۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه

كتيبه‌ها درباره زنان چه مي‌گويند؟


گفتگو از :كتايون افجه‌اي
(گفت‌وگو با دكتر عبدالمجيد ارفعي، پژوهشگر «فرهنگ آسياي نزديك»نشريه‏ي زنان، ش53، رويه‏ي دانش زندگي)
دکتر عبدالمجيد ارفعي در بندر عباس زاده شد. تحصيلاتش را در يزد و تهران به انجام رساند. پس از پايان تحصيلات براي ادامه‏ي تحصيل به امريکا رفت و در مدت 10 سال اقامت و تحصيل موفق شد در رشته‏ي «فرهنگ آسياي نزديک» درجه‏ي دکترا بگيرد. 
دکتر ارفعي يکي از محققان خط ميخي در دنيا است. به گفته‏ي خودش : «به جز استادانم، کامرون و هلک، يکي دو نفر در امريکا، دو سه نفري در فرانسه، يک نفر در آلمان و يکي دو نفر هم در انگليس، کس ديگري نمي تواند در دنيا خط ميخي ايلامي را بخواند» و البته دکتر ارفعي در ايران!
رساله‏ي دکتراي وي  درباره‏ي «شهرهاي ايران در زمان داريوش بزرگ در ايلات فارس» است.
او تا کنون توانسته تعداد زيادي کتيبه‏ي ميخي هخامنشي را بخواند. از ميان700 شهر/ محل که در اين کتيبه ها از آن ها نام برده شده استاد نام 200 شهر/محل بر روي نقشه‏ي گسترده‏ي ايران - به اندزه‏ي مصر تا سغد و هرات – در ايالت پارس شناسايي کرده‏ است.
تخصص اصلي او در زبان ايلامي و زبان اکدي است.
از ايشان افزون بر پژوهش دکترا و چند مقاله‏ي علمي و کتاب فرمان کوروش بزرگ که تا کنون منتشر شده، قانون حمورابي و گل نبشه هاي باروي تخت جمشيد به زبان فارسي نيز در دست است.
دکتر عبدالمجيد ارفعي اکنون در کنار سمت بزرگ سامان دهي کتيبه هاي به دست آمده در ايران،
 «ترميم، خواندن، ترجمه، و انتشار متن ها» به آموزش زبان اکدي با گرايش به گويش هاي بابلي و آشوري در سازمان ميراث فرهنگي کشور به کار مي‏پردازد.     
 روزنامة صبح را كه باز كردم، خبر را ديدم. بند دوم خبر توجهم را بسيار جلب كرد: «رياست برخي از گروه‌هاي كارگري تخت‌جمشيد را زنان بر عهده داشتند و زناني كه صاحب فرزند مي‌شدند دستمزدهاي خاصي مانند اسب و شتر دريافت مي‌كردند.»
 در خبر به نام‌هاي ايراني، و نام ماه‌هاي ايراني و ايلامي و... در كتيبه‌ها نيز اشاره شده بود اما تذكر سردبير در گوشم پيچيد كه:
 «اين قدر توي خبرهاي علمي غرق نشو كه يادت برود بايد مربوط به زن باشد.»
دكتر عبدالمجيد ارفعي خودش گوشي تلفن را برداشت،‌ تعجب كردم. باورم نمي شد به همين راحتي دارم با كسي صحبت مي‌كنم كه شايد مثل او فقط پنج شش نفر ديگر در دنيا باشد.
خيلي خوشرو و خنده‌روست. بي‌تكلف مي‌پرسد: «چه مي‌خواهيد بدانيد؟» مي‌گويم: «دربارة نقش زنان در كتيبه‌هاي تخت‌جمشيد، مثلاً پرداخت دستمزدهاي کلاني مثل اسب و شتر به آنها.» با تعجب مي‌گويد: «باور كنيد اشتباه متوجه شده‌اند. من گفتم: همان‌طور كه به اسب و شتر به عنوان دستمزد جيرة غذايي مي‌دادند، به زنان شاغل هم در صورت بچه‌دار شدن دستمزد مي‌دادند، نه اين كه به زنان به عنوان دستمزد ويژه اسب و شتر مي‌دادند.» و بعد از اين گفت‌وگوي تلفني اجازه مي‌دهد ساعتي حضوراً با او صحبت كنم ولي يادآوري مي‌كند: «در مورد زنان به طور ويژه و مستقل كار نكرده‌ام و حضور ذهن ندارم ولي حالا نكات پراكنده‌اي را كه مي‌دانم مي‌گويم. شايد مناسب باشد.» و با خنده تأكيد مي‌كند: «من ديد فمينيستي ندارم و حواسم به زن‌ها نيست. زن و مرد فرقي ندارند. همه با هم بايد تلاش كنند.»
روز موعود پرسان پرسان اتاق دكتر را پيدا مي‌كنم. ابتدا وارد سالن بزرگ نيمه تاريكي مي‌شوم. در آهني، محكم پشت سرم بسته مي‌شود. چشمم كه به تاريكي عادت مي‌کند پيكرة سنگي مردي، شايد پارتي، را مي‌بينم كه با موهاي فرفري تا روي شانه و ريش بلند، دست به سينه، بين انبوه جعبه‌ها ايستاده و با چشم‌هاي درشت به من زل زده است. انتظارش را ندارم. درون راهرو، نور لامپي سوسو مي‌زند. دنبال «سالن كتيبه‌ها» مي‌گردم. هيچ نوشته‌اي يا علامتي ديده نمي‌شود. روي يكي از درها تصوير يك ماشين‌نويس ديده مي‌شود كه در حال ماشين كردن حروف ميخي است! بايد همين در باشد. از راهروها هدايت مي‌شوم. اتاق كار او شبيه كارگاه بزرگي است كه فقط چند ميز بزرگ، طبقه، كشو و كمدهاي فلزي در آن قرار دارد. خودم را در محاصرة اشكال ميخي مي‌يابم كه بر روي سنگ‌هاي كوچك و بزرگ نقش شده‌اند. بعضي از آنها حجيم و بعضي به كوچكي يك شست دست است، ميخستان!
از همان اول، صداي شٌرشُر آب، مثل اين‌كه دوش حمام كمي باز مانده باشد،‌ آزاردهنده است. مي‌پرسم:
 چرا كسي شير آب را نمي‌بندد؟
دكتر خيلي زود نگراني مرا پاسخ مي‌دهد:
 شير آب (سيفون) خراب است و من از ريزش آن براي شست‌وشوي كتيبه‌ها استفاده مي‌كنم. چون ما بايد هر كتيبه يا گِل‌نوشته‌اي را كه دستمان مي‌آيد ابتدا بپزيم بعد به مدت يك ماه آن را شست‌وشو كنيم، و پس از وَصّالي، عكاسي و نسخه‌برداري، ترجمة متون آن را چاپ كنيم.
 اين كارها براي چيست؟
 در طي قرون، نمك و گچ در گل‌نوشته‌ها رسوب كرده و آنها را تركانده است. پختن و شستن باعث اتصال اجزاي آنها مي‌شود و از خرد شدن و از بين رفتن آنها جلوگيري مي‌كند. وَصّالي هم كه به معني مرمت است لازمة حفظ كتيبه‌هاست.
با اين توضيحات گويي صداي شرشر آب در رودخانة منطق به جريان مي‌افتد. ديگر شكايتي نيست. و اما دربارة زنان:
 در گل‌نوشته‌هاي هخامنشي تخت‌جمشيد به دو گروه از زنان برمي‌خوريم: يك گروه، بدنة اصلي جماعت زنان، شامل زنان و دختران شاغل است. در كتيبه‌هايي كه گندم و جو به عنوان دستمزد ثبت شده اسامي زنان، مردان، دختران و پسران آمده است اما در كتيبه‌هايي كه شراب و آبجو به عنوان دستمزد ذكر شده تنها به نام زنان و مردان برمي‌خوريم. از كار دقيق زنان و دختران اطلاعي نداريم. تعدادي از آنها دو عنوان دارند. شايد از اين عنوان‌ها بشود برداشتي كرد. اين دو عنوان پشه‌په 1 و هرّيئوپ2 است. استادم، مرحوم كامرون، معتقد بودند ه پشه‌په (پَش‌ها) از كلمة‌فارسي فسا ـ از شهرهاي كنوني ايران ـ‌ مي‌آيد ولي من معتقدم از فَشوي 3 مي‌آيد كه اگر اين‌طور باشد، به زناني اطلاع مي‌شده كه مسؤوليت تهية مواد دامي مانند لبنيات، شير، ماست و... را برعهده داشتند. اين زنان احتمالاً به كار در آشپزخانه و تهية غذا براي گروه‌هاي كارگري اشتغال داشته‌اند. براساس اسناد، در برخي جاها اين زنان رياست گروه‌هاي كارگري را برعهده داشته‌اند و حقوقشان كمي از مردان هم‌رديفشان بيشتر بوده است. اين دو كلمة پشه‌په و هرّينوپ گاهي با هم مي‌آمده، گاهي جاداگانه. براي هرّينوپ (هَرّينوها) هنوز مفهومي پيدا نكرده‌ايم.
زنان گروه دوم جزء خاندان سلطنتي و در واقع زنان و دختران داريوش بوده‏اند كه مواجب متفاوتي دريافت‌ مي‌كردند. يكي از اين زنان، ايرتاشتونه4، تملكات فراواني در شيراز كنوني داشته و در كار تجارت و رسيدگي‌هاي مالي‌اش مباشر داشته است.
از آنجا كه كتيبه‌هاي مورد بررسي ما پرونده‌هاي مالي و اسناد حسابرسي خزانه‌داري آن دوران است ـ نه كتيبه‌هاي شاهي كه براي گذاشتن اثري نوشته مي‌شدند ـ متوجه شده‌ايم در پرداخت دستمزدها قوانين بخصوصي وجود داشته است. مردها، به علت كار سخت و سنگين بدني مثل استخراج سنگ از معدن، حمل و تراش سنگ‌ها و كار ساخت و ساز، دستمزد بيشتري نسبت به زنان دريافت مي‌كردند؛ دستمزد زناني كه صاحب فرزند مي‌شدند با زنان ديگر تفاوتي نداشته ولي حقوق آنها بسته به دختر يا پسر بودن فرزندانشان متفاوت بوده است.
حكومت ـ دستگاه اداري ـ ‌به كارگران زني كه پسر مي‌زاييدند دو برابر زنان دخترزا دستمزد پرداخت مي‌ كرد. دستمزد پرداختي معمولاً گندم، جو، شراب و امثال اينها بوده‌ است. اگر كسي به دستمزدش نياز نداشته، مي‌توانسته يا چيزهاي ديگر عوض كند مثلاً يك پيمانه شراب را بدهد سه پيمانه گندم بگيرد، يا سه پيمانه شراب را بدهد يك گوسفند بگيرد. با توجه به اوضاع اقتصادي كشور نوع دستمزدها تعيين مي‌شد. سال وفور انگور، دستمزدهاي دولتي بيشتر شراب و سال فراواني محصولات كشاورزي، بيشتر گندم و جو بوده‌ است. ميزان پيمانه‌ها هم به ارزش مواد غذايي موجود بستگي داشته است. مدارك جديدي از خزانة دولتي پيدا شده كه نشان مي‌دهد از سال سي و دوم پيادشاهي حكومت داريوش تا سال هفتم حكومت اردشير اول، دستمزد كارگران، به جاي گندم و جو و شراب، نقره بوده است. حالا اين مسئله از كمبود مواد غذايي حكايت مي‌كند يا از فراواني و رواج نقره،‌ دقيقاً نمي‌دانيم.
 وضعيت زنان در جاهاي ديگر چگونه بوده است؟
 منطقة بين‌النهرين ـ ‌در عراق كنوني ـ بستر رشد فرهنگ‌هاي متفاوتي بوده است. در بابل اوضاع زنان بهتر از آشور بوده، بابلي‌ها با زنان مترقي‌تر برخورد مي كردند. در بابل زناني بودند كه محل كارشان در معابد بود و به تجارت اشتغال داشتند؛ دارايي، املاك و كارپردازهاي خاص خودشان را داشتند و كارشان حساسيت ويژه‌اي داشت، به طوري كه حق شوهر كردند داشتند اما حق بچه‌دار شدن نداشتند. ولي از آنجا كه وجود بچه ضرورت زندگي خانوادگي است، اين زنان خواهرشان يا زنان ديگري را براي شوهرانشان عقد مي‌كردند و فرزند حاصل از آن ازدواج را براي خودشان نگه مي‌داشتند. به هر حال تحقيقات نشان مي‌دهد كه در حكومت بابل زنان حضور اجتماعي داشتند. چنان كه از متن قانون حمورابي5 و قانون بيلَ لَم6 و قوانين ديگر هم مي‌فهميم، در بسياري اوقات، زنان از نظر حقوق اجتماعي هم‌پاية مردان بوده‌اند.
در حكومت آشور قوانين بسيار خشك و خشن بوده است. اجتماعي آشوري براي زنان هيچ حقي قائل نبوده و طبيعي است اگر زنان آن دوران هيچ نقش يا فعاليتي در اجتماعي نداشته و چه بسا در خانواده هم از حقوق ويژه‌اي برخوردار نبوده باشند.
در ايلام برعكس براي زنان احترام زيادي قائل بودند. تعداد زيادي از پادشاهان ايلامي با نام خواهرانشان هويت مي‌يافته و شناخته مي‌شدند. ما اسامي اين خواهران را نداريم و نمي‌دانيم اينها كه بودند و چه كردند.
در هيچ يك از تمدن‌هاي هخامنشي، بابلي و آشوري ساختن تنديس زنان رايج نبوده ولي در تمدن ايلامي پيكرة عظيم ملكه نپير ـ آسو7، زن اونتش ـ‌ نپيريش، سازنده و باني پرستشگاه «چُغا زنبيل» را مي‌يابيم كه 2200 كيلوگرم وزن دارد وسر آن مفقود شده است. در اين مجسمه مله نپير ـ آسو با متانت در حالت احترام و بندگي به خدايانِ زمان دست روي دستش گذاشته و ايستاده است. نمونة ديگري كه زمينة قضاوت بهتري را دربارة ايلامي‌ها و ديد فرهنگي آنها نسبت به زنان فراهم مي‌كند متن يك وصيت‌نامه است. در سال‌هاي 1800 ـ 1500 قبل از ميلاد، مردي عادي و عامي از كتيبه‌نويسي خواسته متن وصيتش را برايش بنويسد. در كتيبة ميخي وصيت‌نامة اين مرد آمده است:
«بعد از وفات من، بايد تمام داراي‌ام به همسرم برسد، چون او پا به پاي من در طول زندگي تلاش كرده و در اين خانه زحمت بسيار كشيده، پير شده و بچه‌هايم را بزرگ كرده است. پس همه چيز مال اوست. بعد از من، بچه‌هايم بايد حرمت مادرشان را نگه دارند. از ميان آنها، هر كه از مادر پيرش نگهداري و مراقبت كند، مي‌تواند ارث ببرد. همسرم به هر كه بخواهد مي‌تواند ارث بدهد يا ندهد.»
 اين مرد سپس ناخن شستش را به حالت ضربدر در گل كتيبه فرو كرده و آ“ را امضا كرده است. شما اين احترام و توجه به زنان در تمدن ايلام را با آشور و بابل مقايسه كنيد. در اين تمدن‌ها پدران وقتي مي‌خواهند دخترانشان را شوهر بدهند،‌ از قيمت آنها صحبت مي‌كنند، يعني دخترها برايشان ارزش انساني ندارند، تا حدي كه بر سر آنها معامله مي‌كنند.
 چه مظاهر ديگري از زنان در ذهن داريد؟
 نكتة جالبي را در كتيبه‌هاي سومري ديده‌ام. مردان و زنان به طور جداگانه كتيبه مي‌نوشتند. بنابراين ما در سومر كتيبه‌هاي مردانه و زنانه داريم. به كتيبه‌هاي زنانه اِمِ سَل9 مي‌گويند، اِمِ يعني زبان و سَل يعني زن.
 با اين تعريف، كنجكاوي شنونده تحريك مي‌شود تفاوت اين كتيبه‌ها را بداند.
 تفاوت در لهجه و زبان است. لغات و لحن زنانه و مردانه است و فرهنگ كلامي خاص خودش را دارد. بررسي اين كتيبه‌ها نشان مي‌دهد كه اين زنان به مكتب و مدرسه رفته و تحصيل كرده‌اند. آنها به مكتبي مي‌رفته‌اند كه به گمان ما طول تحصيل در آنجا حداقل 12 سال بوده است. بنابراين زنان هميشه كارگر نبوده‌اند.
 الآن شما از كجا مي‌فهميد كه فلان خبر روزنامه را خبرنگار زن نوشته يا مرد؟
 امروز فرقي ندارد ولي در قديم تفاوت داشته است. به احتمال زياد مدارس زنان و مردان در قديم جدا بوده و واژگان زنان با واژگان مردان تفاوت داشته است.
 در مورد كارفرما بودن زنان توضيح بدهيد. اين حقيقت دارد؟
{دكتر ارفعي دفتر بزرگي را باز مي‌كند. صفحات آن پوشيده از جدول و ارقام ريز و درشت است كه به تفكيكِ زن، مرد، پسر و دختر تنظيم شده‌اند. ناگهان صفحه‌اي را نشان مي‌دهد و مي‌گويد:}
 در اين فهرست كه از روي كتيبه‌ها استخراج شده تنها سه مرد به اندازة پنج سهم دستمزد مي‌گيرند اما 29 زن پنج سهم دستمزد مي‌گيرند. اين 29 زن رؤساي گروه‌هاي كارگري هستند.
 به عنوان سؤال آخر، بفرماييد چگونه كتيبه‌اي را مي‌خوانيد؟
دكتر عبدالمجيد ارفعي دقايقي را به دنبال چند گل‌نوشته مي‏گردد و درحالي كه يكي از آنها را كف دستش مي‌گذارد، اشاره مي‌كند كه اين همان است كه عكس آن در روزنامه‌اي چاپ شد. سپس پشت ميزش مي‌نشيند و توضيح مي‌دهد:
 خط ميخي از چپ به راست نوشته و خوانده مي‌شده است. براي خواندن آن بايد نور كافي و سايه وجود داشته باشد. ما، با گذاشتن چراغ مطالعه‌اي در سمت چپ كتيبه، نور خورشيد مصنوعي به وجود مي‌آوريم تا قادر به خواندن آن باشيم.
چراغ مطالعه را روشن مي‌كند و ادامه مي‌دهد:
 مي‌دانيم اين كتيبه مال كجاست و زبانش چيست. مثل كتيبه‌هاي ديگري كه خوانده‌ام شروع به خواندن آن مي‌كنم. ببينيد، اين علامت نشانة عدد 10 است و آن يكي نشانة دو، پس مي‌شود 12. كلمة بعدي به معني پيمانه است. پس از آن انتظار سه كلمه را دارم، چيزي كه به كملة پيمانه بخورد. مايعي مثل روغن، شراب، آبجو، روغن كه به عنوان دستمزد پرداخت نمي‌شده است پس يا شراب است يا آبجو. بعد از اين كلمات نام كارپرداز، نام رئيس قسمت، گاهي نوع كار، بعد نام گيرنده، تاريخ و نام شهر ذكر شده است.
پي نوشت :
1) Pashape
2) Harrinup
3) Fšu
4) Irtashduna (Irtašduna)
5) Hammurabi
6) Bilalama
7) Napir – asu
8) Untaš – Napiriša
9)    Eme - Sal

هیچ نظری موجود نیست: