۱۳۸۹ دی ۲۸, سه‌شنبه

نگاهی به آیین‌های دین زرتشتی در فصل پاییز

نگاهی به آیین‌های دین زرتشتی در فصل پاییز


ارائه شده در فصلنامه‌ی «فروغ وحدت»

فرید شولیزاده: پیش از آن‌که به درون‌مایه‌ی جشن‌ها و مراسم مذهبی «بهدینان»(:پیروان دین زرتشتی) در فصل پاییز پرداخته شود، بایسته است که خواننده‌ی گرامی لختی با مفهوم «جشن» و «شادی» در فرهنگ زرتشتی آشنا شود. در کتاب پهلوی «دین‌کرد»(1) به تناوب گفته می‌شود که شادی و نشاط رمز بالندگی و نیکبختی مردمان در زندگانی گیتی است. «دین‌کرد»، کامیابی و فیروزی ایرانیان‌باستان را برخاسته از همین شادی و نشاط می‌شمارد. اگر با نگاهی تیزبینانه به نثر کتاب سپند(:افزاینده=مقدس) «اوستا» و نسک‌های پهلوی و نیز آیین‌های مذهبی زرتشتیان بنگریم، نیک در خواهیم یافت که سخن «دین‌کرد» پُر بی‌راه نیست. چه در آیین‌های کیش زرتشتی، اندوه و گریه و مویه(2) جایگاهی ندارد. در همه‌جای این نسک‌ها سخن از «یسن»(3) و نیایش شادی آفرین مردمان به پیشگاه اهورامزداست، چنان‌که می‌توان چکیده‌ی پیام اوستا را دعوت به پرستیدن خداوند از سر عشق و علاقه دانست، نه بندگی کردن از سر عجز، همراه با ترس و مویه و لابه؛ زیرا که پرستش پروردگار یکتا و بی‌همتا سبب شادی و نشاط در مردمان می‌شود.
آنگاه که اشوزرتشت، آن پیامبر پاک‌سرشت پیام دعوت خویش را در میان مردمان آریایی آشکار ساخت، ایشان گرفتار گمراهی‌ها و باورهای شرک‌آلود بسیاری بودند. آن مردمان برای خدایان پنداری خویش قربانی و فدیه می‌دادند و خویشتن را تسلیم سرنوشت و زمان می‌پنداشتند. آن وخشور(:پیامبر) کوشید تا بسیاری از آن ناهنجاری‌ها را از چهره‌ی جامعه بزداید و زندگی توده‌ی مردمان را از چنگال جهل و خرافه‌پروری «اوسیج‌ها»(4) و «کرپن‌ها»(:کاهنان دیوپرست) رها سازد. آن وخشور(:پیامبر) آداب و رسوم خداپسندانه، خردمندانه و انسانی را جایگزین بسیاری از آن کژرفتاری‌های پیشین کرد. اشوزرتشت و پس از او مریدان و یارانش در «انجمن‌مغان»(5) با پالودن سنت‌های زیبا و شادی آفرینی چون «نوروز»، «مهرگان»، «سده» و... از کج فکری‌های شرک‌آلود دیوپرستان، در این جشن‌های ایرانی، روحی خداپسندانه دمیدند. جشن‌هایی که تا پیش از آن میعادگاه نعره‌های مستانه و شب هنگام اُوسیج‌ها در قربانگاه‌ها و مهرابه‌ها همراه با قربانی‌های خونین جانداران بی‌گناه و شُرب مواد سُکرآور بود؛ جای خود را به شور پرستش خردمندانه خداوند جان و خرد داد. آن خانه‌های سهمگین دروغ و لانه‌های غمبار جهل و شرک، حریم ستایشی شاد از برای پرستش «اهورامزدا»(:پروردگار یکتا و بی‌همتا) شد.
نور حقیقت کلام آسمانی «گات‌ها»، تاریکخانه‌ی انباشته از دروغ آن خدایان ترسناک، خون‌خوار و درنده‌خو را روشن و عریان ساخت. پرتوهای راستی پرده‌های سیاه و خاک گرفته‌ی دروغ را از هم درید، تخت‌های جلال و جبروت آن خدایان دروغین، خون‌خوار و درنده‌خو درهم شکست و جملگی به زیر کشیده شدند. نسیم روح‌بخش یکتاپرستی، انسان دوستی، عشق و ایمان وزیدن گرفت. پیامبری که آورنده‌ی این نسیم بود، به دلدادگان اهورامزدا آموخت که جشن و شادی حقیقی، هنجاری است پیوند آفرین میان انسان با «روان‌آفرینش»(:گئوش‌اوروان) و نشان از احترام و سپاس‌گذاری انسان در برابر بخشش‌های «جهان آفرین»(:گئوش‌تشن) است.
اما چرا «شادی»؟ اوستا، شادی را کرداری سپند(:افزاینده) می‌شمارد، زیرا که سبب افزایندگی نیروگان «سپنتامینو» است. برای درک این سخن بایسته است تا تعریفی فشرده از فلسفه‌ی دو نیروی همزاد و هم‌ایستار در جهان‌بینی زرتشتی داشته باشیم. جهان هستی چنانکه از هات30 و 45 کتاب آسمانی گات‌ها برمی‌آید جلوه‌گاه پیدایش دو نیروی اهوراآفریده کاهنده(:انگره) و افزاینده(:سپنته) است. نیروی افزاینده(:سپنتامینو) مبین فعل حرکت در هستی است و بن زندگی گیتی و حرکت جهان بسوی آبادانی، پیشرفت و بالندگی در راستای نیروگان اوست. دیگری نیروی کاهنده(:انگره‌مینو) است که جهان را به سوی سکون، ویرانی، پسرفت و نازندگی می‌کشاند. در برآیند این دو نیرو است که در عرصه‌ی هستی«زندگی و نازندگی»، «نیکی و بدی»، «سودمندی و زیانمندی»، «زشتی و زیبایی»، «حرکت و سکون» و... مفهوم و معنی پیدا می‌کنند. اساسا" در جهان‌بینی زرتشتی از وجود نیروگان این دو نیروی همزاد اما متضاد افزاینده و کاهنده است که زندگی گیتی معنی پیدا می‌کند و انسان با واقعیت انسانی خویش و داشتن اختیار و حق انتخاب در میان این دو نیروی افزاینده و کاهنده ایستاده است. بخش از اندیشه‌ی او که فراواقعی است، او را بسوی فراتر از واقعیت انسانی خویش، یعنی تعالی و جاودانگی می‌خواند و بخشی دیگر که فرو واقعی است، او را بسوی فروتر از واقعیت انسانی خویش، یعنی سقوط و ذلالت و حرمان (:بی‌بهرگی و پوچی) می‌کشد.
اما در این میان خویشکاری انسان چیست؟ پاسخ گات‌ها روشن است، خویشکاری انسان برگزیدن راه افزاینده و حرکت در راستای «اشا»(:راه راستی) است. زیرا حرکت او در راستای اشا سبب تقویت و افزایندگی نیروی زندگی و جلوه‌های حیات در عالم هستی خواهد شد. نابودی زندگانی هستی، لاجرم نبود انسان نیز خواهد بود، پس تقویت نیروگان «سپنتامینو» در هستی، یاری رساندن به حفظ حیات نوع بشر است و حفظ حیات گیتی و افزایش نیروگان «سپنتامینو» در جهان با اراده‌ی «اهورامزدا» یعنی «اشا» هم راستاست. در این میان هر اندیشه، گفتار و کرداری که سبب‌ساز افزایندگی نیروگان زندگی شود، سپند، نیک و سودمند قلمداد خواهد شد. شادی و نشاط یکی از این مظاهر سودمند و اشویی است.
بی‌سبب نیست که موبدان زرتشتی، سرودهای «اوستا» را، نغمه‌ی جشن و شادی می‌دانند. زیرا که برای نیکبختی، رستگاری و شادکامی انسان در دو جهان «گیتی» و «مینو» سروه شده است. از نگاه موبدان کتاب اوستا، کتاب زندگی است و روح سخنان آن با مویه، مرگ و نازندگی بیگانه است. در اوستا همه جا سخن از افزایندگی نیروگان زندگانی گیتی و گسترش شادی و خوشبختی برای بشر است. چه از دیدگاه گات‌ها و سایر نسک اوستا، اهورامزدا، آفریدگار جهان زاینده با تمام زیبایی‌ها و شادی‌های درون آن است. در یک کلام، اوستا مظهر افزایندگی(:سپند) است.
چو شادی بکاهد، بکاهد روان   خرد گردد اندر میان ناتوان
جدا از پیام مینوی کتاب آسمانی «گات‌ها» و آموزه‌های «اوستا»، در گستره‌ی تاریخی فرهنگ و تمدن زرتشتی، نویسه‌های نام‌آوری را می‌بینیم که در سینه‌ی خویش حامل همین آموزهای آسمانی گات‌ها هستند. یکی از این نویسه‌ها، فرمان حقوق‌بشر کوروش‌ است. در این فرمان فلسفه‌ی دو نیروی همزاد و هم‌ایستار در جهان‌بینی زرتشتی به شکلی روشن به تصویر کشیده می‌شود. چه «کوروش» نماد زدودن مظاهر کاهنده‌ی انگره‌مینو چون مرگ، غم، ستم، بی‌داد(:بی‌عدالتی)، قربانی، برده‌داری و در یک کلام آن تباهی‌هایی است که از سوی «دوژمن‌ها» و «اَکمن‌ها»(:بیدادگران و بداندیشان) بر مردمان روا می‌شود. او آورنده زندگی، شادی، نشاط، دادگری، منع قربانی و منع برده‌داری و در یک کلام نیکبختی و شادکامی برای مردمان است. واژه‌ی شادی و البته شادی‌آفرین بودن نتیجه‌ی کارهای «کوروش» چیزی است که به کرات در متن فرمان‌حقوق‌بشر وی تکرار می‌شود(6). در این وادی شاه سخن کلام آسمانی گات‌ها است‌:
هات44بند6: «ای هستی‌بخش‌یکتا پرسشی از تو دارم. خواستارم حقیقت را بر من آشکار سازی. آیا آن‌چه را که بیان خواهم کرد حقیقت دارد؟ آیا عشق و ایمان به خدا در پرتو کار نیک، راستی و درستی افزایش خواهد یافت؟ آیا در پرتو منش پاک، نیروی ایزدی پدید خواهد آمد؟ این جهان بارور و شادی بخش را برای که آفریدی؟»
هات47بند3: «پروردگارا، به‌راستی تو سرچشمه‌ی خرد افزاینده(:سپنتامینو) هستی. این زمین(:گیتی) شادی آفرین را تو آفریدی...»
این شادی که در گات‌ها از آن سخن می‌رود، شادی اهوراداده(:آفریده) است. آن شادی و خرمی که اشوزرتشت آن را بستر پیشرفت و بالندگی جهان گیتی و مقدمه‌ی شکل‌گیری عشق و ایمان مردمان به اهورامزدا می‌داند، عشقی افزاینده که سرانجام آن رستگاری و جاودانگی است.
چه شت زرتشت مه وخشور ایران    همان پیغمبر پاک دلیران
بگفته در مهین نامه‌ی اوستا    ز گفت پاک دادار یکتا
که گیتی راستی و شادمانی است    وزین دوره به گاه جاودانی است
استمرار این کلام گات‌ها در باب اهوراداده بودن شادی را در سنگ نبشته‌های داریوش هخامنشی نیز می‌توان مشاهده کرد. چه داریوش از دین‌باوران راستین و از مومنان حقیقی اشوزرتشت بود:
سنگ نپشته نقش رستم(d.na): «خدای بزرگ (است) اهورامزدا که این زمین را آفرید، که آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردمان آفرید...»
سنگ نپشته نقش رستم(d.nb): «خدای بزرگ است اهورامزدا، که این شکوهی را که دیده می‌شود آفرید، که شادی را برای مردمان آفرید، که خرد و فعالیت(:کار و کوشش) را بر داریوش شاه فرو فرستاد...»
در گات‌ها همواره یکی از درخواست‌های پیامبر در نیایش به پیشگاه اهورامزدا، بخشش شادی و نیکبختی به پیروانش است:
هات43بند14: «ای مزدا آن سان که مرد دلیر و توانایی به دوست خود مهربانی کرده و او را آرامش می‌بخشد، به پیروانم شادی فزون از اندازه بخش، آن شادی و سروری که در پرتو راستی(:اشا) بدست آید و در قدرت شهریاری توست.»
موبد بزرگ، زنده‌یاد «فیروز آذرگشسب» در پاره‌ای از تفسیر این بند می‌نویسد: «نکته‌ای که در این بند کمال اهمیت دارد آن است که می‌فرماید:«آن شادی و سروری که در پرتو راستی بدست آمده» چون ممکن است که انسان از راه نامشروع و یا دزدی و کلاه‌برداری و رشوه‌خواری و ضعیف‌کشی و... صاحب ثروت و دارایی شود و خود را خوشبخت انگارد و اندک زمانی به خوشبختی و سرور مصنوعی دلخوش باشد، ولی پیامبر بزرگ می‌فرماید آن سرور و شادی که با کوشش و زحمت و از راه درستی و صداقت تأمین شده باشد، موجب خوشبختی واقعی خواهد شد...»(7)
شادی و نشاط با روایات مذهبی نهفته در فرهنگ زرتشتی پیوندی مستحکم دارد، چنان‌که در کتاب‌هفتم«دین‌کرد»فصل3بند2 و فصل‌8بند15 کتاب پهلوی «گزیده‌های زادسپرم» پیرامون زاده شدن اشوزرتشت می‌خوانیم که آن وخشور هنگام زادن از مادر خندید! باید دانست که فعل خندیدن یک رفتار آموختنی است.
بدان گه که زمان دیمه داد    زراتشت فرخ ز مادر بزاد
بخندید چون شد زمادر جدا    درخشان شد از خنده او سرا
عجب ماند در کار او باب او    وزان خنده و خوبی و آب او
بدل گفت که این فرِّۀ ایزدیست    جز این هر که از مادر آمد گریست (زراتشت‌نامه)
«زادسپرم» پیدایش این خنده را سرشته از وهومن‌امشاسپند(:یکی از فروزه‌های هفتگانه‌ی اهورامزدا) می‌داند. در فصل هشتم «گزیده‌های زادسپرم» می‌خوانیم که چون وهومن‌امشاسپند(:اندیشه‌ی‌نیک) به خواست اهورامزدا در اندیشه‌ی اشوزرتشت درآمد و با آن در آمیخت و نیز از آنجا که وهومن‌امشاسپند، مینوی شادی آفرین است، اشوزرتشت هنگام زادن از مادر خندید... چکیده سخن آن‌که، اگر بنابر فرمایش گات‌ها، گیتی خود شادمان از شادی اهوراداده است و اگر شادی اهوراداده همه خوشبختی و افزایندگی است. پس به شادی راستین شاد باشیم و در پی شادی و خوشبختی دیگران برآییم، زیرا چنان‌که اشوزرتشت می‌فرماید:«خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد».

جشن‌ها و مراسم مذهبی زرتشتیان در فصل پاییز:
در گاهنمای زرتشتی، سال به 12ماه 30روزه و 5روز «پنجه» پایان سال تقسیم می‌شود که مجموعا" 365روز می‌شود. در این گاهنما برای در نظر گرفتن کبیسه، هر 4سال یک روز به‌نام «اَوَرداد» به پایان سال افزوده می‌شود. هر یک از این 30روز ماه در گاهنمای زرتشتی دارای نامی ویژه است. این نام‌ها گستره‌ای از نام والای ذات باری‌تعالی و صفت‌های او(:امشاسپندان و ایزدان) را شامل می‌شود. خواننده‌ی اندیشه‌پژوه با نگاهی تیزبینانه به این گاهنمای کهن، فلسفه‌ای ژرف را در آن خواهد یافت. چه روزهای ماه در گاهنمای زرتشتی بانام پروردگار آغاز و با صفت اعظم ذات او(:نور بی‌پایان) پایان می‌پذیرد. این آغاز و پایان پذیرفتن بانام ذات باری‌تعالی، جلوه‌ای روشن از اصل وحدت‌وجود(:توحید اشراقی) در جهان‌بینی‌زرتشتی را به تصویر می‌کشد. چه سرآغاز و سرانجام همه‌چیز پروردگار یکتا و بی‌همتا است.
در این گاهشماری هرگاه که نام روز و نام ماه برهم قرار ‌گیرند، جشن و آیین‌های مذهبی به همان نام برگزار می‌شود. چنان‌که برای نمونه در روز مهر و ماه مهر، جشن مهرگان برپا می‌شود یا در روز آبان و ماه آبان، جشن آبانگان برپا داشته می‌شود و... به این ترتیب در 12ماه سال ما شاهد برگزاری دستکم 12جشن ماهانه توسط زرتشتیان هستیم(8) که هریک مناسبت‌های خاص خود را دارد. جدا از این جشن‌های ماهانه، جشن نوروز در آغاز فروردین‌ماه، جشن زایش اشوزرتشت(:نوروز بزرگ) در روز خوردادامشاسپند و فروردین‌ماه برابر با ششم فروردین در تقویم خورشیدی، چهره‌های شش‌گانه‌ی گهنبار، پرسه‌های همگانی تیرماه و اسفندماه(:گرامی‌داشت جانباختگان و درگذشتگان)، مراسم شب چله، جشن‌خوانی درگذشت اشوزرتشت در روز خورایزد و دی‌ماه برابر با 5دی در تقویم خورشیدی، جشن‌سده در روز مهرایزد و بهمن‌ماه برابر با 10‌بهمن و...‌ هم در گاهنمای زرتشتی جای دارد. بازه‌ی زمانی 3ماهه فصل پاییز که مقصود سخن ماست، پنج‌جشن آیینی را در سینه دارد. این جشن‌ها به ترتیب زمانی عبارت‌اند از «جشن مهرگان»، «گهنبار ایاسرم‌گاه»، «جشن آبانگان»، «جشن آذرگان» و «شب چله» که در ادامه پیرامون یکایک آنها سخن خواهیم گفت.
«جشن مهرگان» در گاهنمای زرتشتی به روز مهرایزد و مهرماه برابر با 10مهر در تقویم خورشیدی برگزار می‌شود. ا‌ین جشن به‌همراه جشن نوروز در نزد ایرانیان‌باستان دارای اهمیت برجسته‌ای بوده است. در فرهنگ زرتشتی، جشن‌مهرگان برای گرامی‌داشت فرشته‌ی مهر که در اوستا به ایزد میترا نامور است، برگزار می‌شود. میترا به‌معنی مهر و محبت، و عهد و پیمان است. این جشن را در روزگار آریایی‌های پیش از اشوزرتشت، «میتراکانا»(:mitrakana) می‌گفتند؛ پس از اشوزرتشت این جشن در قالب فرهنگ زرتشتی نام مهرگان برخود گرفت. در بخش‌هایی از اوستا و کتاب‌های پهلوی گفته می‌شود که در این روز، «فریدون» فرمانروای روزگار پیشدادی با یاوری کاوه‌آهنگر و دیگر دلیران ایران‌زمین بر «ضحاک تازی» چیره می‌شود و او را گرفته، به راهنمایی سروش‌ایزد در کوه دماوند به زنجیر می‌کشد.
زرتشتیان در روز جشن‌مهرگان به آتشکده و نیایشگاه‌ها می‌روند و با خوراک‌های سنتی از یکدیگر پذیرایی می‌کنند. آنان با انجام نیایش و اجرای برنامه‌های فرهنگی مانند سخنرانی‌های ملی و آیینی، سرود، شعر و دکلمه جشن‌مهرگان را با شادی برپا می‌دارند. در روستاهای زرتشتی‌نشین جشن‌مهرگان با مراسم ساز و گشت همراه است. به این ترتیب که در پنجمین روز پس از مهرگان مردم در محل آتشکده یا سرچشمه‌ی غنات روستای خود گرد می‌آیند و با سرنا و دف شادی‌کنان به یکایک خانه‌های روستا می‌روند. صاحبخانه با آینه و گلاب، چای، شربت و آجیلی مخلوط از باشندگان پذیرایی می‌کرد. آنگاه «دهموبد»(:روحانی‌روستا) اسامی درگذشتگان آن خانه را یاد می‌کند و حاضران برای آمرزش و شادی روان آن درگذشتگان و نیز دیرزیوی، شادزیوی و تندرستی بازماندگان آن خانه دعا می‌کنند. معمولا صاحبخانه مقداری آجیل «لُرک»(9) و میوه به دهموبد و گروه ساز و گشت می‌دهد. ایشان چیزهایی را که از خانه‌های روستا فراهم شده است را با خود به آتشکده‌ی روستا می‌برند. در آتشکده‌ی روستا موبد به یاد درگذشتگان بر خوراکی‌های فراهم‌آمده اوستا می‌خواند. در پایان از باشندگان با آن خوراکی‌ها پذیرایی می‌شود.
«مهرگان» در بنیاد بخشی از آداب و رسوم کهن مردمان هند و اروپایی است. بر همین اساس است که گروهی چنین پیش می‌کشند که نباید آن را به‌عنوان یک رفتار مذهبی تنها ویژه‌ی جامعه زرتشتی شمرد. این سخن تاحدودی درست است زیرا که پیشینه‌ی «مهرگان» به عصر پیش از ظهور اشوزرتشت باز می‌گردد و طبعا" «مهرگان» را باید از لحاظ تاریخی در زمره‌ی میراث ملی و اجدادی جمیع مردمان هند و اروپایی جای داد. اما نکته‌ای را که باید در نظر داشت این است که شکل کنونی جشن‌مهرگان، صورتی است پالوده شده از باورهای شرک‌آلود و وهم‌گرای دیوپرستان پیش از اشوزرتشت، و سنتی است سازگار شده با روحیه یکتاپرستی دین زرتشتی، چکیده سخن آن‌که مهرگان فعلی، تواما" جشنی ملی و سنتی زرتشتی است.
استاد بزرگوارم، «موبد دکتر اردشیرخورشیدیان» دراین‌باره سخنی نغز دارند؛ ایشان می‌فرمایند: «هیچ پیامبری نیامده تا تمام سنن، آداب و رسوم خوب و نیک و انسانی که بین آن قوم بوده را براندازد، یا همه‌ی مردم را از بنیاد دگرگون کند و همه‌ی باورهای آنها را به تمسخر گرفته، به بازی گیرد، یا همه‌ی مردم دنیا را مانند روبات یک شکل و کپی یکدیگر کند. تمامی پیامبران سنن و آداب و باورهائی‌که در جامعه وجود داشته و خوب و خداپسند و مفید بوده را ابقاء کرده و یا با کمی تغییر می‌پذیرفته است. اشوزرتشت بسیاری از آداب شرک‌آلود و دیوپرستی رایج در میان قبایل آریایی را منسوخ کرد، قربانی کردن و فدیه دادن، تسلیم سرنوشت شدن و خود را به زمان سپردن را مردود دانست. در مقابل سنت‌های زیبایی چون نوروز، مهرگان، سده و احترام به طبیعت و محیط زیست را استمرار بخشید...»
باید دانست که اتمسفر ذهنی مردمان پیش از ظهور اشوزرتشت بطور مداوم با یک مساله احاطه شده بود، و آن گستره‌ای از خدایان پنداری(:polytheism) است. موجوداتی که بنابر باور ایشان در میان مردم آمد و شد می‌کردند و از بشر والاتر و قوی‌تر بوده و به مناسبت عظمت و نیرومندیشان سزاوار ستایش و احترام شمرده می‌شدند. چنان‌که از درون‌مایه کتاب «ریگ‌ودا» برمی‌تابد، مردمان پیش از اشوزرتشت قربانی را وسیله‌ی ارتباط بین انسان با رب‌النوع‌ها و خدایان پنداری می‌شماردند. چه این خدایان اشتهای سیری ناپذیری به نذور و قربانی دارند و تنها با قربانی موجودات زنده در قربانگاه‌ها موجبات ارضاء و اقناع ایشان فراهم می‌شود.
یکی از مراسم‌هایی که در نزد مردمان آریایی پیش از اشوزرتشت با انجام قربانی‌های فراوان و فدیه‌های خونین همراه شده بوده، جشن‌مهرگان است. در این روز هزاران جاندار زنده برای «میترا» در قربانگاه‌ها سربریده می‌شدند. «هات32بند12» گات‌ها خود بیانگر انزجار پیامبر بزرگ از این کردار جامعه گمراه زمان خویش است که بیدادگرانه و با خروش و سرمستی جانداران مفید را برای خدایان دروغین قربانی می‌کنند: «با این آموزش‌ها، آنان(:گرهما و کرپن) مردمان را از کردار نیک باز می‌دارند و حیوانات را با فریاد شادی قربانی می‌کنند و با گفتار گمراه کننده عده‌ای را که چون کوران باشم و کران با گوشند، با آشوب و غوغا به جان خلق اندازند تا خود بتوانند با جور و ستم بر مردم سروری کنند.»
اشوزرتشت در دوره‌ی رسالتش با تمام توان کوشید تا خوی مردمان را نرم کرده و با آموزه‌های آسمانی نهفته در گات‌ها، آتش دین‌باوری راستین را در درون اندیشه‌های ایشان شعله‌ور سازد. او با تمام وجود کوشید تا نور یکتاپرستی را در رگ‌های آن مردمان جاری سازد و به ایشان آموخت واقعیت انسان بودن را آنگونه که می‌شاید. (هات44بند11): «ای هستی بخش یکتا، پرسشی از تو دارم و خواستارم حقیقت را بر من آشکار سازی، چگونه ایمان به خدا و نرم‌خوئی و مهرورزی را در قلب کسانی که آیین الهام بخش تو بر ایشان اظهار شده است جای خواهد گرفت.»
اشوزرتشت برخلاف پادشاهان و پهلوانان گذشته که در مراسم‌های مذهبی و جشن‌ها، 100اسب و 1000گاو و 10هزارگوسپند را برای خدایان پنداری قربانی می‌کردند، به مردمان آموخت که تنها فدیه و پیشکش به پیشگاه یگانه آفریدگار جهان، اندیشه و گفتار و کردار نیک انسان است. (هات34بند1): «ای مزدا، کردار و گفتار نیک و پرستش بی‌ریایی که در پرتو آنها مردم از بخشایش جاودانی(:امرداد) و پارسایی و نیروی معنوی و رسایی برخوردار می‌گردند همه را نخست به تو ای خداوند هستی بخش پیشکش می‌نماییم.»
ره‌آورد زرتشتیزه شدن «‌مهرگان»، تبدیل روز قربانی‌های خونین، به روز جشن‌مهرگان بود. باید دانست که واژه‌ی «جَشَن» از ریشه «یَسَن» و «یَشت» است که در اوستا به معنی نیایش و ستایش دینورزانه می‌باشد و مقصود از آن مهمانی سرورانگیز نیایش و ستایش به پیشگاه اهورامزدا است که همراه با کامرانی، نشاط و بهره‌ی معنوی است. اشوزرتشت و رهروانش چنان کردند که آن مهرگان لبریز از نعره‌های مستانه و شب‌هنگام همراه با قربانی‌های خونین و شُرب مواد سُکرآور؛ جای خود را به شور خداجویی و دین باوری راستین داد و لانه‌های جهل و شرک، حریم ستایش خردمندانه پروردگار یکتا شد...
دومین جشن و مراسم مذهبی زرتشتیان که در فصل پاییز برگزار می‌شود، «گهنبار اَیاسرم‌گاه»(:اَیاثریمه) است. این جشن از روز اشتادایزد و مهرماه در گاهنمای زرتشتی برابر با 20مهر در تقویم خورشیدی است. واژه‌ی «گهنبار» کوتاه شده‌ی واژه‌ی «گاهان‌بار» است؛ یعنی گاه‌ها و زمان‌های به ثمر رسیدن و بار آمدن. این جشن‌ها در شش هنگام یا شش «چَهره» برگزار می‌شوند و برگزاری آن‌ها به‌مدت 5روز ادامه دارد. فلسفه‌ی برگزاری جشن‌های شش‌گانه‌ی «گهنبارها» در طول سال به مساله‌ی گرامی‌داشت شش مرحله‌ی آفرینش در فرهنگ زرتشتی باز می‌گردد. در فرهنگ زرتشتی آموخته می‌شود که آفرینش جهان در شش مرحله صورت پذیرفته است. در مرحله‌ی نخست آسمان، در مرحله‌ی دوم آب‌ها، در مرحله‌ی سوم زمین، در مرحله‌ی چهارم گیاهان، در مرحله‌ی پنجم جانوران و در آخرین مرحله یا مرحله‌ی ششم انسان آفریده شد. برگزاری جشن در چهره گهنبار اَیاسرم‌گاه به منظور نیایش به درگاه پروردگار یکتا و سپاسگذاری از برای آفرینش گیاهان است.
سرآغار چهره‌های شش‌گانه‌ی گهنبار، آیین «واج‌یشت‌گهنبار» است. مکان برپایی آیین «واج‌یشت‌گهنبار» در محل آتشکده و در مجاورت «آتش‌ورهرام»(10) می‌باشد. این آیین در سپیده‌دم نخستین روز از چهره‌ی‌گهنبار توسط موبدان «هوشت»(11) و همراه با باشندگی زرتشتیان برپا می‌شود. یکی از موبدان که «زوت» نام دارد بخش‌هایی از 72هات «یسنا»(12) را می‌سراید و موبدی دیگر که «راسپی» نامیده می‌شود در سرودن بخش‌هایی از «یسنا» با زوت همکاری می‌کند. این مراسم «یَزشن‌خوانی» نام دارد و در اتاق مجاور محل نگهداری آتش‌ورهرام که «یزشن‌گاه» نامیده می‌شود، برگزار می‌گردد. در هنگام یزشن‌خوانی و سرودن یسنا، شربت «پراهوم» توسط موبدان تهیه می‌شود. این شربت از کوبیدن و نرم‌کردن ساقه‌های گیاه «هوم»(13) با آب در هاون مخصوص برنجی به‌دست می‌آید. این شربت در پایان مراسم در ظرف‌های کوچکی ریخته می‌شود و برای آشامیدن در اختیار باشندگان در مراسم قرار می‌گیرد.
در بسیاری از روستاهای زرتشتی‌نشین یزد که هنوز معماری سنتی و بومی پایدار مانده است، سنت برپایی گهنبار در خانه‌ها پابرجاست. اهل خانه از مدتی پیش از زمان گهنبار، در تدارک آن می‌کوشند. لُرک و خوراکی‌های لازم برای گهنبار را تهیه می‌کنند، یک روز پیش از گهنبار خانه را جارو و آب‌پاشی می‌کنند، گل‌سفید در «پِسکَمِ‌مَس»(14) و بیرون خانه می‌پاشند و سفره‌ی گهنبار را در پسکم‌مس می‌گسترانند و آنچه برای مراسم مذهبی بایسته است، در آن قرار می‌دهند. موبد با باشندگی مردم روستا در یکایک خانه‌هایی که در آنها گهنبار برگزار می‌شود، حاضر می‌شود. موبد در پسکم‌مس به کنار سفره‌ی گهنبار می‌نشیند، باشندگان در حیاط و دیگر اتاق‌های خانه می‌نشینند. موبد با صدایی رسا نام درگذشتگانی را که گهنبار به‌یاد و دهش او برگزار می‌شود را اعلام می‌کند. سپس با فرمان موبد باشندگان به‌پا می‌خیزند و هماهنگ با موبد رو به‌سوی روشنایی می‌کنند و هم‌آوا با موبد اوستا می‌خوانند و «کُشتی»(15) تازه می‌کنند.  
با اشاره‌ی موبد یکی از بانوان که در تدارک خوراکی سنتی است، اقدام به تهیه‌ی «سیر و سداب»(16) می‌کند و پس از فراهم شدن آن را در کاسه‌ای روزین یا مسی می‌ریزد و به پسکم‌مس می‌آورد. موبد نیایش‌های بایسته آیین گهنبار(:جشن‌خوانی) را می‌سراید و همزمان میوه‌های درون سینی را به اندازه‌های مناسب می‌برد. در پایان جشن‌خوانی از میهمانان با میوه و لُرک پذیرایی می‌شود. این آیین در تهران و کرمان بیشتر در آتشکده یا تالارهای مجاور آن به صورت همگانی برگزار می‌شود.
سومین جشن و مراسم مذهبی زرتشتیان که در فصل پاییز برگزار می‌شود، «جشن آبان‌گان» است. این جشن به روز آبان‌ایزد و آبان‌ماه در گاهنمای زرتشتی برابر با 4آبان در تقویم خورشیدی برپا می‌شود. واژه‌ی «آب» از «آپ» اوستایی گرفته شده و به همین گونه در زبان پهلوی رواج داشته است. صیغه‌ی جمع این واژه به‌صورت «آپان»(:آبان) نام هشتمین ماه سال و دهمین روز ماه در گاهنمای زرتشتی است. پاسبانی این ماه و این روز به فرشته‌ی نگهبان آب‌های روان و ایستا و دریاها و رودها و چشمه‌سارها، «آناهیتا»(17) سپرده شده است. در روز این جشن در روستاهایی که هنوز آب روان در جوی قنات وجود دارد، زرتشتیان آن محل به‌ویژه بانوان به کنار آب روان می‌روند و با خواندن بخشی از اوستا نامور به «آبزور»(:آبان‌یشت) که در احترام به آب اهوراآفریده سروده شده، به سپاس‌گذاری از آفریدگار جهان می‌پردازند. در شهرهای بزرگ چون تهران این جشن در تالارهای مجاور آتشکده با برگزاری سخنرانی پیرامون فلسفه‌ی جشن‌ها به‌ویژه نقش آب در زندگی انسان، برگزار شده و با برنامه‌های شاد پی گرفته می‌شود.
در روایات تاریخی از جمله رویدادهایی که در این روز صورت پذیرفته، حادثه‌ای است که به روزگار جنگ‌های میان ایرانیان و تورانیان باز می‌گردد. به فرمان «افراسیاب» کاریزها و نهرهای آب ویران و پُر شد. در برابر این ویرانگری افراسیاب تورانی، «زو» پسر تهماسب فرمان داد تا آن کاریزها را آباد و لایروبی کنند. پس از این اقدام و مرمت آب راهه‌ها، بار دیگر آب در کاریزها روان گردید و مردم بالندگی آب‌ها را جشن گرفتند. دیگر آن‌که می‌گویند در این روز مردم از خبر سرنگونی «ضحاک» به دست «فریدون» آگاهی یافتند. از آن پس مردمان دورانی دراز ایمن و آسوده خاطر به کار و زندگی خود پرداختند. انگیزه‌ی دیگر که برای برگزاری این جشن یاد می‌کنند پایان پذیرفتن خشکسالی است که هشت‌سال به درازا کشید. در این خشکسالی 8ساله در ایران باران نبارید و بر اثر این مصیبت، خشکسالی و قحطی به‌وجود آمد. بسیاری از مردم تلف شدند و بسیاری ترک شهر و دیار کردند و به سرزمین‌های دیگر روی نهادند. سرانجام پس از 8سال در چنین روزی باران بارید و خشکسالی و بیماری و ناداری و رنج از میان رفت. به‌همین جهت مردمان این روز را گرامی داشته و هرسال به جشن و سرور و شادمانی پرداختند.
چهارمین جشن و مراسم مذهبی زرتشتیان که در فصل پاییز برگزار می‌شود، «جشن آذر‌گان» است. جشن آذرگان در روز آذرایزد و آذرماه در گاهنمای زرتشتی برابر با 3آذر در تقویم خورشیدی برگزار می‌شود. واژه‌ی «آذر» که در گویش فارسی به‌صورت «آتش» بیان می‌شود، یکی از عناصر چهارگانه‌ی جهان آفرینش نامور به «چهار آخشیج»(18) است. زرتشتیان همواره آتش را به‌عنوان بهترین و سریع‌ترین عنصر پاک کننده، گرامی داشته‌اند. بهدینان از آن روی که پرستش سوی خود را «روشنایی»(نور) می‌شمارند برای نیایش و ستایش اهورامزدا به آتشکده یا مکانی که روشنایی وجود دارد، روی می‌آورند.
در روز جشن‌آذرگان زرتشتیان با لباسی آراسته و تمیز به آتشکده می‌روند و پس از بجای آوردن نیایش‌های روزانه، همراه با موبدان با خواندن اوستای «آتش‌نیایش» به سپاس‌گذاری از پروردگار جهان‌آفرین می‌پردازند و «ایزد آذر»(:فرشته‌ی نگهبان آتش) را گرامی می‌دارند. برگزاری جشن‌آذرگان هم‌اکنون بر دوش انجمن‌موبدان است و همه ساله به کوشش انجمن‌موبدان در این روز زرتشتیان گردهم می‌آیند و با برپایی آیین‌های مذهبی و برنامه‌های شاد، جشن‌آذرگان را برگزار می‌کنند.
پنجمین و آخرین جشن و مراسم مذهبی زرتشتیان که در فصل پاییز برگزار می‌شود، آیین‌های «شب چله» است. «چله» که برخی برای نامیدن آن از واژه‌ی غیرایرانی «یلدا» بهره می‌گیرند، آیینی است که در بلندترین شب سال صورت می‌پذیرد. در روزگار باستان، پیش از ظهور اَشوزرتشت مردمانی که در فلات‌ایران می‌زیستند، بیشتر زندگی خود را به کشاورزی و دامپروری می‌گذراندند. در نگاه این مردمان ساده‌دل تضادهای موجود در طبیعت چون سپیدی و سیاهی، روشنایی و تاریکی، روز و شب، گرما و سرما جلوه‌هایی از نیروهای خیر و شر شمرده می‌شد. برای این مردمان روز، روشنایی و گرما چون هنگام کار و کوشش، خوشی و بالندگی بود، عزیز و گرامی، و در مقابل شب تاریک از آن جهت که مترادف با توقف کار، گسترش تاریکی و سرما و نیز فرورفتن جهان در ظلمت بود، زیان‌آور شمرده می‌شد. اینان در شب‌های سرد زمستان گردهم می‌آمدند و آتش می‌افروختند تا روشنایی را افزون سازند. هنگامی که درازترین شب سال یعنی آخرین شب از ماه آذر فرا می‌رسید، به انگیزه‌ی این‌که از فردای آن شب، روشنایی بیشتر و روزها درازتر خواهد شد، گرد هم آمده، شادی می کردند.ایرانیان، میوه‌هایی را که تا آن زمان سالم مانده بود با خشکبار و خوراکی‌های دیگر فراهم می‌کردند و در شب‌چله تا پاسی از شب را با شادی و سرور می‌گذراندند.
اکنون نیز زرتشتیان در شب‌چله که آخرین شب از ماه آذر است، گرد هم می‌آیند. خویشان و آشنایان یکی از خانه‌ها را برای گرد هم آمدن انتخاب می‌کنند. آنها بیشتر خانه‌ی «بامس‌ها» و «ممس‌ها»(پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها) را برای این کار ترجیح می‌دهند. هر خانواده میوه‌هایی مانند خربزه، سیب، بِه، انگور و به‌ویژه هندوانه و انار که رنگ سرخ دارند را تهیه می‌کنند و با خود به جشن شب چله می‌آورند. رنگ سرخ، رنگ آتش و رنگی است که هنگام رفتن و فراز آمدن آفتاب در غروب و سپیده‌دمان در سینه‌ی آسمان دیده می‌شود و در فرهنگ ایرانیان‌باستان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده. میهمانان شب‌چله تا پاسی از شب همه دور هم می‌نشینند و با خوراکی‌هایی چون شیرینی، شربت و میوه از باشندگان پذیرایی می‌شود. ممس‌ها داستان‌های شیرین روزگاران گذشته را برای بچه‌ها تعریف می‌کنند و بامس‌ها داستان‌هایی از شاهنامه را می‌خوانند. همه با شادی و سرور، جشن شب‌چله را پشت‌سر می‌گذارند. با فرا رسیدن «گاه‌اُشیهن»(19) همگی همازور شده و در نیایش دستجمعی هم‌بهره می‌شوند. گاهی برگزاری جشن شب‌چله را تا سپیده‌دم ادامه می‌دهند و گروهی زایش نور پس از شبی تیره را به تماشا می‌نشینند.

دین و دینداری افزون باد

هیچ نظری موجود نیست: