همه می دانند که هوش کلید یافتن وبر آوردن کردن اهداف شما است . پس چکونه است که بعضی افراد با هوش بالا در کار وزندگی IQشکست می خورند و چرا غالب زندانیان جرائمی همچون آدم ربایی , سرقت هواپیما ربایی اختلاس , .... از افراد باهوش و با بالا هستند ؟
در ابتدا لازم است مختصر تعریف از هوش ارائه کنیم و پس از شناخت هوش علت شکست افراد با هوش را مورد بررسی قرار بدهیم .
بعضی ها هوش را سرعت و کارایی یادگیری معرفی کرده اند که این قسمت هوش قابل افزایش است و بعضی هوش را دستیابی اهمیت ویژه ای قائل شده اند , بیشتر و سریعتر به هدف می دانند در تعریف انواع هوش برای IQ اهمیت ویژه ای قائل شده اند .
ضریب عاطفه EQ
هوش عاطفیEI
هوش چند گانه رایج ترین اصلاح هستند . MI
گروهی از محققان دانشگاها هاروارد تریج گران نظریه هوش چندگانه بودند و در ابتدا هفت نوع و سالها بعد نوع هشتم و نهم (هنوز تائید نشده است ) هوش را مشخص کرده اند
(1)هوش کلامی – محاوره ای : که نویسندگان , شعرا و سخنرانان از این نوع هوش بهره مند هستند .
(2)هوش منطفی – ریاضی : که شامل توان کار با اعداد و درک ارتباط بین کوچکترین اجزا اطلاعات می شود
(3)هوش تصور وتجسم : این هوش به هنرهای بصری مثل نقاشی , طراحی , مجسمه سازی , و کار هایی مثل دریانوردی , نقشه برداری و معماری می پردازد.
(4)هوش جسمی – حرکتی :این نوع هوش توانایی استفاده از حرکات بدن و برای ظاهر ساختن احساسات مانند عاطفه یا کارهای مثل رقص , ورزش و شنا و رانندگی با اتومبیل در ارتباط هستند که به آن زبان جسم می گویند .
(5)هوش موسیقیایی- آهنگین : که توانایی تشخیص الگو های آهنگین و حساسیت به صدا های محیط اطراف مخصوصا صدای انسان و آلات موسیقی می باشد.
(6)هوش درونی :روی خود آگاهی و وجود فرد تمرکز دارد وبه عکس العمل ها روحی , کنترل عواطف , آگاهی معنوی و شعور همراه است و گاهی شامل توانایی دید وقایع از بعدی دیگر و نیز توانایی بیان افکار و احساسات فردی می شود که این را هوشیاری برتر می نامند و این هوش در فیلسوف ها , روانپزکان و روحانیون دیده می شود . این افراد قادر به کنترل احساساتشان می باشند و یا حس خوبی در مورد خودشان دارند و می دانند که در کدام گروه از طبقات اجتماعی قرار دارند و با اعتماد به نفس بالایی که دارند می دانند چگونه بین مردم مقبول جلوه کنند .
آنها می فهمند چه می خواهند و چه چیزی برایشان مهم است و بر 3 اصل پافشاری دارند 1- خود شناسی 2- شناخت آنچه می خواهند 3- شناخت آنچه برایشان مهم است.
(7)هوش ارتباطی: این هوش شامل توانایی برقراری ارتباط موثر و کار با دیگران می شود که گاهی شامل ((هم دردی ))
یا ((درک احساس )) دیگران نیز می شود . توانایی درک و خواندن افکار دیگران یک وجه مهم هوش ارتباطی است که در مشاورین , مدیران , رهبران موفق دیده می شود .
این هوش که گاهی آن را هوش اجتماعی نیز می نامند شامل چهار مورد است :
الف ) درک دیگران : شناخت و درک احساسات دیگران و در واقع یعنی دیدن دنیا از چشم دیگران که با جملاتی مثل ((میتوانم تصور کنم که چه احساسی دارید)) آنرا بروز می دهیم .
(ب) کفایت اجتماعی : این مهارت به برقراری ارتباط به فرهنگ های متفاوت و تحمل افرادی که از هر جهت با شما فرق دارند بسط می یابد و معمولا به کسی که کفایت اجتماعی دارد می گوئیم : او با هر کسی می تواند کنار بیاید یا واقعا دوست داشتنی است .
(ج) درک ارتباط: که طریقه هوشمندانه یک ارتباط موفق را نشان می دهد به نحوی که رابطه به نفع شما باشد نه بر علیه شما واحساس ارزشمند بودن برای کسی مورد توجه شما است ایجاد کند
(د) چگونگی درک رابطه : که از طریق تطبیق دادن خود با دیگران یا تولید مفهوم همسانی که اغلب اوقات با جمله ((او با من جور است ))یا ((او مثل من است)) همراه است .
(8)هوش عاطفی(EQ) : بزرگترین عاملی است که محدوده هوش را متاثر می کند EQ یا هوش عاطفی است که خیلی ها معتقدند EQ همان حس ششم است .
EQ شامل انواع هوش چند گانه می شود به خصوص هوش درونی و ارتباطی
ضریب هوشی EQ شامل مهارت های عمومی و قدرتهای عاطفی مورد نیاز برای زندگی بهتر بدون توجه به سطح تحصیلات و IQ می باشد و قابلیت ارتقا آن بسیار زیاد است .
این شاخه عبارت است از :
1- شناخت عواطف خود
2-کنترل عواطف خود
3- خود انگیزی (یعنی خود به خود به طرف هدف مورد نظرتان کشیده شوید )
4- کشف عواطف دیگران
5- کنترل ارتباطات به نحوی که پیام های بی صدای اجتماعی را که نشان دهنده نیاز یا خواست دیگران است درک می کند
حال که جوانب مختلف هوش را شناسایی کردیم به علت شکست افراد با IQ بالا می پردازیم
علت شکست افراد با IQ بالا صرفا EQ پایین آنهاست
IQ بالا در کنار EQ به ما کمک می کند که رابطه به نفع ما باشد نه بر علیه ما و راه استفاده کردن از فرصت های انسانی که یک شاخصه هوش بالا است و می تواند عامل موفقیت در مقاطع مختلف زندگی شود را به شما نشان می دهد این راه متفاوت از راهی است که عموم مردم از آن استفاده می کنند چرا که اکثر نوابغ به طریقی با کمک EQ قوانین را نقص می کنند و راه هوشمندانه ای که احتیاج به تلاش کمتری دارد بر می گزینند ومشکلات خود را حل می کنند .
مشکلات برای شما به این دلیل مشکل هستند که ضمیر خود آگاه یا هوش استدلالی شما (IQ) برای آن راهی مستقیم و منطقی سراغ ندارند با این ترتیب مشکلات خود را به کمک EQ به ضمیر نا خود آگاه بی زبان , کودک صفت وساده لوح بدون دخالت نیم کره چپ منطقی و عقل ((کل )) مغز واگذار کنید آنگاه راه را یافته به اهداف مورد نظرتان خواهید رسید و این تنها روش بی دردسر است که خیلی از افراد موفق به کار می برند و در کار و زندگی موفق می گردند و ثروتهای مادی و معنوی و علمی جهان را به خود اختصاص می دهند .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر