك كنید خودش طراحی یا نقاشی كند.‌هانت توصیه‌ی مفیدی دارد، می‌توانید كارت تبریك دست سازِ كودكتان را قبل از هدیه دادن آن به كودك دیگر با هزینه اندكی در كتابخانه یا مغازه فتوكپی كنید.
دست آخر، سعی كنید به جای كاغذ كادوهای مغازه ای به راههای خلاق جایگزین فكر كنید.‌هانت پیشنهاد می‌كند مثلا از كاغذهای كمیك چاپِ یكشنبه‌ها استفاده كنید. این نه تنها كاغذ كادویی جالب و متفاوت به دست می‌دهد، بلكه فضای محیط را هم دوستانه می‌كند.

وقتی روز تولد فرزندتان رسید، می‌توانید به مهمانی تولدی بدون هدیه فكر كنید، و اگر مهمانها به پیشنهادتان گوش ندادند، از آنها بخواهید پول آن را به یك مركز خیریه محلی اهدا كنند یا به كودكتان قولِ یك روز بازی یا گردش خارج از خانه را بدهند.
به علاوه، سعی كنید در دام مخارج چشم و هم چشمانه‌ی جشن تولدها نیفتید. آیا كودك شما واقعا به دلقك نیاز دارد ... یا یكی از بستگان هم می‌تواند لباس مسخره بپوشد و با بادكنك آبی همه را سرگرم كند؟ فعالیت‌های مفرح و كم هزینه‌ای وجود دارند كه كودك شما و مهمانها را همانقدر سرگرم می‌كند كه جشنهای پرهزینه.

زندگی برای امروز ... و فقط امروز
اغلب به ما والدین گفته می‌شود كه در حال زندگی كنیم تا از سالهای خردسالی كودكانمان بیشترین لذت را ببریم. اما وقتی پای پول در میان باشد، شاید كمی «كمتر» در حال زندگی كردن منطقی تر باشد.
مت پولمن، مشاور مالی كه مراجعان او را بیشتر خانواده‌ها تشكلی می‌دهند، می‌گوید كه میل والدین به نادیده گرفتن پس‌انداز شایع شده است و این همه ی اقشار با درآمدهای مختلف را در بر می‌گیرد.
پولمن می‌گوید «والدین فكر می‌كنند ما جوانیم، فرزندانمان جوانند، و ما نیازهای حیاتی كوتاه مدتی داریم. می‌توانیم بعدها به پس‌انداز فكر كنیم. اما واقعیت این است كه مهمترین زمان برای جمع‌كردن و پس‌انداز سرمایه اكنون است. اگر در مضیقه قرار گرفتید، به راحتی می‌توانید سراغ پس‌اندازتان بروید. این خیلی بهتر از آن است كه پول با بهره قرض كنید».

پولمن معتقد است كه بسیاری از مادران و پدران پس‌انداز بلندمدت مثل پس انداز بازنشستگی و سرمایه‌گذاری دانشگاهی را نادیده می‌گیرند. این كه صبر كنیم تا «بعدا» سرمایه جمع كنیم فكر نادرستی است، چون باید در اولین زمان ممكن شروع به جمع كردن آن مقدار سرمایه بكنید. پس‌انداز امروز می‌تواند فردا شما را در مخارج بزرگ یاری دهد.

چه كنیم:
پس‌انداز كردن را عادت خود كنید. پولمن به خانواده‌ها توصیه می‌كند كه بخشی از درآمد خود را هر ماه به صورت اتوماتیك در حساب پس‌انداز – كوتاه مدت و بلندمدت – ذخیره كنند. حتی اگر الان قادر به پس انداز مبلغ ناچیزی هستید، این كار را بكنید.
این كار به شما كمك می‌كند تا درباره مخارج خود بافكر و دقیق باشید. پولمن پیشنهاد می‌كند «سعی كنید تشخیص دهید كه نیاز شما واقعی است یا فقط تصور می‌كنید كه واقعی است. اگر مورد دوم باشد، سعی كنید آن مبلغ را به جای آن به پس انداز اختصاص دهید». آیا فرزند شما واقعا به دوختِ آن لباس یا آن اسباب بازی آموزش احتیاج دارد؟ آیا واقعا لازم است كه چیدمان هنری میز او تغییر كند (یا اصلا به تغییر چیدمان نیاز است)؟ پولمن هشدار می‌دهد كه اجاز ندهید ارزش شخص شما به عنوان پدر یا مادر وابسته به مقدار هزینه‌ی شما بشود. به عبارت دیگر، نقش والدینی خودتان را بر اساس این كه چقدر هزینه نگهداری كودكتان می‌كنید ارزیابی نكنید.

نومیدی حاصل از سرجمع بدهی
فكر خوبی به نظر می‌رسد: همه بدهی‌های خود را روی هم جمع كنید و هر ماه فقط یك بار بپردازید. بالاخره چه كسی وقتش را دارد با اینهمه بستانكار سر و كله بزند وقتی باید از بچه‌های كوچك هم نگهداری كرد؟
متاسفانه سرجمعِ بدهی‌ها – اگر درست استفاده نشود یا درست فهمیده نشود – ممكن است مشكلات مالی را وخیم تر كند. برخی برنامه‌ها هزینه‌های پنهان و درصدی جریمه دیركرد دارند. و حتی اگر از برنامه سرجمع بدهی درستی استفاده كنید، ممكن است تلقی خودتان از این برنامه به ضرر شما تمام شود. بزرگترین خطر سرجمع بدهی آن است كه به شما تصور غلطی از پاك بودن حسابتان می‌دهد. با چنین طرز فكری، ممكن است در دام پرخطرِ بدهی‌های بیشتر و بیشتر بیفتید.
پولمن می‌گوید «مردم سرجمع بدهی را نوشدارویی فرض می‌كنند، مخصوصا وقتی خانواده‌ای جوان دارند. اما در واقع همچنان از قلاب بدهكاری آویزانند».
چه كنیم: پولمن توضیح می‌دهد، «شاید درصد پرداخت مناسب تری بگیرید، و این كار مزایای مالیاتی بالقوه‌ای هم دارد». البته او معتقد است كه در ابتدا باید مخارج خود را تا جایی كه می‌توانید قبل از دریافت این وام كاهش دهید».
اگر وام روی دارایی‌های خالص انتخابِ شما نیست، سعی كنید از طریق بانك محلی وامِ سرجمع بدهی دریافت كنید. به این طریق، نیازی نیست كه نگران جریمه‌ها و كارمزدهای پنهان باشید. پولمن می‌گوید «برنامه‌های آنلاین سرجمع بدهی را باید با احتیاط بررسی كرد. بعضی از اینها به شكار افراد مستاصل با فیشهای پرداختی بی شمار می‌روند».
از همه مهمتر آن كه بدون انضباط اساسی سراغ این برنامه‌ها نروید. آخرین چیزی كه باید انجام دهید این است كه در حالی كه بدهی‌های قدیمی را می‌پردازید درگیر بدهی‌های تازه شوید. پولمن می‌گوید «وقتی در حال سرجمع بدهی هستید، چند بدهی تازه آنقدرها به چشم نمی‌آید. اما این رویه می‌تواند به راستی شتاب پیدا كند. خودتان را به آسانی زیر تلی از بدهی‌ها دفن خواهید كرد».
نخواهید، نمی‌گیرید

لیندا بابكوك استاد اقتصاد دانشگاه كارنژی ملون و نویسنده كتاب زن‌ها نمی‌خواهند ، می‌گوید مادرهای شاغل درآمدی را كه لایق آن هستند دریافت نمی‌كنند – چون تقاضایش را نمی‌كنند. وی دریافته است كه در حالی كه مردها مدام درباره حقوق بالاتر و ارتقا مذاكره می‌كنند، زنها هرچه را به آنها بدهند می‌پذیرند. این در دراز مدت به فقدان مالی قابل توجهی می‌انجامد.
بابكوك معتقد است مادرها بیشتر از این نظر آسیب پذیرند، مخصوصا وقتی كه بعد از مدتی مرخصی به خاطر بزرگ كردن بچه‌هایشان سر كار برمی‌گردند. او می‌گوید «مادرهایی كه سر كار برمی‌گردند اغلب خودشان و مهارتهایشان را دست كم می‌گیرند». بنابراین وقتی شغلی به آنها پیشنهاد داده می‌شود، مذاكره درباره دستمزد به فكرشان خطور نمی‌كند.

بابكوك می‌گوید «این در مورد مادرانی كه نیمه وقت كار می‌كنند هم صحت دارد. این مادران از این كه شغلی انعطاف پذیر با ساعات مناسب خود پیدا می‌كنند آنقدر خوشحال می‌شوند كه دیگر با درخواست درباره مبلغ بیشتر خطر نمی‌كنند.


چه كنیم:
درك كنید كه مهارتهای شما ارزشمندند. بابكوك می‌گوید «آنچه بیشتر مادران نمی‌دانند آن است كه حتی اگر مدتی از كار دور بوده‌اند، به واسطه بزرگ كردن بچه‌ها مهارت‌های خود را پرورش داده‌اند – مهارتهایی از مدیریت زمان گرفته تا دیپلماسی. مادرها مهارتهایی بیش از آن كه تصورش را بكنند با خود سر كار می‌آورند».
«موقعیت‌ها و دستمزدهای مختلف را بررسی كنید تا تصویری واقعی از آنچه استحقاقش را دارید به دست آورید. در گوگل سایتهای متقاضی مهارت خود را پیدا كنید – شاید اطلاعاتی درباره مقدار دستمزد داشته باشند. وقتی به جلسه مذاكره می‌روید، تصویر درستی از آنچه می‌خواهید از حقوق گرفته تا مزایا داشته باشید، این مذاكره موثر را راحت‌تر می‌كند.
به یاد داشته باشید كه حقوق اولیه‌ای كه به شما می‌دهند احتمالا كمترین خواهد بود، چون رئیس شما انتظار دارد در حین كار در این باره مذاكره كنید. بابكوك توضیح می‌دهد «كارفرمایان هرگز بالاترین مبلغی را كه می‌توانند پرداخت كنند پیشنهاد نمی‌دهند».

بررسی دلایل عدم خرید مردم از شما

شاید بارها این سوال را از خود پرسیده باشید که چرا مردم از من خرید نمی کنند. دلایل زیر به شما کمک می کنند تا استراتژی بازاریابی و فروش تجارت الکترونیکی خود را بازنگری کنید.
در این مقاله ده دلیل ساده ولی مهم عنوان شده که می توانند در مورد تجارت شما هم صادق باشند. شاید بارها این سوال را از خود پرسیده باشید که چرا مردم از من خرید نمی کنند. دلایل زیر به شما کمک می کنند تا استراتژی بازاریابی و فروش تجارت الکترونیکی خود را بازنگری کنید.
1 - یکی ازعوامل عدم موفقیت در زمینه بازاریابی زمانی حاصل می شود که سایت قادر به ایجاد بستری امن و قابل اطمینان در هنگام سفارش خریداران، نباشد. برای ایجاد چنین اطمینانی، سایت می تواند به خریداران این اطمینان را بدهد که کلیه عملیات سفارش خرید از طریق سرورهای امن انجام خواهد گرفت. و برای مشتری اطمینانی ایجاد کند که کلیه اطلاعات از قبیل آدرس الکترونیکی و اطلاعات شخصی افراد به صورت کاملا محفوظ، نگه داری شده و به هیچ وجه فروخته نخواهند شد.
2 - چنانچه تبلیغات سایت از قابلیت جذب بالایی برخوردار نباشند. یکی از عوامل عدم جذب مشتریان، پرداختن به بیان کلیه جزییات خدمات بدون ذکر قابلیتهای اصلی محصولات و خدمات است. همچنین به دلیل عدم وجود تیترها ویا خبرهای اصلی، سایت قادر به جذب مشتریان نخواهد بود. یکی دیگر از عوامل مهم عدم جذب مشتریان، عدم وجود رضایت نامه سایر مشتریان که از خدمات و محصولات شما استفاده کرده اند و همچنین نبود ضمانت برای محصولات و خدمات می باشد.
3 - یکی دیگر از عوامل عدم موفقیت درامر بازاریابی، عدم وجود سیستمی مناسب جهت ترقیب کاربران به بازدید مجدد از سایت است. توجه به وجود چنین سیستمی به این علت حایز اهمیت است که، کلیه افرادی که مایل به خرید جنس هستند در دفعات اولی که از هر سایت بازدید به عمل خواهند آورد، هرگز جنسی را خریداری نخواهند نمود. در اصل هر چقدر تعداد دفعات بازدید بیشتر شود، شانس و یااحتمال خرید نیز به میزان قابل ملاحظه بالا خواهد رفت. موثرترین راه برای متمایل ساختن کاربران به بازدید مجدد، امکان عضویت رایگان در خبرنامه الکترونیکی وب سایت شما است.
4 - عاملی دیگرکه در عدم موفقیت سایت نقش دارد، عدم آگاهی دادن به خریداران در مورد تجارت شما است. بدین معنا که چنانچه خریداران اطلاعات کافی در مورد طرف مقابل خود که قرار است از آنها محصول را خریداری نمایند داشته باشند، با اطمینان و اعتماد بیشتری در این راه گام بر می دارند. در سایت خود صفحه ای با نام "درباره ما" شامل اطلاعاتی از قبیل تاریخچه بنگاه اقتصادی خود، کارمندان، اطلاعات تماس و غیره قرار دهید.
5- نبود راه های متعدد جهت دریافت سفارش از طرف مشتریان. از انواع روشهای پرداخت پول می توان به کارتهای اعتباری، چک، پول نقد و فرمهای خاص الکترونیکی دیگر اشاره نمود. شما قادرید با گذاردن راههای گرفتن سفارشات از طریق تلفن، آدرس پست الکترونیکی، سایت، فکس، آدرس پستی و غیره زمینه را برای خریداران مساعد سازید.
6 - عاملی دیگر در عدم پیشرفت امر بازاریابی، نداشتن ساختار و ظاهر حرفه ای وب سایت می باشد. شما باید نام دامنه اختصاصی برای وب سایت خود داشته باشید که با تجارت شما مناسبت داشته باشد. ساختار طراحی صفحه بایستی به گونه ای شکل گرفته باشد که بازدید کنندگان قادر به پیمایشی ساده و سریع در آن باشند. و همچنین بایستی طراحی گرافیکی صفحات کاملا مرتبط با نوع فعالیت سایت باشد.
7 - قبل از دادن چیزهای رایگان به مشتریان، آنها باید تبلیغات شما را ببینند و سپس به صفحات دیگر سایت هدایت شوند. اگر سایت از قابلیت ارایه محصولات رایگان در جهت متمایل ساختن بازدیدکننده به سایت استفاده می - كند، بایستی این محصولات یا در زیر تبلیغات سایت و یا در صفحات دیگر سایت واقع شوند. چنانچه لیستی از محصولات رایگان در بالای تبلیغات گذارده شوند، بازدیدکنندگان هرگز به تبلیغات برای محصولاتی که جهت فروش هستند، توجه نخواهند کرد.
8 - سایت شما قادر به جذب مخاطبان هدف شما نیست. یکی از ساده ترین راههای موجود، بررسی خریدهای انجام شده توسط مشتریان و بررسی علل توجه آنها به این محصولات می باشد. اطلاعات بدست آمده در این زمینه، به شما در اصلاح روشهای بازاریابی و نوع تبلیغات کمک خواهند کرد.
9 - یکی از مهمترین عوامل شکست یک سایت، نداشتن سیستمی منظم جهت بررسی سایت، تبلیغات آن و در نهایت اصلاح آن است. فروشندگان زیادی هستند که هیچگاه تبلیغات طراحی شده خود را تغییر نمی دهند. شما باید همواره وضعیت تبلیغات سایت خود را کنترل و اصلاح کنید تا حداکثر میزان پاسخ از تبلیلغات را بدست آورید.
10 - هیچ اجباری را جهت خرید محصولات خود به بازدیدکننده الغاء نمیکنید. ممکن است محصولات شما به دلیل کیفیتهای بالایی که دارند، موردتوجه افراد زیادی واقع شود اما همین افراد به محض خروج از سایت، به مرور زمان و به تعویق انداختن زمان خرید، محصولات شما را فراموش خواهند کرد. برای حل این مشکل، به بازدیدکنندگان یک سری محصولات و امکانات رایگان و همچنین تخفیف بدهید و در ضمن برای هر تخفیف یک زمان پایان اعتبار در نظر بگیرید.

بررسی دلایل عدم خرید مردم از شما

شاید بارها این سوال را از خود پرسیده باشید که چرا مردم از من خرید نمی کنند. دلایل زیر به شما کمک می کنند تا استراتژی بازاریابی و فروش تجارت الکترونیکی خود را بازنگری کنید.
در این مقاله ده دلیل ساده ولی مهم عنوان شده که می توانند در مورد تجارت شما هم صادق باشند. شاید بارها این سوال را از خود پرسیده باشید که چرا مردم از من خرید نمی کنند. دلایل زیر به شما کمک می کنند تا استراتژی بازاریابی و فروش تجارت الکترونیکی خود را بازنگری کنید.
1 - یکی ازعوامل عدم موفقیت در زمینه بازاریابی زمانی حاصل می شود که سایت قادر به ایجاد بستری امن و قابل اطمینان در هنگام سفارش خریداران، نباشد. برای ایجاد چنین اطمینانی، سایت می تواند به خریداران این اطمینان را بدهد که کلیه عملیات سفارش خرید از طریق سرورهای امن انجام خواهد گرفت. و برای مشتری اطمینانی ایجاد کند که کلیه اطلاعات از قبیل آدرس الکترونیکی و اطلاعات شخصی افراد به صورت کاملا محفوظ، نگه داری شده و به هیچ وجه فروخته نخواهند شد.
2 - چنانچه تبلیغات سایت از قابلیت جذب بالایی برخوردار نباشند. یکی از عوامل عدم جذب مشتریان، پرداختن به بیان کلیه جزییات خدمات بدون ذکر قابلیتهای اصلی محصولات و خدمات است. همچنین به دلیل عدم وجود تیترها ویا خبرهای اصلی، سایت قادر به جذب مشتریان نخواهد بود. یکی دیگر از عوامل مهم عدم جذب مشتریان، عدم وجود رضایت نامه سایر مشتریان که از خدمات و محصولات شما استفاده کرده اند و همچنین نبود ضمانت برای محصولات و خدمات می باشد.
3 - یکی دیگر از عوامل عدم موفقیت درامر بازاریابی، عدم وجود سیستمی مناسب جهت ترقیب کاربران به بازدید مجدد از سایت است. توجه به وجود چنین سیستمی به این علت حایز اهمیت است که، کلیه افرادی که مایل به خرید جنس هستند در دفعات اولی که از هر سایت بازدید به عمل خواهند آورد، هرگز جنسی را خریداری نخواهند نمود. در اصل هر چقدر تعداد دفعات بازدید بیشتر شود، شانس و یااحتمال خرید نیز به میزان قابل ملاحظه بالا خواهد رفت. موثرترین راه برای متمایل ساختن کاربران به بازدید مجدد، امکان عضویت رایگان در خبرنامه الکترونیکی وب سایت شما است.
4 - عاملی دیگرکه در عدم موفقیت سایت نقش دارد، عدم آگاهی دادن به خریداران در مورد تجارت شما است. بدین معنا که چنانچه خریداران اطلاعات کافی در مورد طرف مقابل خود که قرار است از آنها محصول را خریداری نمایند داشته باشند، با اطمینان و اعتماد بیشتری در این راه گام بر می دارند. در سایت خود صفحه ای با نام "درباره ما" شامل اطلاعاتی از قبیل تاریخچه بنگاه اقتصادی خود، کارمندان، اطلاعات تماس و غیره قرار دهید.
5- نبود راه های متعدد جهت دریافت سفارش از طرف مشتریان. از انواع روشهای پرداخت پول می توان به کارتهای اعتباری، چک، پول نقد و فرمهای خاص الکترونیکی دیگر اشاره نمود. شما قادرید با گذاردن راههای گرفتن سفارشات از طریق تلفن، آدرس پست الکترونیکی، سایت، فکس، آدرس پستی و غیره زمینه را برای خریداران مساعد سازید.
6 - عاملی دیگر در عدم پیشرفت امر بازاریابی، نداشتن ساختار و ظاهر حرفه ای وب سایت می باشد. شما باید نام دامنه اختصاصی برای وب سایت خود داشته باشید که با تجارت شما مناسبت داشته باشد. ساختار طراحی صفحه بایستی به گونه ای شکل گرفته باشد که بازدید کنندگان قادر به پیمایشی ساده و سریع در آن باشند. و همچنین بایستی طراحی گرافیکی صفحات کاملا مرتبط با نوع فعالیت سایت باشد.
7 - قبل از دادن چیزهای رایگان به مشتریان، آنها باید تبلیغات شما را ببینند و سپس به صفحات دیگر سایت هدایت شوند. اگر سایت از قابلیت ارایه محصولات رایگان در جهت متمایل ساختن بازدیدکننده به سایت استفاده می - كند، بایستی این محصولات یا در زیر تبلیغات سایت و یا در صفحات دیگر سایت واقع شوند. چنانچه لیستی از محصولات رایگان در بالای تبلیغات گذارده شوند، بازدیدکنندگان هرگز به تبلیغات برای محصولاتی که جهت فروش هستند، توجه نخواهند کرد.
8 - سایت شما قادر به جذب مخاطبان هدف شما نیست. یکی از ساده ترین راههای موجود، بررسی خریدهای انجام شده توسط مشتریان و بررسی علل توجه آنها به این محصولات می باشد. اطلاعات بدست آمده در این زمینه، به شما در اصلاح روشهای بازاریابی و نوع تبلیغات کمک خواهند کرد.
9 - یکی از مهمترین عوامل شکست یک سایت، نداشتن سیستمی منظم جهت بررسی سایت، تبلیغات آن و در نهایت اصلاح آن است. فروشندگان زیادی هستند که هیچگاه تبلیغات طراحی شده خود را تغییر نمی دهند. شما باید همواره وضعیت تبلیغات سایت خود را کنترل و اصلاح کنید تا حداکثر میزان پاسخ از تبلیلغات را بدست آورید.
10 - هیچ اجباری را جهت خرید محصولات خود به بازدیدکننده الغاء نمیکنید. ممکن است محصولات شما به دلیل کیفیتهای بالایی که دارند، موردتوجه افراد زیادی واقع شود اما همین افراد به محض خروج از سایت، به مرور زمان و به تعویق انداختن زمان خرید، محصولات شما را فراموش خواهند کرد. برای حل این مشکل، به بازدیدکنندگان یک سری محصولات و امکانات رایگان و همچنین تخفیف بدهید و در ضمن برای هر تخفیف یک زمان پایان اعتبار در نظر بگیرید.

راهكارهای انجام یك فروش به یادماندنی

یكی از مسایل مهمی كه فروشنده را به موفقیت می‌رساند، این است كه بتواند فروش را در ذهن مشتری خاطره‌‌انگیز و به یاد ماندنی كند.براین اساس...
یكی از مسایل مهمی كه فروشنده را به موفقیت می‌رساند، این است كه بتواند فروش را در ذهن مشتری خاطره‌‌انگیز و به یاد ماندنی كند.براین اساس، چگونگی نوع برخورد و صحبت با مشتریان و فنون شروع و خاتمهء مذاكره، بسیار مهم و تاثیرگذار خواهد بود. در ادامه پنج نكتهء كلیدی برای پایدارتر كردن تاثیر صحبت‌هایتان در ذهن مشتری ذكر می‌شود كه به كارگیری آن برای انجام یك «فروش به یادماندنی» ضروری است.

1- شروع تاثیرگذار
قانون «اولین برخورد، موثرترین برخورد است» را همیشه در ذهن داشته باشید. برای تاثیرگذار بودن شروع، نیازی به صحبت كردن با صدای بلند یا حركت‌های تند نیست بلكه باید طوری صحبت را آغاز كرد كه شور، اشتیاق و علاقه را به خریدار منتقل كند. وقتی ما به عنوان فروشنده، واقعا مشتاقانه و با علاقه‌مندی در مورد كالا یا محصولاتمان صحبت می‌كنیم، این اشتیاق به خریدار منتقل می‌شود.در فروش‌هایی كه فقط یك ملاقات لازم است، باید بتوانیم مخاطب را به سرعت و بلافاصله وارد گفت‌وگوی فروش كنیم. هر چند پرسیدن نام مشتری و تكرار آن در طول ملاقات برای ایجاد فضایی دوستانه مفید است، اما باید سعی كنیم اولین جملات ما متمایز از دیگر فروشندگان باشد. در جلسات فروش با مشتریانی كه قبلا با آن‌ها آشنا شده‌اید و نام و عادت‌های خرید آن‌ها را می‌دانید، مشتری را به اسم خطاب كنید. ضمن این كه در جست‌وجوی راه‌های جدید و خلاقانه‌تری برای احوالپرسی و شروع صحبت باشید و از صحبت‌های دیگران الگوبرداری نكنید.

2- تكرار عالمانه
فروشندگان حرفه‌ای سعی می‌كنند با شناسایی نیازهای مشتری و تكمیل تصویر ذهنی او، نكاتی را كه برای او بهتر است و به آن‌ها نیاز دارد، بیش‌تر تكرار كنند. فراموش نكنیم كه برای تاثیرگذاری قوی روی حافظهء مشتری باید نیازهای اطلاعاتی او را با جملات مناسب تامین كنیم و با تكرار پی در پی جملات رضایت او را جلب كنیم تا خریدار به نقطهء تصمیم‌گیری برای خرید برسد.پس باید به صحبت‌های مشتری به دقت گوش دهیم و سعی كنیم دلیل واقعی مراجعهء او را دریابیم. پرسیدن سوالات مكمل برای تشخیص نیاز واقعی مشتری ضروری است، زیرا ممكن است مشتری نتواند به طور واضح خواستهء خود را بیان كند.

3- تاكید عاقلانه
اگر بتوانیم ویژگی‌های اصلی و مزایای محصولمان را به شیوه‌ای نامتعارف یا سرگرم‌كننده به مشتری معرفی كنیم، تاثیرگذاری قوی‌تری خواهد داشت و مدت‌های زیادی مغز و ذهن مشتری را درگیر خواهد كرد. گاهی وقت‌ها روش‌ها به قدری مبتكرانه و جالبند كه خریدار تا سال‌ها بعد هم آن‌ها را فراموش نمی‌كند. در واقع محصول ما هر قدر هم كه معمولی باشد، با كمی اندیشیدن و خلاقیت می‌توانیم آن را به نحوی به مشتری معرفی كنیم كه اشتیاق او را برای خرید تحریك كنیم.

4- مشاركت صمیمانه
به طور معمول، فروشندگان به نمایش كالاها و خدمات به مشتری بسنده می‌كنند و تمایل به امتحان محصول توسط مشتری ندارند و یا بارها دیده شده كه فروشندگان ابتدا با بیان پرسش‌هایی از خرید مشتری اطمینان حاصل می‌كنند و بعد محصول را جهت امتحان در اختیار مشتری قرار می‌دهند. در حالی كه موثرترین روش این است كه تلاش كنیم تا مشتری كالا را حتما امتحان كند و به نوعی خدمات ما را تجربه كند. هر فروشنده بسته به نوع محصولی كه می‌فروشد، می‌تواند راه‌های ابتكاری جالبی برای مشاركت دادن مشتری و خرید و ایجاد فرصت امتحان محصول پیدا كند.

5- پایان به یادماندنی
ما به عنوان یك فروشنده باید بهترین برنامه خود را برای پایان جلسه فروش نگه داریم و آن را با زیبایی تمام اجرا كنیم; جلسه را در نقطهء اوج خود به پایان ببریم و خاطره‌ای فراموش ناشدنی و جاودانه برای خریدار بیافرینیم.در این مرحله بیان جملاتی كه روحیه و اعتماد به نفس را در مشتری تقویت می‌كند و رضایت حاصل از خرید را در او افزایش می‌دهد، الزامی است. مثلا بیان جملهء «اگر من هم به جای شما بودم، همین تصمیم را می‌گرفتم» باعث می‌شود كه مشتری با احساس مثبت از شما جدا شود و این پیام مثبت را كه «كار خوبی كرده‌ام كه موجب رضایتم شده است» را در ذهن خود مرور می‌كند و به این ترتیب علاقه‌مندی‌اش برای مراجعه مجدد بیش‌تر می‌شود.

راهكارهای انجام یك فروش به یادماندنی

یكی از مسایل مهمی كه فروشنده را به موفقیت می‌رساند، این است كه بتواند فروش را در ذهن مشتری خاطره‌‌انگیز و به یاد ماندنی كند.براین اساس...
یكی از مسایل مهمی كه فروشنده را به موفقیت می‌رساند، این است كه بتواند فروش را در ذهن مشتری خاطره‌‌انگیز و به یاد ماندنی كند.براین اساس، چگونگی نوع برخورد و صحبت با مشتریان و فنون شروع و خاتمهء مذاكره، بسیار مهم و تاثیرگذار خواهد بود. در ادامه پنج نكتهء كلیدی برای پایدارتر كردن تاثیر صحبت‌هایتان در ذهن مشتری ذكر می‌شود كه به كارگیری آن برای انجام یك «فروش به یادماندنی» ضروری است.

1- شروع تاثیرگذار
قانون «اولین برخورد، موثرترین برخورد است» را همیشه در ذهن داشته باشید. برای تاثیرگذار بودن شروع، نیازی به صحبت كردن با صدای بلند یا حركت‌های تند نیست بلكه باید طوری صحبت را آغاز كرد كه شور، اشتیاق و علاقه را به خریدار منتقل كند. وقتی ما به عنوان فروشنده، واقعا مشتاقانه و با علاقه‌مندی در مورد كالا یا محصولاتمان صحبت می‌كنیم، این اشتیاق به خریدار منتقل می‌شود.در فروش‌هایی كه فقط یك ملاقات لازم است، باید بتوانیم مخاطب را به سرعت و بلافاصله وارد گفت‌وگوی فروش كنیم. هر چند پرسیدن نام مشتری و تكرار آن در طول ملاقات برای ایجاد فضایی دوستانه مفید است، اما باید سعی كنیم اولین جملات ما متمایز از دیگر فروشندگان باشد. در جلسات فروش با مشتریانی كه قبلا با آن‌ها آشنا شده‌اید و نام و عادت‌های خرید آن‌ها را می‌دانید، مشتری را به اسم خطاب كنید. ضمن این كه در جست‌وجوی راه‌های جدید و خلاقانه‌تری برای احوالپرسی و شروع صحبت باشید و از صحبت‌های دیگران الگوبرداری نكنید.

2- تكرار عالمانه
فروشندگان حرفه‌ای سعی می‌كنند با شناسایی نیازهای مشتری و تكمیل تصویر ذهنی او، نكاتی را كه برای او بهتر است و به آن‌ها نیاز دارد، بیش‌تر تكرار كنند. فراموش نكنیم كه برای تاثیرگذاری قوی روی حافظهء مشتری باید نیازهای اطلاعاتی او را با جملات مناسب تامین كنیم و با تكرار پی در پی جملات رضایت او را جلب كنیم تا خریدار به نقطهء تصمیم‌گیری برای خرید برسد.پس باید به صحبت‌های مشتری به دقت گوش دهیم و سعی كنیم دلیل واقعی مراجعهء او را دریابیم. پرسیدن سوالات مكمل برای تشخیص نیاز واقعی مشتری ضروری است، زیرا ممكن است مشتری نتواند به طور واضح خواستهء خود را بیان كند.

3- تاكید عاقلانه
اگر بتوانیم ویژگی‌های اصلی و مزایای محصولمان را به شیوه‌ای نامتعارف یا سرگرم‌كننده به مشتری معرفی كنیم، تاثیرگذاری قوی‌تری خواهد داشت و مدت‌های زیادی مغز و ذهن مشتری را درگیر خواهد كرد. گاهی وقت‌ها روش‌ها به قدری مبتكرانه و جالبند كه خریدار تا سال‌ها بعد هم آن‌ها را فراموش نمی‌كند. در واقع محصول ما هر قدر هم كه معمولی باشد، با كمی اندیشیدن و خلاقیت می‌توانیم آن را به نحوی به مشتری معرفی كنیم كه اشتیاق او را برای خرید تحریك كنیم.

4- مشاركت صمیمانه
به طور معمول، فروشندگان به نمایش كالاها و خدمات به مشتری بسنده می‌كنند و تمایل به امتحان محصول توسط مشتری ندارند و یا بارها دیده شده كه فروشندگان ابتدا با بیان پرسش‌هایی از خرید مشتری اطمینان حاصل می‌كنند و بعد محصول را جهت امتحان در اختیار مشتری قرار می‌دهند. در حالی كه موثرترین روش این است كه تلاش كنیم تا مشتری كالا را حتما امتحان كند و به نوعی خدمات ما را تجربه كند. هر فروشنده بسته به نوع محصولی كه می‌فروشد، می‌تواند راه‌های ابتكاری جالبی برای مشاركت دادن مشتری و خرید و ایجاد فرصت امتحان محصول پیدا كند.

5- پایان به یادماندنی
ما به عنوان یك فروشنده باید بهترین برنامه خود را برای پایان جلسه فروش نگه داریم و آن را با زیبایی تمام اجرا كنیم; جلسه را در نقطهء اوج خود به پایان ببریم و خاطره‌ای فراموش ناشدنی و جاودانه برای خریدار بیافرینیم.در این مرحله بیان جملاتی كه روحیه و اعتماد به نفس را در مشتری تقویت می‌كند و رضایت حاصل از خرید را در او افزایش می‌دهد، الزامی است. مثلا بیان جملهء «اگر من هم به جای شما بودم، همین تصمیم را می‌گرفتم» باعث می‌شود كه مشتری با احساس مثبت از شما جدا شود و این پیام مثبت را كه «كار خوبی كرده‌ام كه موجب رضایتم شده است» را در ذهن خود مرور می‌كند و به این ترتیب علاقه‌مندی‌اش برای مراجعه مجدد بیش‌تر می‌شود.

چون و چرای خرید كردن زیریك سقف


گاهی زوج‌ها از این كه همسرشان در خرید كردن وارد نیست و از اشكالاتی نظیر ولخرجی و عدم صرفه‌جویی گله‌مندند و گاهی هم از هم ایراداتی در این زمینه می‌گیرند
مشکلات خريد رفتن با همسر
گاهی زوج‌ها از این كه همسرشان در خرید كردن وارد نیست و از اشكالاتی نظیر ولخرجی و عدم صرفه‌جویی گله‌مندند و گاهی هم از هم ایراداتی در این زمینه می‌گیرند كه موجب دلخوری همدیگر می‌شوند، به هر حال خرید برای زندگی روزمره امری ضروری است و نمی‌توان بدون آن مایحتاج زندگی را فراهم كرد، اما رعایت یك سری اصول می‌تواند این امر را هم برای مردان و هم برای زنان لذتبخش و مفید كند. برای این كه این اصول را بشناسید بقیه مطلب را بخوانید.

خرید مایحتاج زندگی
برای خرید روزمره كه یكی از مهم‌ترین جنبه‌های خرید است به اصول زیر دقت كنید:
1 ــ فهرست خرید بنویسید. لازم نیست در روز چند بار به خرید بروید و هر بار یك یا چند قلم جنس را خریداری كنید. شما می‌توانید یك كاغذ دم دستتان بگذارید و در طول روز هر چه كه احتیاج دارید بنویسید تا یكباره تمام مایحتاجتان را بخرید. نوشتن فهرست خرید به شما كمك می‌كند در خریدتان چیزی را فراموش نكنید و چیز اضافی نیز نخرید.

2 ــ سعی كنید با همسرتان به خرید بروید. علاوه بر لذت خرید با همدیگر می‌توانید در این امر به هم كمك كنید، تجربیات خود را در اختیار هم بگذارید و همراه هم باشید.

3 ــ اگر خریدتان طول می‌كشد و تعداد اقلام آن زیاد است ترتیب خرید را رعایت كنید مثلا مواد خوراكی كه خراب شدنی هستند مثل گوشت و لبنیات و... را آخر بخرید و اول سراغ چیزهای خراب نشدنی بروید.

4 ــ اگر خریدتان در چند نقطه مختلف است از لحاظ مسیر هماهنگی كنید تا وقتتان تلف نشود.

5 ــ زیاد نخرید. وسایل را در خانه‌تان انبار نكنید لزومی ندارد وقتی محل خرید به اكثر خانه‌ها نزدیك است خرید چند ماهتان را یكباره بخرید برای این كه در مورد خوراكی‌ها هرچه تازه به تازه بخرید بهتر است و وسایل اضافی جایتان را می‌گیرد لزومی ندارد شما یك قفسه پراز مواد شوینده داشته باشید یا خوب نیست كه نان خشك فراوانی را دور بریزید بلكه می‌توانید هرگاه تمام شد یا رو به اتمام بود یكی یكی بخرید.

6 ــ هنگام خرید به كیفیت، قیمت، تاریخ مصرف و علامت استاندارد جنس توجه كنید.

7 ــ بیشتر از این كه ببینید چه چیزهایی دوست دارید بخرید به این فكر كنید كه چه چیزهایی احتیاج دارید.
8 ــ حتما فاكتور خریدهایتان را بگیرید و یك نگاه به او بیندازید تا چیزی اشتباه نشده باشد و همیشه خریدها و مبلغ خرید خود را در دفترچه‌ای یادداشت كنید تا دخل و خرجتان را بدانید و بتوانید برنامه‌ریزی كنید.

9 ــ مبلغ خاصی را برای خرید خود تعیین كنید و سعی كنید بیشتر از آن خرید نكنید.

10 ــ اگر پای صندوق دیدید كه بیشتر از پیش‌بینی‌تان خرید كردید رودربایستی نكنید و از اقلام غیرضروری كم كنید. شما مجبور به خرید نیستید. پس خجالت نكشید و اجناس اضافی را از خرید خود كم كنید.

11 ــ وقتی خریدها را به خانه آوردید هر جنس را سر جای خود بگذارید تا یادتان نرود و جنسی را بعد از این كه تاریخ استفاده از آن گذشت ته قفسه‌ها پیدا نكنید.

12 ــ سعی كنید خریدهای اساسی را مثل گوشت یا لبنیات از یك مغازه خریداری كنید چراكه مغازه‌دار شما را به عنوان مشتری خود می‌شناسد و می‌داند شما دوباره برخواهید گشت برای همین در چیزی كه به شما می‌فروشد دقت بیشتری می‌كند.

به همسرتان خرید كردن را یاد بدهید
«چقدر زیاد خریدی»، «بهت گرون داده»، «این میوه‌ها كه همه لك دارند»، «منم شیر و ماست خریده بودم»، «چرا این همه چیز اضافی‌تر از فهرست خریدی»، «این خیلی بزرگه» و «رنگ این وسیله به خانه ما نمی‌آید» اینها جمله‌هایی است كه ممكن است خیلی‌ها همسرشان را با آنها سرزش كرده یا خودشان با این جمله‌ها سرزنش شده‌اند.
چرا به جای سرزنش كردن همسرانتان خرید كردن را به او نمی‌آموزید. برای این كار سعی كنید چند بار با هم به خرید بروید به او آموزش دهید مثلا میوه‌ها را نشانش دهید و برایش توضیح دهید و نشانه‌های یك میوه سالم را یاد بدهید. قیمت اجناس را به او نشان دهید تا اجناس را گران‌تر از قیمت واقعی نخرد. وقتی یك بار زیاد خرید كرد ،وقتی مجبور شدید میوه‌های گندیده را دور بریزید یا خرید‌ها در یخچال جا نشد او را صدا بزنید و بدون لحنی تند به او نشان دهید كه خرید زیاده از حد مشكل‌آفرین است.
هر كدام از زن و شوهر اگر در طول مسیر خانه یكباره یادتان می‌افتد كه چیزی بخرید حتما با همسرتان تماس بگیرید و بپرسید كه آیا او هم خریده است یا نه. اگر در نهایت دیدید كه همسرتان نمی‌تواند به خوبی بعضی از اجناس را بخرد آنها را از فهرست خرید كم كنید و خــودتـان خـریـداری كـنـیـد مـثـلا اگـر نمی‌تواند میوه را به اندازه و مناسب خـریداری كند خودتان میوه بخرید و اجناس دیگر را به عهده او بگذارید.
در مورد خریدهای دیگر مثل لباس یا وسایل خانه هم اطلاعات لازم را به همسرتان بدهید اعم از سایز لباس بچه‌ها و خودتان .شماره پا و رنگ‌هایی كه دوست دارید و حتما در خرید اینگونه اجناس به او بگویید كه همیشه با فروشنده طی كند كه اگر آن مناسب نبود برای تـعـویـض بـاز مـی‌گردید تا خرید همسرتان برایتان دلچسب باشد و اشتباهی رخ ندهد.

خریدارهای همیشه مشتاق
بعضی‌ها از این‌كه همسرشان ولخرج است و در خرید بی‌ملاحظه، گله‌مندند و نمی‌توانند جلوی آنها را در خرید كردن بگیرند. باید بدانید بعضی‌ها شخصیتا دوست دارند اجناس گرانقیمت بخرند و اصلا به این‌كه آن جنس را احتیاج دارند فكر نمی‌كنند این افراد ممكن است برای خرید نان بیرون بروند و با یك جفت كفش گرانقیمت به خانه برگردند چرا كه در برابر وسوسه خرید كردن ناتوانند. برای این‌كه از پس این افراد برآیید می‌توانید راه‌های زیر را امتحان كنید:

1 ــ‌ مـبـلغ خاصی را به صورت مــاهـیــانــه بـه خـریـدهـای شـخـصـی همسرتان اختصاص دهید تا نتواند بی‌حد و مرز خرید كند. (در صورت لزوم برای خودتان هم چنین کنید.)

2 ــ‌ از او بخواهید برای خرید كردن با شما مشورت كند و شـمـا نـیـز بـا جملاتی نظیر ایـن‌كـه «فـكـر نـمـی‌كـنـی یه مـقــدار گــران اســت» یـا «تـو بـتـازگی یك كفش خریدی»، «این لباس خیلی شبیه لباس قبلی كه خریدی است فقط قیمتش 2 برابر آن است» او را عصبانی نكنید و از مشورت كردن با شما پشیمان نسازید. شما باید او را به صبر كردن دعوت كنید مثلا «نمی‌خواهی كمی بیشتر صبر كنی شاید زیباتر از این هم پیدا كنی« »اگر عجله نداری با صبر بیشتر خرید كن و فروشگاه‌های بیشتری را بگرد» شما با این كار او را بیشتر به گشتن سوق می‌دهید تا خریدن.

3 ــ‌ از او بخواهید چند وقت یكبار وسایلش را مثلا لباس‌هایش را یا كفش‌هایش را بیرون بیاورد و ببیند این كار روحیه او را عوض می‌كند و به او یادآوری می‌كند كه چه چیزهایی دارد چرا كه گاهی وسایل ما چون در معرض دید نیستند مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.

4 ــ‌ شاید این كار همسرتان یك نوع اعتراض به رفتار شما و یا سبك زندگی یكنواخت یا تنهایی باشد شما می‌توانید با محبت كردن به همسرتان و گذراندن وقت بیشتری با خانواده و رفع یكنواختی زندگی و جایگزین كردن كارهای لذت بخش و نشاط‌آور دیگر به جای خرید كردن همسرتان را سر ذوق آورده و رفتار خرید كردن را در او متعادل كنید.

5 ــ‌ مـمـكـن اسـت ایـن مـسـالـه یـك چـشم و همچشمی با شخص خاصی باشد شما می‌توانید روابط خود را با آن شخص كم كنید یا همسرتان را آگاه كنید.

6 ــ حتما با همسر خود حرف بزنید و به او بگویید كه خرید زیاد از حد تنها پول خانواده را از بین می‌برد می‌توانیم با پس‌انداز این پول خیلی راحت‌تر زندگی كنیم.

چگونه در کار خود بهترین باشیم؟

آنها منتظر شما نمی‌مانند تا شما آنان را بشناسید، بعد از تصرف بخشی از بازارتان شما وجودشان را به خوبی درک می‌کنید و تازه اگر نجنبید حذف می‌شوید حتی اگر اولین و سردمدار باشید، مجبور به تغییر هستید.
آنها منتظر شما نمی‌مانند تا شما آنان را بشناسید، بعد از تصرف بخشی از بازارتان شما وجودشان را به خوبی درک می‌کنید و تازه اگر نجنبید حذف می‌شوید حتی اگر اولین و سردمدار باشید، مجبور به تغییر هستید.
مشتریان شما با ارزیابی چهار عامل به سراغ شما می‌آیند و یا از شما دور می‌شوند، قیمت، کیفیت، زمان و نوآوری بهتر در محصولات و خدمات.
هرچه توان شما در ارائه مطلوب هر یک از آنها بیشتر باشد، به همان میزان بازار بیشتری در دست شماست و تولید شما برای مشتریانتان زیباتر و جذاب تر خواهد بود، برای رسیدن به یک استاندارد قابل قبول برای هر عامل، یک تلاش وسیع و تصمیم‌گیری اساسی در همه فرآیندهای روزانه لازم دارد.
نقطه شروع این بنا درک صحیح نیاز بازار و مشتریان است و نقطه پایان آن تامین خواسته‌ها و برآوردن این نیازها و روند رو به رشد آن است .
سختی رقابت و غلبه بر پیچیدگی‌های بازار با جلب همدلی و رضایت مشتریانتان بسیار ساده خواهد شد و این یعنی موقعیتی که همه ارائه دهندگان کالا و خدمات به دنبال آن هستند و این یعنی سهم بازار بیشتر و حاصل اقتصادی بالاتر!
مشتریان و مصرف کنندگان، همواره در جست‌وجوی عرضه کنندگانی هستند که کالا یا خدماتی به مراتب بهتر ارائه می‌کنند. در فرایند امروزی برخلاف گذشته، در گزینش کالا یا خدمات بسیاری از مشتریان به دنبال پرداخت بهای بیشتر برای دریافت کالا یا خدمات بهتر هستند.
با وجود عرضه کنندگان متعددی که محصولاتی با کیفیت نسبتا یکسان عرضه می‌کنند، اغلب مشتریان هنگام خرید کالا و خدمات مورد نیاز، از امکان انتخاب گزینه‌های متعددی برخوردار هستند. به همین دلیل آنان ورای مشخصات ظاهری و ویژگی‌های فیزیکی یک محصول، سایر شاخص‌های کیفی را مدنظر قرار می‌دهند.
مشتریان در جست‌وجوی سرنخ‌هایی هستند که آنان را برای شناسایی بهترین تامین‌کننده یاری نماید.
اندازه‌گیری رضایت مشتری از جمله اقداماتی محسوب می‌شود که نشان‌دهنده جهت‌گیری ما به سمت کیفیت می‌باشد.
همه ما هر روز صبح برای کسب سود بیشتر شروع به کار می‌کنیم، پس قرار نیست که ما یک بنگاه یا سازمان اقتصادی بزرگ باشیم تا به سراغ بحث رضایت مشتری برویم چرا که هر فروشگاه، رستوران و حتی یک پزشک می‌تواند به جایگاهی بهتر از آنچه امروز در آن قرار دارد، دست یابد.
همیشه همه تغییرات از ما شروع می‌شود و هیچ سودی بدون زحمت به دست نمی‌آید. اما چه بهتر که این تغییر با کم‌ترین هزینه و زمان صورت بگیرد!
● اگر شما هم علاقه‌مند به ورود به این بازی جدید هستید از همین امروز شروع کنید:
1. برای پرداختن به این موضوع زمان خاصی را در محل کار مشخص کنید. ( برای مثال ۱۰ دقیقه در هر روز)
2. مشخص کنید که مشتری از چه بخشی از رفتار مالی با شما می‌تواند رضایت داشته باشد. (کیفیت، نوع برخورد، میزان معطلی پیش از ارائه درخواست، تعداد صندلی‌های موجود در بخش انتظار و...)
3. بین خود و همکارانتان مشخص کنید که چرا میزان رضایتمندی مشتریان از شما برایتان مهم است؟
4. برای هر روز یا هفته تصمیم‌های کوچک ولی عملیاتی بگیرید.
5. در پایان هر دوره تصمیمات گذشته را بررسی و آنها را تصحیح کنید.
6. پس از چند دوره کوتاه شما آن‌قدر تجربه دارید که می‌توانید برای افزایش رضایت مشتریان خود تصمیمات اساسی تری بگیرید.
7. گرچه بیشتر ما با مطالعه میانه خوبی نداریم اما اگر این مطلب را تا انتها مطالعه کرده‌اید، به شما پیشنهاد می‌کنم که از مطالعه کتاب‌ها و جزوه‌های کوچکی که در این مورد منتظر شده غافل نشوید.
8. مشاوره گرفتن از افراد با تجربه و متخصصین اصلا اشکالی ندارد!! در این رشته هم مثل بقیه رشته‌ها آدم‌هایی وجود دارند که از من و شما بیشتر می‌دانند.

چگونه در کار خود بهترین باشیم؟

آنها منتظر شما نمی‌مانند تا شما آنان را بشناسید، بعد از تصرف بخشی از بازارتان شما وجودشان را به خوبی درک می‌کنید و تازه اگر نجنبید حذف می‌شوید حتی اگر اولین و سردمدار باشید، مجبور به تغییر هستید.
آنها منتظر شما نمی‌مانند تا شما آنان را بشناسید، بعد از تصرف بخشی از بازارتان شما وجودشان را به خوبی درک می‌کنید و تازه اگر نجنبید حذف می‌شوید حتی اگر اولین و سردمدار باشید، مجبور به تغییر هستید.
مشتریان شما با ارزیابی چهار عامل به سراغ شما می‌آیند و یا از شما دور می‌شوند، قیمت، کیفیت، زمان و نوآوری بهتر در محصولات و خدمات.
هرچه توان شما در ارائه مطلوب هر یک از آنها بیشتر باشد، به همان میزان بازار بیشتری در دست شماست و تولید شما برای مشتریانتان زیباتر و جذاب تر خواهد بود، برای رسیدن به یک استاندارد قابل قبول برای هر عامل، یک تلاش وسیع و تصمیم‌گیری اساسی در همه فرآیندهای روزانه لازم دارد.
نقطه شروع این بنا درک صحیح نیاز بازار و مشتریان است و نقطه پایان آن تامین خواسته‌ها و برآوردن این نیازها و روند رو به رشد آن است .
سختی رقابت و غلبه بر پیچیدگی‌های بازار با جلب همدلی و رضایت مشتریانتان بسیار ساده خواهد شد و این یعنی موقعیتی که همه ارائه دهندگان کالا و خدمات به دنبال آن هستند و این یعنی سهم بازار بیشتر و حاصل اقتصادی بالاتر!
مشتریان و مصرف کنندگان، همواره در جست‌وجوی عرضه کنندگانی هستند که کالا یا خدماتی به مراتب بهتر ارائه می‌کنند. در فرایند امروزی برخلاف گذشته، در گزینش کالا یا خدمات بسیاری از مشتریان به دنبال پرداخت بهای بیشتر برای دریافت کالا یا خدمات بهتر هستند.
با وجود عرضه کنندگان متعددی که محصولاتی با کیفیت نسبتا یکسان عرضه می‌کنند، اغلب مشتریان هنگام خرید کالا و خدمات مورد نیاز، از امکان انتخاب گزینه‌های متعددی برخوردار هستند. به همین دلیل آنان ورای مشخصات ظاهری و ویژگی‌های فیزیکی یک محصول، سایر شاخص‌های کیفی را مدنظر قرار می‌دهند.
مشتریان در جست‌وجوی سرنخ‌هایی هستند که آنان را برای شناسایی بهترین تامین‌کننده یاری نماید.
اندازه‌گیری رضایت مشتری از جمله اقداماتی محسوب می‌شود که نشان‌دهنده جهت‌گیری ما به سمت کیفیت می‌باشد.
همه ما هر روز صبح برای کسب سود بیشتر شروع به کار می‌کنیم، پس قرار نیست که ما یک بنگاه یا سازمان اقتصادی بزرگ باشیم تا به سراغ بحث رضایت مشتری برویم چرا که هر فروشگاه، رستوران و حتی یک پزشک می‌تواند به جایگاهی بهتر از آنچه امروز در آن قرار دارد، دست یابد.
همیشه همه تغییرات از ما شروع می‌شود و هیچ سودی بدون زحمت به دست نمی‌آید. اما چه بهتر که این تغییر با کم‌ترین هزینه و زمان صورت بگیرد!
● اگر شما هم علاقه‌مند به ورود به این بازی جدید هستید از همین امروز شروع کنید:
1. برای پرداختن به این موضوع زمان خاصی را در محل کار مشخص کنید. ( برای مثال ۱۰ دقیقه در هر روز)
2. مشخص کنید که مشتری از چه بخشی از رفتار مالی با شما می‌تواند رضایت داشته باشد. (کیفیت، نوع برخورد، میزان معطلی پیش از ارائه درخواست، تعداد صندلی‌های موجود در بخش انتظار و...)
3. بین خود و همکارانتان مشخص کنید که چرا میزان رضایتمندی مشتریان از شما برایتان مهم است؟
4. برای هر روز یا هفته تصمیم‌های کوچک ولی عملیاتی بگیرید.
5. در پایان هر دوره تصمیمات گذشته را بررسی و آنها را تصحیح کنید.
6. پس از چند دوره کوتاه شما آن‌قدر تجربه دارید که می‌توانید برای افزایش رضایت مشتریان خود تصمیمات اساسی تری بگیرید.
7. گرچه بیشتر ما با مطالعه میانه خوبی نداریم اما اگر این مطلب را تا انتها مطالعه کرده‌اید، به شما پیشنهاد می‌کنم که از مطالعه کتاب‌ها و جزوه‌های کوچکی که در این مورد منتظر شده غافل نشوید.
8. مشاوره گرفتن از افراد با تجربه و متخصصین اصلا اشکالی ندارد!! در این رشته هم مثل بقیه رشته‌ها آدم‌هایی وجود دارند که از من و شما بیشتر می‌دانند.

وقتی آگهی شما پاسخگو نیست...


برای نوشتن یك آگهی خوب و پاسخگو نكات و ملاحظات خاصی مطرح هستند كه توجه به آن‌ها برای نگارش یك آگهی جالب و تاثیرگذار كه یك خواننده را به مشتری تبدیل كند، لازم است.
مفهوم بازاریابی و معرفی هر كالا و هر كسب و كار، تصاویری گوناگون را به ذهن می ‌آورد كه برجسته‌ترین و قابل لمس‌ترینشان،‌آگهی‌های تلویزیونی و یا چاپ شده در مجلات و روزنامه‌ها هستند.

برای نوشتن یك آگهی خوب و پاسخگو نكات و ملاحظات خاصی مطرح هستند كه توجه به آن‌ها برای نگارش یك آگهی جالب و تاثیرگذار كه یك خواننده را به مشتری تبدیل كند، لازم است. نكاتی چون نوشتن یك تیتر جذاب و گیرا و برشمردن منافع و مزایای كالا.

ولی گاهی اوقات به مشكلی برمی‌خورید كه شاید یافتن جوابش برایتان راحت نباشد. مشكل راجع به شكل و ظاهر و میزان جذابیت آن نیست. عنوان آگهی جالب توجه است و كنجكاوی خواننده را برمی‌انگیزد، منافع و مزایای استفاده از كالا و خرید كردن از فروشگاهتان را هم نوشته‌‌اید ولی باز هم اوضاع همان است كه بود و مشتری جدیدی به شما مراجعه نكرده است.

یكی از این ظرایف كه شاید از یادتان رفته باشد اینست كه مشتری احتمالی باید بفهمد كه آیا این كالا و خدمات می‌تواند برایش مفید باشد یا نه و اگر آن را بخرد چه چیزهایی به دست خواهد آورد. كسی كه صندوق ایمیل‌هایش را باز می‌كند و با این پیام‌های تبلیغاتی روبه‌رو می‌شود،‌ می‌خواهد پاسخ سوالاتشان را بیابد. اگر پیامتان به او نگوید كه پس از خرید این كالا و خدمات كدام مشكلش را می‌تواند حل كند، كاری از پیش نخواهید برد.

لازمست كه بازار هدف و مخاطبانتان را به درستی بشناسید تا آن مشكل و دردسر را به مشتریان احتمالی‌تان نشان دهید. آن‌ها باید سختی و دشواری كلنجار رفتن با مشكلات و كمبودها و محدودیتشان را حس كنند تا برای به دست آوردن آرامش و راحتی پیشنهادی شما، كالا و خدماتتان را بخرند. برای ارائه شاهد ملموس و باور كردنی كه صحت ادعاهای شما را تایید كند، بهترین راهست. نوشتن چند سطر از گفته‌های رضایت‌مندانه مشتریان قبلی كه اوضاع خودشان را پیش از خرید و پس از استفاده از كالای شما، بیان می‌كنند، این حس را به مشتری احتمالی هم انتقال می‌دهد كه اگر كالای پیشنهادی را بخرد ضرر نخواهد كرد و به احتمال زیاد یكی از دردسرهایش كمتر می‌شود. پس معلوم می‌شود كه بیشتر اوقات وجود احساس‌‌های متضاد كه یكی گویای حال واقعی شخص باشد، نتیجه بخش است. او سعی می‌كند برای تغییر دادن حال بد و منفی، تلاش كند و برای كسب آن حس خوب و خوشایند، ابزار و زمینه‌های لازم را فراهم آورد. بالعكس،‌برای حفظ و استمرار حالت خوش و مثبت هم تلاش می‌كند تا عوامل منفی بیرونی بر آن تاثیر نگذارند.
نكته بعدی راجع به قیمت‌هاییست كه عرضه می‌كنید. مردم خواهان اعداد و ارقام هستند تا باز هم صحت این ادعاها را دریابند و حس كنند كه با خرید این كالا سود خواهند كرد و یا اگر استفاده از این خدمات را شروع كنند، در مخارج و هزینه‌هایشان صرفه‌جویی خواهند كرد. قیمت واقعی كالاها و خدماتتان را عرضه كنید و اگر قصد دارید مجموعه‌ای از اجناس را در یك بسته به فروش برسانید، پس از ذكر قیمت تك تك آن‌ها و جمعشان ،‌نشان دهید كه خرید این مجموعه كامل، از لحاظ مالی،‌مقرون به صرفه‌تر است.
شاید خیلی ساده به نظر بیاید ولی همین حساب و كتاب معمولی به مشتری بالقوه‌ای كه ‌آگهی شما را در مجله می‌خواند یا پیام تبلیغاتی‌تان را دریافت می‌كند، نشان می‌دهد كه با شركتی صادق و قابل اعتماد روبه‌روست و خریدن این كالاها نیز سودمند است.
گارانتی دادن یكی از راههایست كه شركت‌ها برای جلب و حفظ مشتریانشان به كار می‌گیرند. مشتری با دیدن این كلمه، قدری آسوده خواهد شد چون می‌فهمد كه اگر این كالا به درستی عمل نكرد می‌تواند آن را پس بدهد و مقدار زیادی از پولش را برگرداند و یا این كه خود این شركت هزینه تعمیرات را خواهد پرداخت. راجع به خدمات هم اینچنین است ولی با توجه به نوع خدمات و مشخصات مشتریان و محدودیت‌های هر شكل از سرویس‌دهی، وضع و تعیین این گارانتی و تضمین‌ها، راحت و سهل نیست.
وقتی كه یك مشتری احتمالی، آگهی جذاب، گیرا و شفافی را می‌بیند و پاسخ سوالاتش را نیز در آن یافته از صحت آن مطمئن می‌شود، باز هم ممكن است دست به خرید نزند! چون فكر می‌كند كه تا مدت‌ها می‌تواند به این فروشگاه سر بزند، به این وب سایت مراجعه كند یا به این آدرس ایمیل بزند. پس برای آگهی‌هایتان- چه اینترنتی و چه مطبوعاتی- زمان تعیین كنید. مثلا اگر مشتریان تا زمان مشخصی به فروشگاهتان بیایند و خرید كنند، یا درخواستشان را ایمیل كرده از وب ساتتان خرید نمایند، از تخفیف و مزایای چندی بهره‌مند خواهند شد.

وقتی آگهی شما پاسخگو نیست...


برای نوشتن یك آگهی خوب و پاسخگو نكات و ملاحظات خاصی مطرح هستند كه توجه به آن‌ها برای نگارش یك آگهی جالب و تاثیرگذار كه یك خواننده را به مشتری تبدیل كند، لازم است.
مفهوم بازاریابی و معرفی هر كالا و هر كسب و كار، تصاویری گوناگون را به ذهن می ‌آورد كه برجسته‌ترین و قابل لمس‌ترینشان،‌آگهی‌های تلویزیونی و یا چاپ شده در مجلات و روزنامه‌ها هستند.

برای نوشتن یك آگهی خوب و پاسخگو نكات و ملاحظات خاصی مطرح هستند كه توجه به آن‌ها برای نگارش یك آگهی جالب و تاثیرگذار كه یك خواننده را به مشتری تبدیل كند، لازم است. نكاتی چون نوشتن یك تیتر جذاب و گیرا و برشمردن منافع و مزایای كالا.

ولی گاهی اوقات به مشكلی برمی‌خورید كه شاید یافتن جوابش برایتان راحت نباشد. مشكل راجع به شكل و ظاهر و میزان جذابیت آن نیست. عنوان آگهی جالب توجه است و كنجكاوی خواننده را برمی‌انگیزد، منافع و مزایای استفاده از كالا و خرید كردن از فروشگاهتان را هم نوشته‌‌اید ولی باز هم اوضاع همان است كه بود و مشتری جدیدی به شما مراجعه نكرده است.

یكی از این ظرایف كه شاید از یادتان رفته باشد اینست كه مشتری احتمالی باید بفهمد كه آیا این كالا و خدمات می‌تواند برایش مفید باشد یا نه و اگر آن را بخرد چه چیزهایی به دست خواهد آورد. كسی كه صندوق ایمیل‌هایش را باز می‌كند و با این پیام‌های تبلیغاتی روبه‌رو می‌شود،‌ می‌خواهد پاسخ سوالاتشان را بیابد. اگر پیامتان به او نگوید كه پس از خرید این كالا و خدمات كدام مشكلش را می‌تواند حل كند، كاری از پیش نخواهید برد.

لازمست كه بازار هدف و مخاطبانتان را به درستی بشناسید تا آن مشكل و دردسر را به مشتریان احتمالی‌تان نشان دهید. آن‌ها باید سختی و دشواری كلنجار رفتن با مشكلات و كمبودها و محدودیتشان را حس كنند تا برای به دست آوردن آرامش و راحتی پیشنهادی شما، كالا و خدماتتان را بخرند. برای ارائه شاهد ملموس و باور كردنی كه صحت ادعاهای شما را تایید كند، بهترین راهست. نوشتن چند سطر از گفته‌های رضایت‌مندانه مشتریان قبلی كه اوضاع خودشان را پیش از خرید و پس از استفاده از كالای شما، بیان می‌كنند، این حس را به مشتری احتمالی هم انتقال می‌دهد كه اگر كالای پیشنهادی را بخرد ضرر نخواهد كرد و به احتمال زیاد یكی از دردسرهایش كمتر می‌شود. پس معلوم می‌شود كه بیشتر اوقات وجود احساس‌‌های متضاد كه یكی گویای حال واقعی شخص باشد، نتیجه بخش است. او سعی می‌كند برای تغییر دادن حال بد و منفی، تلاش كند و برای كسب آن حس خوب و خوشایند، ابزار و زمینه‌های لازم را فراهم آورد. بالعكس،‌برای حفظ و استمرار حالت خوش و مثبت هم تلاش می‌كند تا عوامل منفی بیرونی بر آن تاثیر نگذارند.
نكته بعدی راجع به قیمت‌هاییست كه عرضه می‌كنید. مردم خواهان اعداد و ارقام هستند تا باز هم صحت این ادعاها را دریابند و حس كنند كه با خرید این كالا سود خواهند كرد و یا اگر استفاده از این خدمات را شروع كنند، در مخارج و هزینه‌هایشان صرفه‌جویی خواهند كرد. قیمت واقعی كالاها و خدماتتان را عرضه كنید و اگر قصد دارید مجموعه‌ای از اجناس را در یك بسته به فروش برسانید، پس از ذكر قیمت تك تك آن‌ها و جمعشان ،‌نشان دهید كه خرید این مجموعه كامل، از لحاظ مالی،‌مقرون به صرفه‌تر است.
شاید خیلی ساده به نظر بیاید ولی همین حساب و كتاب معمولی به مشتری بالقوه‌ای كه ‌آگهی شما را در مجله می‌خواند یا پیام تبلیغاتی‌تان را دریافت می‌كند، نشان می‌دهد كه با شركتی صادق و قابل اعتماد روبه‌روست و خریدن این كالاها نیز سودمند است.
گارانتی دادن یكی از راههایست كه شركت‌ها برای جلب و حفظ مشتریانشان به كار می‌گیرند. مشتری با دیدن این كلمه، قدری آسوده خواهد شد چون می‌فهمد كه اگر این كالا به درستی عمل نكرد می‌تواند آن را پس بدهد و مقدار زیادی از پولش را برگرداند و یا این كه خود این شركت هزینه تعمیرات را خواهد پرداخت. راجع به خدمات هم اینچنین است ولی با توجه به نوع خدمات و مشخصات مشتریان و محدودیت‌های هر شكل از سرویس‌دهی، وضع و تعیین این گارانتی و تضمین‌ها، راحت و سهل نیست.
وقتی كه یك مشتری احتمالی، آگهی جذاب، گیرا و شفافی را می‌بیند و پاسخ سوالاتش را نیز در آن یافته از صحت آن مطمئن می‌شود، باز هم ممكن است دست به خرید نزند! چون فكر می‌كند كه تا مدت‌ها می‌تواند به این فروشگاه سر بزند، به این وب سایت مراجعه كند یا به این آدرس ایمیل بزند. پس برای آگهی‌هایتان- چه اینترنتی و چه مطبوعاتی- زمان تعیین كنید. مثلا اگر مشتریان تا زمان مشخصی به فروشگاهتان بیایند و خرید كنند، یا درخواستشان را ایمیل كرده از وب ساتتان خرید نمایند، از تخفیف و مزایای چندی بهره‌مند خواهند شد.

چطور بازدهی كارمندان را افزایش دهیم؟


مدیرانی كه در جهت شكوفاشدن استعدادها و توانایی‌ها و خلاقیت كارمندان می‌كوشند در مقایسه با سایر مدیران موفق‌ترند.

مدیر موفق چگونه می‌تواند بازدهی كارمندان را افزایش دهد؟
مدیرانی كه در جهت شكوفاشدن استعدادها و توانایی‌ها و خلاقیت كارمندان می‌كوشند در مقایسه با سایر مدیران موفق‌ترند.

چگونه می‌توان به كارمندان انگیزه داد؟
ایجاد انگیزه در كارمندان از وظایف مهم مدیر به‌شمار می‌آید. ‌ارتقای عملكرد كارمندان، افزایش كیفیت كار و بازدهی آنان و ایجاد غرور از اهداف مهم مدیر محسوب می‌شود.‌ كارمندانی كه در محیط كار به آنان انگیزه داده می‌شود، احساس غرور می‌كنند. من روند 5مرحله‌ای موسوم به «سیستم غرور» را ابداع كرده‌ام كه به مدیران نشان می‌دهد كه چگونه می‌توان بازدهی را افزایش داد. با روش‌های زیر می‌توان در محیط كار انگیزه ایجاد كرد:

1- محیط كار خوبی را برای كارمندان ایجاد كنید:
با انگیزه‌دادن به كارمندان می‌توانید محیط كار خوب ایجاد كنید. فرانتركمن می‌‌گوید: «درصورتی كه به نیازهای كارمندان توجه كنید، می‌توانید در آنان انگیزه ایجاد كنید.» شركت والت‌دیزنی محیط كاری خوبی را برای كارمندان ایجاد كرده است. تهیه بلیت‌‌های سینما و تئاتر با تخفیف، انجام خدمات بانكی شخصی كارمندان، ایجاد مهدكودك برای فرزندان كارمندان و پرداخت مساعده و وام ازجمله كارهای آن شركت است. مدیران والت‌دیزنی به این نتیجه رسیده‌اند كه با پاسخگویی به نیازهای كارمندان می‌توان در آنان انگیزه ایجاد كرد و درنتیجه آنان وفادار می‌شوند.

2- از تلاش‌های كارمندان قدردانی كنید:
مارك تواین می‌گوید: «من با یك تعریف خوب، 2 ماه زندگی می‌كنم.» تأیید و قدردانی از افراد، روش بسیار مؤثری برای ایجاد انگیزه است. از عملكرد موفق همكاران تشكر كنید و در مواردی هدایای نقدی و غیرنقدی به آنان اهدا كنید.

3- همه را در كارها دخالت دهید:
دخالت كارگران و كارمندان رده‌های مختلف در تصمیم‌گیری، در افزایش انگیزه، بازدهی و سود، نقش مهمی ایفا می‌كند. كارگروهی بهترین راه دخالت‌دادن كارمندان است. كارگروهی بازدهی و توان كارمندان را افزایش می‌دهد.
در صنایع غذایی سون‌ویل حداكثر بازدهی وجود دارد. تقریباً 90درصد نیروی كار در تصمیم‌گیری‌های شركت دخالت دارند. بنابرگزارش والف استید، مدیر اجرایی آن شركت با اعمال این سیاست، بازدهی شركت از سال 1986 تاكنون 50درصد افزایش یافته و كارگروهی تأثیر مثبتی در روحیه كارمندان داشته است.

4- توانایی در مهارت‌های فرد را افزایش دهید:
آموزش در فرد انگیزه ایجاد می‌كند و بازدهی و خلاقیت را افزایش می‌دهد. در یك شركت، تمامی كارمندانی كه با مشتریان سروكار دارند،‌یك دوره آموزشی 6ماهه را قبل از پاسخگویی به اولین تلفن می‌گذرانند. یادگیری هرگز متوقف نمی‌شود و امتحان‌دادن در سراسر زندگی‌كاری ادامه دارد. در شركتی هر 6ماه یك‌بار از مشتریان نظرخواهی می‌شود و نقاط ضعف و قوت هر فردی به او اعلام می‌شود. در مواردی كه افراد به آموزش نیاز داشته باشند، كتاب‌ها و یا كلاس‌هایی كه به ارتقای كار فرد كمك می‌كند،‌ به او معرفی می‌شود.
برنامه آموزشی و ارتقای دانش، انگیزه و بازدهی افراد را افزایش می‌دهد و شكست را به حداقل می‌رساند. بنابردلایل بسیار زیادی، آموزش و ارتقای دانش كارمندان نتایج بسیار خوبی دربردارد. كارمندانی كه دوره‌های آموزشی را می‌گذرانند، تواناتر و مسلط‌ترند و نظارت و كنترل بر كار آنان كمتر می‌شود ؛ درنتیجه مدیر به‌جای كنترل كار كارمندان می‌تواند به كارهای مهم‌تری بپردازد. آنان توانایی و تسلط بیشتری در پاسخگویی به نیازها و سؤالات مشتریان دارند. در نتیجه این امر وفاداری مشتریان را به‌دنبال دارد. كارمندانی كه كار را می‌شناسند در آن تسلط دارند، راضی‌ترند و كمتر شكایت می‌كنند و انگیزه قوی‌تری دارند. در نهایت روابط كارمندان و مدیر بهتر می‌شود.

5- كارهای كارمندان را به‌طور منظم ارزیابی كنید:
ارزیابی پیشرفت كارمندان، آخرین مرحله سیستم غرور است. هدف اصلی ارزیابی، تعیین پیشرفت كارمندان و عوامل ایجاد آن، بررسی نقاط ضعف و مشكلات و طراحی و برنامه‌ریزی راه‌های موفقیت است. برای مثال برای افزایش كیفیت كار، باید تجهیزات و ماشین‌آلات موردنیاز تهیه شود. كارمندانی كه دوره‌های آموزشی را می‌گذرانند با غرور و افتخار در راستای اهداف سازمان كار می‌كنند.

۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

سی قانون برای زندگی بهتر

سی قانون برای زندگی بهتر

 برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی کنید از آنها سرپیچی نکنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی که تجربه یک زندگی موفق را داشته اند، تدوین کنید.

▪ از "خود"، "افرادی که در زندگی شما نقش دارند" و "محیط اطرافتان" شناخت کافی به دست آورید.

▪ به این نکته واقف باشید که شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید که می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به کام خود تلخ کنید.

▪ بیشتر چیزهایی که در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتکار دارید تا با شایسته کردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، کافی است کمی همت کنید.
 



▪ در زندگی نقش یک قربانی را بازی نکنید یا سعی نکنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این کار فقط تضمین می کند که یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شماست.

▪ دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نکنید. زندگی مال شماست، پس خودتان هستید که دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.

▪ هر فکری می کنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فکر کنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افکار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.

▪ علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا کنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب کار از کجا بوده است.

▪ هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد کرد.

▪ واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه که هست بشناسید، نه آن گونه که خودتان می خواهید.

▪ با خودتان صادق باشید و اگر می دانید کاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج کنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست بکار شوید.

▪ نسبت به انجام هر کاری درست و با دقت تصمیم گیری کنید.

▪ به خاطر داشته باشید عملکردهای شماست که داستان زندگی تان را می نویسد.

▪ فکرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملکردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه کنید.

▪ خودتان را بر اساس نتایجی که می گیرید ارزیابی کنید، نه فقط بر اساس حرف ها.
▪ درد خود را بشناسید تا هر چه سریع تر خود را از مهلکه مسبب بروز آن درد خلاص کنید. به این نکته واقف باشید که همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یک تغییر در زندگی شما باشد.

▪ گاهی ریسک کردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسک کنید، پیروزی از آن شماست. اگرچه ریسک کردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناک است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید که برای این کار ممکن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را کنار بگذارید.
▪ فیلترهایی که جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.

▪ شما دنیا را آنگونه که می بینید؛ می شناسید و تجربه می کنید. این شما هستید که می توانید انتخاب کنید که چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه کنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.

▪ عواملی را که بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت کنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می کنید، بدانید که دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.

▪ شما مدیر زندگی خود هستید. آن را بر اساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت کنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.

▪ اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای که هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فکر کنید. اما به این نکته هم توجه داشته باشید که هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.

▪ ما خودمان هستیم که به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است که ما از خودمان برای آنها ترسیم کرده ایم.

▪ محدودیت ها و قوانینی را که افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست که مستقیم حرف هایتان را بیان کنید، بلکه می توانید با رعایت نکاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت کنند. کسی که به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.

▪ برخی اوقات لازم است که به دیگران گوشزد کنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این کار راهی مناسب برای پیشگیری از تکرار دوباره چنین امری در آینده است.

▪ برای "بخشش" ارزش بسیاری قائل شوید. همانطورکه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است که در انتقام نیست. به این فکر کنید که با انتقام فقط فکر و روح خود را بی جهت آزرده کرده اید و افکاری را که به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فکری در مورد شما می کند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.

▪ قدرت کنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به کار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.

▪ به خاطر بسپارید که نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را که آنها را در وجودش نگهداری می کند ذره ذره نابود می کنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلکه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، کمردرد و حتی سکته قلبی را نیز به شما تقدیم می کنند.

▪ در زندگی به آن چیزی می رسید که همیشه به آن فکر می کنید. و آن چیزی را به دست می آورید که همواره طلب کرده اید.

▪ مهمترین نکته این که: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توکل کنید.

سی قانون برای زندگی بهتر

سی قانون برای زندگی بهتر

 برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی کنید از آنها سرپیچی نکنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی که تجربه یک زندگی موفق را داشته اند، تدوین کنید.

▪ از "خود"، "افرادی که در زندگی شما نقش دارند" و "محیط اطرافتان" شناخت کافی به دست آورید.

▪ به این نکته واقف باشید که شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید که می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به کام خود تلخ کنید.

▪ بیشتر چیزهایی که در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتکار دارید تا با شایسته کردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، کافی است کمی همت کنید.
 



▪ در زندگی نقش یک قربانی را بازی نکنید یا سعی نکنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این کار فقط تضمین می کند که یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شماست.

▪ دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نکنید. زندگی مال شماست، پس خودتان هستید که دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.

▪ هر فکری می کنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فکر کنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افکار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.

▪ علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا کنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب کار از کجا بوده است.

▪ هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد کرد.

▪ واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه که هست بشناسید، نه آن گونه که خودتان می خواهید.

▪ با خودتان صادق باشید و اگر می دانید کاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج کنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست بکار شوید.

▪ نسبت به انجام هر کاری درست و با دقت تصمیم گیری کنید.

▪ به خاطر داشته باشید عملکردهای شماست که داستان زندگی تان را می نویسد.

▪ فکرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملکردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه کنید.

▪ خودتان را بر اساس نتایجی که می گیرید ارزیابی کنید، نه فقط بر اساس حرف ها.
▪ درد خود را بشناسید تا هر چه سریع تر خود را از مهلکه مسبب بروز آن درد خلاص کنید. به این نکته واقف باشید که همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یک تغییر در زندگی شما باشد.

▪ گاهی ریسک کردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسک کنید، پیروزی از آن شماست. اگرچه ریسک کردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناک است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید که برای این کار ممکن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را کنار بگذارید.
▪ فیلترهایی که جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.

▪ شما دنیا را آنگونه که می بینید؛ می شناسید و تجربه می کنید. این شما هستید که می توانید انتخاب کنید که چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه کنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.

▪ عواملی را که بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت کنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می کنید، بدانید که دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.

▪ شما مدیر زندگی خود هستید. آن را بر اساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت کنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.

▪ اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای که هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فکر کنید. اما به این نکته هم توجه داشته باشید که هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.

▪ ما خودمان هستیم که به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است که ما از خودمان برای آنها ترسیم کرده ایم.

▪ محدودیت ها و قوانینی را که افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست که مستقیم حرف هایتان را بیان کنید، بلکه می توانید با رعایت نکاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت کنند. کسی که به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.

▪ برخی اوقات لازم است که به دیگران گوشزد کنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این کار راهی مناسب برای پیشگیری از تکرار دوباره چنین امری در آینده است.

▪ برای "بخشش" ارزش بسیاری قائل شوید. همانطورکه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است که در انتقام نیست. به این فکر کنید که با انتقام فقط فکر و روح خود را بی جهت آزرده کرده اید و افکاری را که به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فکری در مورد شما می کند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.

▪ قدرت کنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به کار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.

▪ به خاطر بسپارید که نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را که آنها را در وجودش نگهداری می کند ذره ذره نابود می کنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلکه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، کمردرد و حتی سکته قلبی را نیز به شما تقدیم می کنند.

▪ در زندگی به آن چیزی می رسید که همیشه به آن فکر می کنید. و آن چیزی را به دست می آورید که همواره طلب کرده اید.

▪ مهمترین نکته این که: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توکل کنید.

هفت عادت مردمان موفق

آدم‌های موفق هم مثل سایر مردم در طول روز ۲۴ ساعت وقت دارند.
این یعنی: دلیل ناموفق بودن، کمی وقت نیست!
موفق‌ها می‌دانند از ۱۴۴۰ دقیقه عمرشان در یک روز چه‌طور باید استفاده کنند. اما مشکل ناموفق‌ها کار داشتن و وقت نداشتن نیست بلکه تنبلی است! برای موفق شدن باید یاد بگیریم چه‌طور برنامه‌ریزی کنیم تا بتوانیم ساعاتی از روز را به تغذیه، ورزش و سلامت بدن‌مان اختصاص دهیم. در اینجا قصد داریم ۷ تکنیک را به شما آموزش دهیم تا با اجرا و به کارگیری آنها وقت بیشتری در طول روز پیدا کرده و کمی به خودتان برسید اما قبل از آنکه فهرست را با هم مرور کنیم، یادآوری می‌کنم که شما به بیش از ۴ ساعت ورزش در هفته نیاز ندارید. کافی است تنها ۳/۲ درصد از زمان‌تان را هر هفته به ورزش اختصاص دهید...


راهکارهایی که افراد موفق به شما پیشنهاد می دهند در ادامه مطلب آورده شده اند

  بقیه در ادامه مطلب  

● کمتر تلویزیون تماشا کنید

می‌دانستید تلویزیون می‌تواند شما را هیپنوتیزم کند؟ وقتی روی کاناپه جلوی تلویزیون می‌نشینید، به چه چیزی نگاه می‌کنید؟ به چه فکر می‌‌کنید؟ جواب سوال این است که به صفحه تلویزیون و برنامه‌ای که پخش می‌شود نگاه می‌کنید و نمی‌توانید به موضوعی غیر از موضوع آن برنامه فکر کنید! اگر تماشای تلویزیون را قطع کنید یا کاهش دهید، وقت زیادی پیدا می‌کنید که می‌توانید آن را به دیگر خوشگذرانی‌های مفید اختصاص دهید. هر بار که تلویزیون را روشن می‌کنید، این سوال را از خودتان بپرسید: آیا می‌توانید این وقت را به کار مفید دیگری اختصاص دهید؟ در اکثر موارد جواب آری است!

● آینده‌نگر باشید

یکی از مسایلی که می‌تواند در مدیریت زمان به شما کمک کند، برنامه‌ریزی کارها یک روز جلوتر است. کافی است شما هر شب قبل از خوابیدن در یک برگه کارهایی که باید فردا انجام دهید را یادداشت کنید و آنها را برحسب اولویت طبقه‌بندی کنید. می‌توانید این لیست را در طول روز همراه خود داشته باشید. اگر هیچ ایده‌ای در مورد کارهایی که فردا می‌خواهید انجام دهید ندارید، مطمئنا وقت زیادی از دست خواهید داد. وقتی نمی‌دانید چه کاری دارید یا کِی می‌خواهید آن را انجام دهید، مشکلات بیهوده بسیاری جلوی پایتان سبز می‌شوند و همه چیز به کندی پیش خواهد رفت. مطمئنا برنامه‌ریزی در مورد تمام کارهای روزانه امکان‌پذیر نیست اما به هر حال یک برنامه‌ریزی مقدماتی که تنها چند دقیقه زمان می‌برد می‌تواند از هدر رفتن حداقل یک ساعت از وقت شما در روز جلوگیری کند!

● مرتب ورزش کنید

تحقیقات نشان داده کسانی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، انرژی بیشتری دارند! فرمول ساده‌ای در این میان حکم‌فرماست. انرژی بیشتر یعنی به دست آوردن سریع‌تر بیشتر آن چیزهایی که می‌خواهید.

● رژیم غذایی‌تان را اصلاح کنید

شاید فراموش کرده‌اید که وقتی یک غذای سالم حاوی پروتئین، مواد معدنی و ویتامین با چربی و نمک کم می‌خورید، بدن هر چه می‌خواهد جذب می‌کند و سالم و قوی می‌شود، در نتیجه شما انرژی کافی برای انجام کارها در طول روز را دارید اما وقتی به بدن مواد مورد نیازش نرسد، شما دچار خستگی زودهنگام می‌شوید. اکثر آدم‌های موفق زمانی را در طول روز به پختن و خوردن ۵ تا ۶ وعده غذایی سالم و غنی از مواد مورد نیاز بدن اختصاص می‌دهند و دور رستوران‌ها را که غذاهای پرکالری و فقیر از موادمعدنی، ویتامین و... ارایه می‌دهند، خط کشیده‌اند.

● وقت کمتری را به تلفن و چت اختصاص بدهید


مکالمه‌های تلفنی شخصی بدترین نوع مکالمات هستند و دلیل اصلی کمبود وقت در روز به شمار می‌روند. اگر شما دوست دارید که مقداری از زمان‌تان را صرف صحبت با دوستان‌تان پای تلفن کنید این زمان را به اوقاتی موکول کنید که کارهای مهم روزانه‌تان به اتمام رسیده است، در ضمن بهتر است برای تلفن محدودیت زمانی تعیین کنید، به‌طوری که تنها ۵ دقیقه مهلت حرف زدن داشته باشید و پس از اتمام آن تلفن قطع شود. اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که فکر می‌کنید باید حتما هر روز به خانواده یا دوستان‌شان تلفن بزنند و احوال‌شان را جویا شوند، توصیه می‌کنیم این عادت را یک روز در میان کنند یا تا حد ممکن دقایق مکالمه‌شان را کاهش دهند!

● سریع‌تر باشید

برخی از افراد کارها را آرام و کند انجام می‌دهند، در حالی که اگر تنها کمی حس کنند کاری که انجام می‌دهند اورژانسی است و سرعت خود را بالا ببرند، حداقل یک ساعت در روز وقت اضافه خواهند آورد.

● مریض نشوید

یک قانون کلی وجود دارد: اگر زمانی را برای خوب بودن اختصاص ندهید، بیمار خواهید شد! ورزش کنید، غذای سالم بخورید و به سلامت خود اهمیت دهید! اگر از گوشه کنار وقت‌هایی که به خود اختصاص می‌دهید بزنید تا بیشتر کار کنید، به جای آنکه پیشرفت کنید، در طول زمان به تدریج پسرفت خواهید کرد. اگر مراقب خود نباشید، ممکن است مریض شده و روی تخت بیمارستان بیفتید. پس مراقب خود باشید!

هفت عادت مردمان موفق

آدم‌های موفق هم مثل سایر مردم در طول روز ۲۴ ساعت وقت دارند.
این یعنی: دلیل ناموفق بودن، کمی وقت نیست!
موفق‌ها می‌دانند از ۱۴۴۰ دقیقه عمرشان در یک روز چه‌طور باید استفاده کنند. اما مشکل ناموفق‌ها کار داشتن و وقت نداشتن نیست بلکه تنبلی است! برای موفق شدن باید یاد بگیریم چه‌طور برنامه‌ریزی کنیم تا بتوانیم ساعاتی از روز را به تغذیه، ورزش و سلامت بدن‌مان اختصاص دهیم. در اینجا قصد داریم ۷ تکنیک را به شما آموزش دهیم تا با اجرا و به کارگیری آنها وقت بیشتری در طول روز پیدا کرده و کمی به خودتان برسید اما قبل از آنکه فهرست را با هم مرور کنیم، یادآوری می‌کنم که شما به بیش از ۴ ساعت ورزش در هفته نیاز ندارید. کافی است تنها ۳/۲ درصد از زمان‌تان را هر هفته به ورزش اختصاص دهید...


راهکارهایی که افراد موفق به شما پیشنهاد می دهند در ادامه مطلب آورده شده اند

  بقیه در ادامه مطلب  

● کمتر تلویزیون تماشا کنید

می‌دانستید تلویزیون می‌تواند شما را هیپنوتیزم کند؟ وقتی روی کاناپه جلوی تلویزیون می‌نشینید، به چه چیزی نگاه می‌کنید؟ به چه فکر می‌‌کنید؟ جواب سوال این است که به صفحه تلویزیون و برنامه‌ای که پخش می‌شود نگاه می‌کنید و نمی‌توانید به موضوعی غیر از موضوع آن برنامه فکر کنید! اگر تماشای تلویزیون را قطع کنید یا کاهش دهید، وقت زیادی پیدا می‌کنید که می‌توانید آن را به دیگر خوشگذرانی‌های مفید اختصاص دهید. هر بار که تلویزیون را روشن می‌کنید، این سوال را از خودتان بپرسید: آیا می‌توانید این وقت را به کار مفید دیگری اختصاص دهید؟ در اکثر موارد جواب آری است!

● آینده‌نگر باشید

یکی از مسایلی که می‌تواند در مدیریت زمان به شما کمک کند، برنامه‌ریزی کارها یک روز جلوتر است. کافی است شما هر شب قبل از خوابیدن در یک برگه کارهایی که باید فردا انجام دهید را یادداشت کنید و آنها را برحسب اولویت طبقه‌بندی کنید. می‌توانید این لیست را در طول روز همراه خود داشته باشید. اگر هیچ ایده‌ای در مورد کارهایی که فردا می‌خواهید انجام دهید ندارید، مطمئنا وقت زیادی از دست خواهید داد. وقتی نمی‌دانید چه کاری دارید یا کِی می‌خواهید آن را انجام دهید، مشکلات بیهوده بسیاری جلوی پایتان سبز می‌شوند و همه چیز به کندی پیش خواهد رفت. مطمئنا برنامه‌ریزی در مورد تمام کارهای روزانه امکان‌پذیر نیست اما به هر حال یک برنامه‌ریزی مقدماتی که تنها چند دقیقه زمان می‌برد می‌تواند از هدر رفتن حداقل یک ساعت از وقت شما در روز جلوگیری کند!

● مرتب ورزش کنید

تحقیقات نشان داده کسانی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، انرژی بیشتری دارند! فرمول ساده‌ای در این میان حکم‌فرماست. انرژی بیشتر یعنی به دست آوردن سریع‌تر بیشتر آن چیزهایی که می‌خواهید.

● رژیم غذایی‌تان را اصلاح کنید

شاید فراموش کرده‌اید که وقتی یک غذای سالم حاوی پروتئین، مواد معدنی و ویتامین با چربی و نمک کم می‌خورید، بدن هر چه می‌خواهد جذب می‌کند و سالم و قوی می‌شود، در نتیجه شما انرژی کافی برای انجام کارها در طول روز را دارید اما وقتی به بدن مواد مورد نیازش نرسد، شما دچار خستگی زودهنگام می‌شوید. اکثر آدم‌های موفق زمانی را در طول روز به پختن و خوردن ۵ تا ۶ وعده غذایی سالم و غنی از مواد مورد نیاز بدن اختصاص می‌دهند و دور رستوران‌ها را که غذاهای پرکالری و فقیر از موادمعدنی، ویتامین و... ارایه می‌دهند، خط کشیده‌اند.

● وقت کمتری را به تلفن و چت اختصاص بدهید


مکالمه‌های تلفنی شخصی بدترین نوع مکالمات هستند و دلیل اصلی کمبود وقت در روز به شمار می‌روند. اگر شما دوست دارید که مقداری از زمان‌تان را صرف صحبت با دوستان‌تان پای تلفن کنید این زمان را به اوقاتی موکول کنید که کارهای مهم روزانه‌تان به اتمام رسیده است، در ضمن بهتر است برای تلفن محدودیت زمانی تعیین کنید، به‌طوری که تنها ۵ دقیقه مهلت حرف زدن داشته باشید و پس از اتمام آن تلفن قطع شود. اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که فکر می‌کنید باید حتما هر روز به خانواده یا دوستان‌شان تلفن بزنند و احوال‌شان را جویا شوند، توصیه می‌کنیم این عادت را یک روز در میان کنند یا تا حد ممکن دقایق مکالمه‌شان را کاهش دهند!

● سریع‌تر باشید

برخی از افراد کارها را آرام و کند انجام می‌دهند، در حالی که اگر تنها کمی حس کنند کاری که انجام می‌دهند اورژانسی است و سرعت خود را بالا ببرند، حداقل یک ساعت در روز وقت اضافه خواهند آورد.

● مریض نشوید

یک قانون کلی وجود دارد: اگر زمانی را برای خوب بودن اختصاص ندهید، بیمار خواهید شد! ورزش کنید، غذای سالم بخورید و به سلامت خود اهمیت دهید! اگر از گوشه کنار وقت‌هایی که به خود اختصاص می‌دهید بزنید تا بیشتر کار کنید، به جای آنکه پیشرفت کنید، در طول زمان به تدریج پسرفت خواهید کرد. اگر مراقب خود نباشید، ممکن است مریض شده و روی تخت بیمارستان بیفتید. پس مراقب خود باشید!