
در خانه هر كسي را مي زدي بهانه مي آورد كه پرداخت نكند البته بخاطر عدم توانايي مالي مي باشد و بخاطر اينكه واقعا درامدهايشان با هزينه هايشان نمي خواند .
حال توجه كنيد كه اگر بهاي آب افزايش يابد چه مي شود ؟





بنام خدا
آموزه هاي نوروزنوروز به ما مي گويد:
زمين يکسال تمام فرسنگها پيمود و به جاي خود بازگشت. تو اي آدمي سالها بر زمين راه مي پيمايي و پيمانه پر مي کني و يکروز به جاي خويش در آغوش زمين باز مي گردي و سرانجام خاک گل کوزه گران خواهي شد.
"اين سبزه که امروز تماشاگه توست تا سبزه تو فردا تماشاگه کيست"
نوروز به ما مي گويد: يکسال گذشت و زمين جامه سپيد پيري از تن سترد و دوباره پيراهن رنگارنگ جواني به تن کرد و تو اي آدمي يکسال از عمر تو گذشت و تو هرگز به جواني خود بازنگشتي.
"بر لب جوي بنشين و گذر عمر ببين کاين اشارت زجهان گذران ما را بس"
نوروز به ما مي گويد:
گل تازه شکفته را بنگر که هيچ يادي از باد سرد پاييز ندارد و اکنون نوبت توست که کينه ها از دل بزدايي و نا کامي ها و کاستي هاي سال پيشين را فراموش کني. و تو اي آدمي بديهاي ديگران را فراموش کن و به ناکامي هاي گذشته افسوس نخور و با انديشه در شکست ها، راه پيروزي را بياب.
بهار مي گويد:
به شاخه هاي خشک و به خاک سرد بنگر و اکنون تماشا کن که چگونه درختان به زيور شکوفه آراسته مي گردند و زمين به گليم نگارين پوشيده مي گردد. پس اي آدمي تو نيز با آمدن بهار دم اهورايي در کالبد خاکي خويش بدم و با روشنايي در انديشه و راستي در کردار و شيريني در گفتار، جامه بهاري به تن کن تا مردم هر دم درجلوه تو نوروز بينند.
بهار مي گويد:
عمر گل کوتاه است."گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت که به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد"
دوستان و خويشان دهش خداوندي هستند. پس تا در کنار تو هستند با آنان باش و از مهر بر آنان دريغ مکن.
بهار به ما مي آموزد:
زمان بر اسب سرکش سوار است و به تاخت مي تازد و چون تو را بازگشتي نيست پس خوش باش و دلشاد زندگي کن و مايه خوشي و رامش ديگران باش.
بهار به ما مي آموزد:
هيچ نگوييم که چرا يگ گل سرخ اين همه خار به تن مي دارد و چه نيک است که بگويم آفرين بر بوته خار که يگ گل به سر مي دارد.
و ما به بهار مي گوييم:
اي بهار هر ساله با آمدنت اميد نويد بهاري داريم که دلهاي آدمي هميشه بهاري شود نه چون تو اي بهار که زمين از تو چند روزي بهار مي شود. پس اي آدمي با دانش و مهرورزي دلت را هميشه بهاري کن که در بوران سرد زمستان هم در دلت شکوفه مهر و نيکي بدمد.
"گل بي رخ يار خوش نباشد بي باده بهار خوش نباشد."
و باز بهار به ما مي گويد....
پس بياييد بهار را با روز نو آغاز کنيم و در روز نو از ديده لبريز از عشق به پهنه گيتي بنگريم که جهان پر از زيبايست.
"زندگي زيباست اي زيبا پسند زنده انديشان به زيبايي رسند
آنقدر زيباست اين بي بازگشت کز برايش مي توان از جان گذشت"
نوروزتان پيروز هر روزتان نوروز
زن
زنان در سده هاي گذشته به يک نگاه و در زمان کنوني به نگاه ديگر از جايگاه راستين خود به دور بوده و هستند. سخن گفتن درباره آغازه اين ستم و کوته بيني در مورد زنان در اين جستار نمي گنجد. به نوشتارهاي تاريخي که چگونگي زندگي آدميان و جايگاه زنان را در سده هاي پيشين از پيدايش آدم را بيان کرده، نگاهي بياندازيد تا از ستمي که به آنان شده آگاه شويد.
اگرچه نمي توان گفت که زنان در دوره پيش از اسلام، جايگاه واقعي خود را داشتند ولي در برابر ستم و بيدادي که بر زنان در همان زمان در بين قوم تازي و اروپاييان مي رفت، مي توان گفت زنان ايراني جايگاه خوبي داشتند.
زن به خاطر زن بودن داراي ويژگي هاي است که مرد آن ويژگي ها را دارا نيست و از طرف ديگر مرد نيز به خاطر مرد بودن داري ويژگي هاي است که زن آن ويژگي را ندارد ولي داشتن ويژگي هاي مردانه براي مردان با ارزش است و داشتن ويژگي زنانه براي زن و اگر مردي داراي ويژگي هاي زنانه بود براي آن مرد به گونه اي کاستي شمرده مي شود.برابر بودن مرد و زن بر هيچکس پوشيده نيست و پروردگار توانا هيچ يک را به ديگري برتري نداده است.
ديدگاه نادرست و کور کورانه که بيشتر آن از برداشت هاي ناراست از کيش و آئين بر مي خيزد، انگيزه ستمگري و زورگويي به زنان شده و هنوز هم مي شود.نژاد پست دانستن زنان و ناينده دانستن هوش و انديشه زنان از همين ديدگاه ناشي مي شود.به باور اين باشگاه و بر تکيه بر سرشت پاک انساني که در نهاد ماست زن و مرد هر دو آفريده پروردگار تواناست که هر يک جلوه اي از فر و شکوه آن آفريدگارند.
شکي نيست که زنان از نگر روانشناسي، فيزيکي و توان بدني با مرد يکسان نيستند ولي نمي توان به جهت اين نايکساني گروهي را ير گروهي برتري داد.شوربختانه زمينه فرهنگي و اجتماعي براي رشد زن و مرد امروزه نيز يکسان نيست و مهمترين سبب دور ماندن بسياري از زنان از کاروان دانش و هنر نه بخاطر ناينده بودن انديشه آنان بلکه گناه اين کوتاهي بر گردن خانواده ها و مردان سرپرست خانواده است.
اگر زمينه رشد براي مرد و زن به يکسان فراهم شود چه بسا در بسياري زمينه ها زنان بر مردان پيشي خواهند گرفت.نمونه روشن اين زنان در تاريخ بسيار است که در اين جستار نمي گنجد اما در همين سده کنوني کيست که از توانمندي بزرگ زناني چون سيمين بهبهاني، فروغ فرخزاد، پروين اعتصامي، رخشان بني اعتماد، سيمين دانشور، تهمينه ميلاني،شيرين عبادي، مهر انگيز کار و هزاران تن ديگر در عرصه هاي مختلف ناآگاه باشد.
بدبختانه در اروپا و کشورهايي که از نگاه دادِستان هاي خود به زن ارج و قدر داده اند ولي در کردار به زن به ديد کالا نگاه مي کنند.البته اين نگاه همه زنان را در بر نمي گيرد ولي پايمال کردن کانون گرم خانواده و نگاه ابزاري به زن به گونه ديگر ستم بر زنان است.
سوداگري زن اکنون يکي از پر سود ترين سوداگري ها در کشورهاي باختر است!آيا زن تنها براي هم آغوشي و همبستري آفريده نشده و تنها به چشم همبستر ديدن ستم بيشتر است.
آفرينش زن و مرد و جفت در تمام جانوران شاهکار آفرينش است. اگر مرد ويژگي هاي زن را داشت کار آفرينش کاستي داشت.ويژگي هاي نايکسان زن و مرد چون چرخ دنده اي سبب جفت شدن هم مي شود که عشق و دلدادگي را به وجود مي آورد که رمز ادامه حيات همين عشق است.
به ياري خداوند در روزهاي آتي در باره عشق نيز جستارهاي داريم که به شما ياران مي رو مي کنيم.


