۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

هويت ( قسمت دوم)

شارل دوگل :" كارهاي بزرگ تنها از مردان بزرگ ساخته است و مردان، هنگامي بزرگ مي شوند كه بخواهند."
بر روي بدنش اثري از آزار و شكنجه نبود. كمونيست هاي چيني او را بيش از بيست ساعت در اتاقك كوچكي زنداني كرده بودند، اما نسبت به او هيچ خشونتي نشده بود و حتي يكي دو سيگار هم به او تعارف كرده بودند و همين رفتار مودبانه باعث شده بود كه اين افسر آمريكايي با دست خودش سندي را امضا كند كه پرده از فساد و بي عدالتي در جامعه سرمايه داري آمريكا برمي داشت و برتري اخلاق و انسانيت را در رژيم كمونيستي مورد تحسين قرار مي داد. مهم تر اينكه اظهارات او در اردوگاه اسراي آمريكايي و ساير اردوگاههاي كره شمالي پخش شده بود و نيروهاي آمريكايي مستقر در كره جنوبي نيز آنرا شنيده بودند و مي ترسيدند كه بعداً اسرار نظامي  را هم فاش كند، بر روحيه ساير اسراي جنگي اثر بگذارد و با شدت بيشتري كشور متبوع خود را محكوم كند.
چه عاملي باعث شد كه اين شخص جهان بيني خود را بكلي معكوس كند و عقايدي را كه در طول زندگي، كم كم در مغز او تزريق كرده بودند ناگهان كنار بگذارد؟ چه علتي داشت كه ارزش هاي قبلي مورد قبول خود، يعني چيزهايي كه او را به همكاري با ارتش جلب كرده بود دور بريزد؟ كدام عامل است كه تغيير آن، افكار، احساسات و اعمال انسان را از ريشه دگرگون مي كند؟ براي درك اين علل بايد بدانيم كه او را در مسيري قرار دادند كه هويت خود را از دست داد و هويت تازه اي پيدا كرد و لذا رفتار او منطبق بر تصوير ذهني تازه اي بود كه از خود داشت.
هويت دقيقاً چيست؟ بزبان ساده عبارت از اعتقاداتي است كه براي بيان شخصيت خود و آنچه كه ما را از ديگران متمايز مي سازد، از آنها استفاده مي كنيم و احساس اعتمادي كه به هويت و شخصيت خود داريم مرزها و محدوديت هايي را بوجود مي آورد كه در چارچوب آنها زندگي مي كنيم. توانايي شما داراي مقدار ثابتي است، اما هويتي كه براي خود قائل هستيد موجب مي شود كه بخش معيني از آن توانايي را بكار گيريد. مثلاً اگر اطمينان داشته باشيد كه فردي غير عادي و فوق العاده هستيد، در آنصورت منابعي در شما فعال مي شود و رفتارهايي از شما سر مي زند كه با آن هويت سازگار باشد. كافي است خود را خشن يا برنده بدانيد و بلافاصله به بخش معيني از قابليت هاي خود دسترسي پيدا كنيد. همه ما بر اساس تصويري كه از خويشتن داريم عمل مي كنيم خواه اين تصوير دقيق باشد خواه نباشد.
اگر كسي عقيده داشته باشد كه مصرف كننده مواد مخدر است، اين شخص مي تواند تغييري در خود ايجاد كند. ممكن است ترك عادت مشكل باشد اما قابل انجام است و مي تواند پايدار بماند. برعكس كسي كه خود را معتاد مي داند معمولاً به اعتياد خود برمي گردد ولو اينكه هفته ها و يا ماهها از مصرف مواد مخدر خودداري كند زيرا اعتياد را جزو هويت خود بحساب مي آورد. او تنها مصرف كننده مواد مخدر نيست بلكه معتاد به مواد مخدر است. اگر انسان به چيزي ايمان پيدا كند تمام دلايلي را كه مخالف اعتقاد او باشد نشنيده مي گيرد و يا در مقابل آنها به دفاع برمي خيزد. اين شخص بصورت ناخودآگاه نمي تواند تغييري درازمدت را باور كند و اين عاملي است كه حاكم بر رفتارهاي او مي شود. اگر ندانيد چه كسي هستيد چگونه مي توانيد تصميم بگيريد كه چه عملي را انجام دهيد؟ چگونه مي توانيد ارزش هاي خود را منظم كنيد اعتقادات تازه اي پيدا نماييد و يا قوانين تازه اي را وضع كنيد؟ چگونه مي توانيد قضاوت كنيد كه چه چيزي خوب يا بد است؟ بزرگترين مشكل كسي كه خود را معتاد مي داند اين است كه چگونه خود را تغيير دهد. اگر خود را درمان شده بداند در اين صورت هويت او عوض نمي شود، بلكه وضعيت فعلي خود را مشخص مي كند. اگر خود را غير معتاد نيز بداند تفاوتي نمي كند زيرا آن هم بنظر موقتي و گذرا مي آيد و هنوز در تعريف شخصيت خود به كلمه اعتياد توجه دارد. وقتي اين شخص ايمان يابد كه بكلي پاك شده است و اكنون يك نفر مسلمان، مسيحي يا زرتشتي است و يا اينكه خود را راهنما و يا هر چيز ديگري غير از معتاد بداند، در آنصورت است كه رفتار او تغيير مي كند. هر گاه درباره هويت خود اعتقاد تازه اي پيدا كنيم رفتار ما نيز براي تغيير هويت تازه تغيير مي كند.همين امر در مورد كسي كه اضافه وزن دارد و خود را چاق مي داند نيز صادق است. اين شخص ممكن است رژيم بگيرد و در مدت كوتاهي وزن خود را كم كند، اما دوباره بحالت اول برمي گردد. زيرا احساس اطميناني كه درباره هويت خود دارد رفتارهاي او را رهبري مي كند تا اينكه اين رفتارها دوباره در هويت او ثابت شوند. تنها راه ايجاد تغييرات پايدار براي فرد معتاد اين است كه ايمان او را از "من معتاد هستم" به " من سالم هستم" تغيير دهيم. هويت تازه هر چه باشد نبايد مواد مخدر در آن جايي داشته باشد. اگر مواد مخدر را به او تعارف كنند نبايد با خود بينديشد كه آن را مصرف بكند يا نكند، بلكه با ايمان مطلق بايد بگويد" من اين كاره نيستم، در گذشته بودم."همچنين كساني كه اضافه وزن دارند بايد هويت خود را از چاق به شخصي شاداب، سالم و ورزشكار تغيير دهند.در مدارس نيز معلم، نبايد دانش آموزان ضعيف را با كلمه " تنبل" خطاب كند چون دانش آموز كليه اعتقادات و ارزش هاي خود را با هويت تنبل تطبيق خواهد داد و براي او برگرداندن اين هويت القايي معلم به "زرنگ"، غير ممكن خواهد شد زيرا همواره محيط در رفتار ما تاثير مي گذارد و آنرا تحت الشعاع قرار مي دهد. چه عيب دارد معلم بجاي بكار بردن كلمه تنبل از دانش آموز ضعيف، بعنوان كسي كه هنوز استعداد خود را كشف نكرده است يا كسي كه خود را نشناخته است، نام ببرد.
زماني كه آنتوني رابينز در دبيرستان مشغول تحصيل بود يكي از معلمانش به او گفت كه استعداد زيادي در سخنراني دارد و بايد به تقويت استعدادش بپردازد. توني در يكي از مصاحبه هاي خود ماجرا را چنين نقل مي كند:" آقاي كوب، معلم تاريخ من در دبيرستان استعداد مرا كشف كرد.بعد از آنكه سخنراني من در كلاس تمام شد بطرفم آمد. من قبلاً هرگز سخنراني نكرده بودم. او به من گفت: مي خواهم تو را بعد از كلاس ببينم.گمان مي كردم كه از دست من عصباني است چون در حين سخنراني كلي مسخره بازي درآورده بودم.بعد از كلاس آقاي كوب مرا به كناري كشيد و گفت: تو فوق العاده اي تو يكي از بهترين سخنران ها خواهي شد. از او پرسيدم شما حالتان خوب است؟ او جواب داد: به تو مي گويم كه خواهي شد. دلم نمي خواهد كه تا سال بعد معطل بماني ، مي خواهم آخر همين هفته در يكي از مسابقات سخنراني شركت كني. بنظرم تو همان سخنران هستي كه مي تواني هر كسي را مجاب كني."توني رتبه اول سخنراني را بدست آورد. آن موقع نفهميد ولي همين تجربه سرنوشت او را در آينده رقم زد.

هیچ نظری موجود نیست: