در مورد خلاقیت و خلاق بودن در کتابهای مختلف، راه حل های متفاوتی پیشنهاد شده است. مثلاً در کتاب "قدرت ذهن در قرن 21" نوشته جان کئو شش شیوه گفته شده که بنظرم غیر از مورد دوم که به توضیح نیروی پرسش می پردازد بقیه موارد بی اهمیت یا خیلی کم اهمیت هستند ؛ قصد ندارم این شش شیوه را عنوان کنم اما پیرامون مورد دوم که بنظرم در خلاقیت، نقش اصلی و اساسی را ایفا می کند و بنظر من تنها دلیل خلاقیت، پرسش است ؛ توضیحاتی می دهم. امیدوارم این نوشته برای کسانی که فکر می کنند خلاق نیستند راه گشا باشد اگر چه وقتی در یک پژوهش که به مقایسه افراد خلاق و غیر خلاق می پرداخت معلوم شد که تنها تفاوت افراد خلاق و غیر خلاق این است که " افراد خلاق عقیده دارند که خلاق هستند و افراد غیر خلاق خیال می کنند که خلاق نیستند!"
« نکته مهم آن است که هرگز دست از پرسش نکشیم. وجود کنجکاوی در بشر بی دلیل نیست انسان نمی تواند به رازهای ابدیت، زندگی، و ساختار باشکوه واقعیت بیندیشد و دچار اعجاب نشود. کافی است انسان هر روز مختصری از این راز را درک کند. هرگز کنجکاوی مقدس را از دست ندهید. » آلبرت انیشتین
دوستداران آنتونی رابینز واقف هستند که او در مورد نیروی پرسش چه عقایدی دارد. او می گوید مغز شما همانند جن یا غول افسانه ای هر چه را که از او بخواهید برای شما فراهم می سازد و کامپیوتری که ظرفیت حافظه اش به اندازه مغز انسان باشد دو برابر ساختمان مرکز بازرگانی جهانی حجم خواهد داشت! این قطعه بافت خاکستری رنگ که وزن آن به 5/1 کیلوگرم هم نمی رسد می تواند در یک آن چنان قدرتی برای حل مشکلات به شما بدهد که هیچ یک از دستاوردهای صنعتی بشر در طول تاریخ قادر به آن نبوده اند.
آیا شما فردی کنجکاو هستید و دائماً هر چیزی را مورد سوال قرار می دهید؟ اگر اینطور است خلاق هستید اما آنچه که من در دوستان و نزدیکانم می بینم چیزی غیر از این است. ما دائماً با مردمی سرو کار داریم که هر چه را ببینند یا بشنوند بدون هیچ پرسشی می پذیرند این است که وقتی می گویم همه ما مثل گوسفندانی بدنبال گله راه می افتیم بعضی از دوستان به من خرده می گیرند در عین حال باید بخاطر داشته باشیم ما زمانی نتیجه ای متفاوت از بقیه می گیریم که راهی را برویم که متفاوت از دیگران باشد بعبارت دیگر تا زمانیکه شما مثل عامه فکر کنید سرنوشتی مثل عامه خواهید داشت و نتیجه ای را خواهید گرفت که عامه می گیرند.
نسبت به هر چیزی که در اطراف خود می بینید کنجکاو باشید و " کنجکاوی مقدس " را از دست ندهید.
البته استاد پرسیدن سوال کودکان هستند بچه ها تا بزرگ شوند ما را با میلیون ها سوال خود بمباران می کنند چرا چنین می کنند آیا قصدشان این است که ما را دیوانه کنند؟! آیا تا بحال یک کودک که بتواند صحبت کند را دیده اید؟ او در مورد همه چیز سوال می کند او می خواهد چرایی هر چیزی را بداند اما پدر و مادر از دست او خیلی زود خسته می شوند و مستقیم یا غیر مستقیم به او می گویند که از دست سوالات پی در پی او به ستوه آمده اند. کودک انسانی می فهمد که سوال کردن، او را به درد سر می اندازد و بهتر است سوال نکند چون پدر و مادر که در آن سن برای او حکم خدا را دارند ناراحت می شوند. متاسفانه سیستم مدارس ما هم دارای اشکالات فراوانی است (جمعیت زیاد کلاس های درس، وجود سیستم تنبیهی و گاهاً همراه با تنبیه بدنی، درس های خشک و مبتنی برحفظیات)؛ آگاهی بسیار کم معلمین از علم روانشناسی باعث از بین رفتن قوه خلاقیت کودکان می شود. سیستم مدارس و دانشگاهها به چه منظوری طراحی شده است سوال بسیار خوبی است؟ اصولاً چرا چنین سیستمی برای دولت مفید است؟ آیا فقط ایران دارای چنین سیستمی است یا در بقیه مناطق دنیا هم چنین سیستمی وجود دارد؟ آیا این سیستم و این نحوه آموزش برای تربیت کارمندانی فرمان بردار پی ریزی شده است یا رهبرانی کارآمد؟؟؟؟؟؟؟
سوالات پی در پی بپرسید و چرایی هر چیزی را در بیاورید این گونه میتوانید خلاق شوید. اگر می بینید کسی از شما موفق تر و خلاق تر است دلیل آنرا در نیروی پرسش جستجو کنید. سوالات متفاوت، ارزیابی متفاوت ایجاد می کند و ارزیابی متفاوت، تصمیمات متفاوت را موجب می شود و همانطور که در زندگینامه تونی رابینز می خوانیم او تفاوت افراد موفق و ناموفق را در سه چیز می داند که یکی از آنها، تصمیمات متفاوت افراد موفق است که باعث میشود آنها همواره در جاده موفقیت قرار داشته باشند.
در مورد جادوی سوال چند تا کتاب که بنظرم از بهترین ها هستند:
1- بسوی کامیابی 2 اثر جاودانه تونی رابینز. که یک کتاب استثنایی در زمینه تحول فردی و موفقیت است. البته هر سه جلد این مجموعه کتابهای مرجعی در زمینه موفقیت یه حساب می آیند و شما هر کتاب موفقیت دیگری را که از دیگر نویسندگان می خوانید یه جورایی برگرفته شده از موضوعات و مطالب این کتابها هستند. دوستانی که جلد اول بسوی کامیابی با عنوان نیروی بیکران را مطالعه کرده اند می دانند که من چه می گویم خودم دو سه سال است که این کتاب را در دست دارم و فکر می کنم یه ده بیست سالی هنوز باید آنرا بخونم!
2- مهارت در بازی زندگی اثر دیگری از عشق من تونی رابینز. اگر چه با مطالعه این کتاب متوجه می شوید که ناشر برای حجیم کردن کتاب مطالبی از مجموعه بسوی کامیابی را به آن اضافه کرده اما همچنان ارزش و اهمیت خود را حفظ کرده است چرا که حاوی چند فصل فوق العاده موثر در زمینه راهکارهای موفقیت است. در این کتاب با ناگفته های تونی که جای دیگر نمی توانید پیدا کنید آشنا خواهید شد.
3-قدرت ذهن در قرن 21نوشته جان کئو. در این کتاب( اگرچه نمیدونم چرا این کتاب از صفحه 33 شروع شده! وقایع نادری که فقط بدست ناشرین ایرانی اتفاق می افته) با موضوعات و مطالبی تقریباً متفاوت از مطالبی که در کتابهای رابینز بدان اشاره شده آشنا خواهید شد. این کتاب بیشتر به جنبه های ذهنی و ماورایی موفقیت شامل ضمیر ناخودآگاه و تصویر سازی ذهنی و ... می پردازد. ( البته تونی در این زمینه توضیحاتی داده اما بنظر من بدلیل نقش با اهمیت این موارد در موفقیت باید مطالب کامل تری را از دیگر کتابها پیدا کنیم. کتابهای بهتری هم سراغ دارم که شاید در مقاله دیگری خدمت دوستان معرفی کردم)
4- ده فرمان برای حرمت به خویشتن نوشته دکتر کاترین کاردینال. این کتاب با این عنوان منتشر شده اما در واقع شامل دو بخش کاملاً غیر مرتبط با یکدیگر است. در بخش دوم این کتاب یک استاد دانشگاه سوالاتی را مطرح می کند که شما با مطالعه آن حس خواهید کرد، دریچه ای رو به خلاقیت در ذهن شما باز شده است. لازم به ذکر است که کتاب این استاد دانشگاه در امریکا بسیار معروف است.
یک ضرب المثل قدیمی امریکایی می گوید: آنکه نتواند بپرسد، نمی تواند زندگی کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر