روز بعد صبح که همگی از خواب بیدار شدیم در همان خانه ای که اجاره نموده بودیم صبحانه خوردیم بعد از چند روز دلت هوس طعم و غذایی ایرانی می کند بد جور ما صبحانه تخم مرغ و پنیر خوردیم و چای و بعد گفتیم تا شب که مراکز تفریحی شروع بکار می کنند بریم گشتی بزنیم در ایام عید در ارمنستان پر است از ایرانی و کلوبهای ایرانی فراوان به اسم پارتی ایرانیان رقص ایرانی مهمانی ایرانی بزم ایرانی و ...
همان سر خیابان یک تاکسی گرفتیم راننده در برخورد اول خیلی خونگرم بود و آواز ایرانی مقداری بلد بود و بعضی از جملات فارسی بالاخره باما ارتباط برقرار نمود و از ایران تعریف می کرد و خواننده های ایرانی را میشناخت بما پیشنهاد داد که از دریاچه سوان دیدن کنیم و گفت حاضر است ما را دربست ببرد و مبلغی که گفت به پول ایران سی هزار تومان میشد و مبلغ خوبی بود ما هم گفتیم بیکاریم بریم غروب برمی گردیم و بکارهای دیگمون هم می رسیم نمی دانستیم چه اتفاقاتی قرار بیافته راه افتاد و وارد خارج شهر شد
ادامه دارد
همان سر خیابان یک تاکسی گرفتیم راننده در برخورد اول خیلی خونگرم بود و آواز ایرانی مقداری بلد بود و بعضی از جملات فارسی بالاخره باما ارتباط برقرار نمود و از ایران تعریف می کرد و خواننده های ایرانی را میشناخت بما پیشنهاد داد که از دریاچه سوان دیدن کنیم و گفت حاضر است ما را دربست ببرد و مبلغی که گفت به پول ایران سی هزار تومان میشد و مبلغ خوبی بود ما هم گفتیم بیکاریم بریم غروب برمی گردیم و بکارهای دیگمون هم می رسیم نمی دانستیم چه اتفاقاتی قرار بیافته راه افتاد و وارد خارج شهر شد
ادامه دارد

















