۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

آیا از قضاوت دیگران می ترسید؟

اگر از خود بپرسید:"نظر دیگران درباره ی من تا چه اندازه اهمیت دارد؟" شاید ذهنتان پاسخ گوید:"نه چندان" ولی عواطفتان شاید پاسخی کاملا متفاوت داشته باشند. شاید منتقد درون نیرومندی داشته باشید که مدام به خاطرتان می آورد که از نظر دیگران چگونه به نظر می رسید. حتی شاید این احساس را در شما بوجود آورد که دیگران مدام شما را زیر ذره بین قرار می دهند و مراقب رفتارتان هستند.
واقعیت این است که همه ی ما تا حدودی به نظری که دیگران درباره ی ما دارند اهمیت می دهیم. بسیاری از ما این امر را در کودکی آموخته ایم. والدین ما با نظری انتقادی به ما می نگریستند و ما هم سعی می کردیم مطابق انتظارهای آنها زندگی کنیم.آموزگارانمان با نظری انتقادی نگاهمان می کردند و می کوشیدیم نمایانگر درسها و آرمانهایشان باشیم. دوستانمان نیز بی نهایت ایرادگیر بودند و سخت تلاش می کردیم تا حد امکان با آنها منطبق باشیم و همچنان فردیت خود را حفظ کنیم.
وقتی ارج نهادن به خویشتن را می آموزیم، این توانایی را می یابیم که عقاید دیگران را در جایگاه راستین خود قرار دهیم آنگاه می توانیم بجای آزار دیدن از عقاید دیگران از آنها بیاموزیم. آنوقت می توانیم اشخاصی را که مسائل خودشان را به ما فرا فکنده اند از اشخاصی که حقیقتاً صلاح و مصلحت ما را در نظر دارند تمیز بدهیم.آنگاه می توانیم به پند و اندرز دیگران گوش دهیم و تصمیم بگیریم کدام بخش آن برای خودمان مناسب و سزاوار است و به آسانی مابقی را فراموش کنیم.
تشخیص انتقاد سالم از انتقاد ناسالم حائز اهمیت بسیار است. تفاوت اصلی انگیزه ی میان آندو است، بیشتر افراد آزادانه به انتقادی می پردازند که اساساً دارای محتوای منفی است. دوست واقعی پند و اندرز سازنده ای می دهد که به رشد و بهبود ما کمک می کند. اگر به خود حرمت بگذارید خواهید توانست به آسانی حرف منفی بافان و نکوهش گران را نادیده بگیرید. سرانجام یاد خواهید گرفت که به ندای ضمیر درونتان گوش فرا دهید. روزولت گفته است: کاری را انجام بده که قلبت می گوید چراکه بهر حال مورد انتقاد قرار خواهی گرفت.
افراد موفق و رهبران ما کسانی هستند که دارای چهارچوبهای مرجع درونی هستند. رهبری که بخواهد قبل از هر اقدامی مرتباً از اشخاص نظرخواهی کند رهبر نخواهد بود.
تونی در این خصوص عنوان می کند که افراد دو دسته اند: گروهی دارای معیارهای بیرونی هستند یعنی برای انجام هر کاری دائماً باید تایید دیگران را بگیرند چراکه از قضاوت دیگران می ترسند. گروه دیگر دارای معیارهای درونی هستند یعنی آنها خودشان می دانند که کارشان خوب بوده است. این افراد اگر ساختمانی را بسازند که تمام جوایز معماری را ببرد و همه از آن تعریف کنند ولی خودشان از آن خوششان نیاید با هیچ معیار خارجی قانع نمی شوند که کار بزرگی انجام داده اند برعکس ممکن است شروع به انجام کاری کنند که دیگران شروع به انتفاد منفی از آنها کنند اما خودشان آنرا مهم تلقی کنند و حتی به خود افتخار کنند که آن کار را انجام داده اند و از این بابت نسبت به دیگران احساس برتری کنند.
نکته حائز اهمیت این است که این چهارچوبهای ذهنی در اثر مرور زمان تقویت می شوند و شما می توانید با تمرین، از چهارچوبی با معیار بیرونی به چهارچوبی ذهنی با معیار درونی تغییر رویه بدهید.

هیچ نظری موجود نیست: