‏نمایش پست‌ها با برچسب نلسون ماندلا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نلسون ماندلا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

سایه یک ابرمرد بر آفریقای جنوبی

نادر سلطانپور
بی بی سی، ژوهانسبورگ
مجسمه ماندلا
بسیاری از مردم آفریقای جنوبی نلسون ماندلا را "پدر" خطاب می کنند
او هدیه خدا بود به آفریقای جنوبی. این سخن راننده تاکسی من و فیلمبردارم بود از فرودگاه ژوهانسبورگ به هتل.
نلسون ماندلا سالهاست که در سیاست و اداره کشورش نقش چندان مهمی بازی نکرده اما تاریخ معاصر آفریقای جنوبی با نام او عجین شده: مردی که مبارزه علیه آپارتاید و حکومت سفید بر سیاه را با مقاومت مدنی آغاز کرد، به مبارزه مسلحانه روی آورد و 27 سال از عمرش را پشت میله های زندان گذراند.
ماندلا اولین دولت دموکراتیک این کشور را تشکیل داد، به نماد صلح و دوستی در جهان تبدیل شد و برای ملتی در جایگاه پدر قرار گرفت.
در میان مردم عادی، به غیر از مراسم نیایش یا روشن کردن شمع برای مادیبا کار دیگری ساخته نیست. نگرانی هست اما زندگی عادی در جریان است. مادیبا نام قبیله نلسون ماندلاست که مردم برای ابراز محبت او را با این نام خطاب می کنند یا با نام تاتا به معنای پدر.
اما پول و مسائل اقتصادی هم چندان دور از ذهن مردم نیست. سکه طلایی که تصویر تاتا روی آن است دیگر پیدا نمی شود. سکه ای که بدون شک قیمت آن پس از نلسون ماندلا ارزش بیشتری پیدا می کند.
تابلو - سکه طلایی که تصویر تاتا روی آن است
سکه طلایی که تصویر تاتا روی آن است دیگر پیدا نمی شود
وضعیت سلامتی نلسون ماندلا که تا روز شنبه تیتر اول روزنامه های اینجا بود روز یکشنبه جایش را به اخبار مربوط به نحوه خبر رسانی درباره وضعیت او داد، همچنان با حروفی درشت تر و پوششی وسیعتر از اخبار مربوط به وقایع مصر.
حالا روشن شده که در دو روز اولی که ماندلا در بیمارستان بود و هیچ خبر موثقی درباره وضعیت سلامتی او منتشر نشده بود به دلیل اختلافات داخلی بین بنیاد نلسون ماندلا و خانواده او با دولت بوده است.
بنیاد نلسون ماندلا بنیادی است که پس از بازنشستگی اش تشکیل شد تا فعالیتهای ماندلا در زمینه های مختلف از مبارزه علیه نژادپرستی گرفته تا تخصیص کمکهای خیریه ادامه پیدا کند حتی پس از او.
این بنیاد تا حد زیادی خود را سخنگوی رسمی نلسون ماندلا هم می داند و همین گهگاه باعث ایجاد تنش بین نهادهای مختلف می شود.
روزنامه
ماندلا که دو روز بستری بود اکنون به خانه برگشته است
حفاظت از جان روسای جمهوری حال و پیشین آفریقای جنوبی از جمله اختیارات وزارت دفاع است.
روز چهارشنبه که ماندلا به بیمارستان میل پارک در ژوهانسبورگ منتقل شد، وزارت دفاع قصد داشت وظیفه خبر رسانی را به عهده بگیرد که با مخالفت بنیاد روبرو می شود.
بنیاد به یک بیانیه یک جمله ای اکتفا کرد که "نلسون ماندلا برای یک چک آپ معمولی در بیمارستان است".
بی خبری و عدم اطلاع رسانی تا آنجا پیش رفت که خبر مرگ ماندلا در توییتر پیچید که بعدا با واکنش تند کنگره ملی آفریقا روبرو شد که آن را غیر مسئولانه و بدخواهانه دانست.
نهایتا کیگالما موتلانته، معاون رییس جمهوری پا میان گذاشت و از وزارت دفاع خواست تا مسئولیت روابط عمومی بین بیمارستان و رسانه ها را به عهده بگیرد. جمعه شب، یک کنفرانس خبری برپا شد و برای اولین بار اطلاعات بیشتری در اختیار رسانه ها قرار گرفت.
در این کنفرانس خبری هم بحث و جدل بین بنیاد و خانواده نلسون ماندلا با وزارت دفاع پایان نداشت. ماندلا ماندلا، نوه نلسون ماندلا، در بخش پرسش و پاسخ کنترل را در دست گرفت و جواب خبرنگاران را داد.
خانه ماندلا
خبرنگاران بعد از انتقال ماندلا به بیمارستان خانه اش را محاصره کرده بودند
به گفته یکی از مقامهای این کشور با سرما خوردگی ماندلا جهان عطسه می کند.
به دلیل نبود اطلاعات موثق از وضعیت ماندلا رسانه های خارجی به ویژه تلویزیونها روز جمعه به ژوهانسبورگ هجوم آوردند.
به قول خبرنگار یکی از شبکه های آمریکایی، سازمان او تا حالا اینقدر برای خبری که خبر نبود هزینه نکرده بود.
حالا این تلویزیونها حضور خود را در شهر بسیار کمرنگ کرده اند.
هنوز آفریقای جنوبی را ترک نکرده اند اما تلاش می کنند در گردش در شهر و فیلمبرداری حساسیت به خرج دهند تا دلیل ادامه ماندنشان به انتظار برای درگذشت ماندلا تلقی نشود.
گرچه هنوز گهگاه سر خیابان محل زندگی ماندلا در منطقه هاتن ژوهانسبورگ سرک می کشند.

۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

يادداشتي آموزنده از نلسون ماندلا

من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدمي بشوم که مى‌خواهم.

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام دهد را در زمانى که بايد انجام گيرد،
انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.

من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم
بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اينکه چه احساسى داشته
باشيم.

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را
ببينند.

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم
تغيير يابد.

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند
نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند
نمى‌باشد.

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما
بايد بدين خاطر او را ببخشيم.

من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که
خودمان هم خودمان را ببخشيم.

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم، او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و
دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند،
به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى
نيز همين طور است.

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق
را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.

من باور دارم ...
که صرفنظر از اينکه چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت
باز نخواهد ايستاد.

من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند
امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند وکاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى
مرا تغيير دهد.

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام
و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم ...
شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را دارد نيست،
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.***

۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه

یادداشتی از نلسون ماندلا


من باور دارم …

که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست.

و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد.

من باور دارم …

که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.

من باور دارم …

که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.

من باور دارم …

که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

من باور دارم …

که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.

من باور دارم …

که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.

من باور دارم …

که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم.

من باور دارم …

که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

من باور دارم …

که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.

من باور دارم …

که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.

من باور دارم …

که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.

من باور دارم …

که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.

من باور دارم …

که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم.

من باور دارم …

که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.

من باور دارم …

که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

من باور دارم …

که نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.

من باور دارم …

که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

من باور دارم …


که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.

من باور دارم …

که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم …

که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

من باور دارم …

«شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را داردنیست

بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند.»
یادداشتی از نلسون ماندلا